خشمهاي جابهجا شده
نسرين ضميري
پيش از ظهر يك روز جمعه تابستان براي خريد نان رفته بودم نانوايي محل، ده، پانزده نفر زن و مرد زير تيغ آفتاب تابستان منتظر ايستاده بودند. بعد از چند دقيقه متوجه شدم مغازه نانوايي سايهبان دارد اما بسته است. به كارگر نانوايي گفتم لطفا سايهبان را باز كنيد، آفتاب خيلي اذيت ميكند. گفت خراب است، گفتم خب تعميرش كنيد. سايهبان كه با برق يا گاز كار نميكند تا براي شما هزينهاي اضافه داشته باشد، جوابي نداد. مردمي كه در صف ايستاده بودند يا زير لب غرغر كردند يا سري تكان دادند. مدتي كه گذشت متوجه شدم صف حركت نميكند، كمي جلوتر رفتم و ديدم نانهايي كه پخته شده بستهبندي و تحويل پيك ميشوند، البته نانهايي كه خوب پخته شده و برشته بودند، ساير نانهاي كج و كوله و سوخته يا خمير را هم به مشتريان در صف ايستاده ميدهند. اين وضعيت نانواييهاي تهران است نه سيستان يا خوزستان يا.... . اما در اين نوشته قصد ندارم در مورد نان بنويسم. موضوع ديگري را ميخواهم مطرح كنم و خريد نان فقط يك مثال است. سوالي كه برايم پيش آمد اين بود كه آيا مردم براي دريافت خدمات مناسب موردنياز روزانه خود باید مدام شكايت كنند تا مسوولان مربوطه رسيدگي كنند؟ آيا نظارت بر كار واحدهاي خدماترسان وظيفه مردم است؟ آيا مردم باید صبح و ظهر و شب از اين اداره به آن اداره تخلفات صنوف و مشاغل گوناگون را گزارش دهند و پيگير حقوق معمولي شهروندي خودشان باشند؟ در غياب ساختارهاي نظارتكننده مردم چه كنند؟
حين انديشيدن به اين سوالات مفهومي به ذهنم رسيد به نام «مكانيسمهاي دفاعي رواني.» معمولا افراد وقتي احساسات منفي را تجربه ميكنند، به شكل «ناخودآگاه» سعي در يافتن راهي براي كنار آمدن با آنها دارند. مكانيسمهاي دفاعي يكي از راههاي كاهش اضطراب و استرس و رسيدن به آرامش رواني است. بدن ما به يك سيستم دفاعي رواني مجهز است كه همانند سيستم ايمني جسماني در برابر رويدادهاي استرسزاي زندگي به شكل ناخودآگاه به كار گرفته ميشود تا ما را در برابر آسيبهاي ناشي از آنها محافظت كند. يكي از مكانيسمهاي دفاعي در تعاملات اجتماعي «مكانيسم دفاعي جابهجايي» يا Displacement است.
مكانيسم دفاعي جابهجايي پديدهاي روانشناختي است كه در آن فرد احساسات منفي خود را از منبع اصلي خشم به منبعي كمتر تهديدكننده هدايت ميكند. به بيان سادهتر اگر به مثال نانوايي برگرديم، ميتوانيم تصور كنيم كه نانوا نارضايتي خودش از قيمت آرد را با بيتوجهي به كيفيت پخت نان ابراز ميكند. مشتري خشم خود از نان بيكيفيت را با محكم بستن در تاكسي نشان ميدهد. راننده تاكسي با مسافر بر سر ميزان كرايه بحث ميكند. كارمند اداره، كار ارباب رجوع را انجام نميدهد يا امروز و فردا ميكند. ارباب رجوع خشم و عصبانيت خودش را با نزاع بر سر جاي پارك با فردي ديگر خالي ميكند و به همين شكل زنجيروار اين خشم جابهجا ميشود و چرخهاي معيوب شكل ميگيرد. حال موقعيت نانوايي را به اين شكل تصور كنيد كه فردي براي خريد نان برود و در گرماي طاقتفرساي تابستان زير سايهبان خنكي بايستد، يك آبسردكن وجود داشته باشد كه تشنگي خود را رفع كند، در مدت زمان معقولي نان باكيفيت خود را تحويل بگيرد و بدون هيچ استرسي راهي خانه شود. اين چرخه سالم تا پايان روز در تعامل با ديگران تكرار ميشود. اگرچه بدون احساس خشم نميتوان در برابر بيعدالتي واكنش نشان داد اما مديريت خشم و عصبانيت يكي از مهارتهاي موردنياز در دنياي امروز است، ازجمله راههاي مديريت خشم مهارت Assertiveness يا «جراتورزي» است. جراتورزي يعني در عين حال كه به نظرات ديگران احترام ميگذاريم، بتوانيم به شيوهاي مودبانه، مناسب و مستقيم مطالبات و نظرات خود را بيان كنيم. خبر خوب اين است كه همه مكانيسمهاي دفاعي ناخودآگاه نيستند و مكانيسم دفاعي «خودآگاه» هم داريم، ازجمله «مكانيسم دفاعي نوعدوستي» يا Altruism. نوعدوستي يعني كمك سازنده و ياري رساندن به ديگران كه رضايت فردي را هم به دنبال دارد و با واكنش مثبت ديگران احساس خوبي پيدا ميكنيم. با اين توضيحات برگرديم به پاسخ سوالات مطرح شده در ابتداي متن. براي خواستهها و مطالبات خودمان نه بيتفاوت باشيم و سكوت كنيم و نه رفتار پرخاشگرانه داشته باشيم. جابهجا كردن خشم هيچ سودي براي ما ندارد. از علت خشم و عصبانيت خودمان آگاه باشيم و به شيوهاي محترمانه و قاطع خواستهاي خود را مطرح كنيم و در گرفتن حق به همديگر كمك سازنده نماييم. با اين شيوه احساس شادكامي و رضايت از زندگي هم افزايش مييابد. روانشناس