گزارش «اعتماد» از مشكلات كسب و كارهاي مجازی بعد از قطعي اينترنت
دخل خالی كاسبان آنلاين
درآمد افرادي كه كسب و كارشان به اينترنت وابسته است، در دو هفته اخير به صفر رسيد
شفق محمدحسيني
كسب و كارهاي اينترنتي در ايران از دهه نود شمسي جاني تازه گرفت و به مرور زمان، آنقدر جا افتاد كه بسياري افراد تصميم به راهاندازي كسب و كارهاي كوچك شخصي به صورت آنلاين گرفتند. برخي حتي در كنار فروشگاههاي بزرگ براي خريد حضوري، بخشي را هم به خريد اينترنتي اختصاص دادند كه اين قسمت كمكم ميان متقاضيان راهش را پيدا كرد. به طوري كه امروز برخي افراد مقدار قابل توجهي از خريدهاي روزانه خود را به صورت مجازي انجام ميدهند. حالا بيش از دو هفته است كه قطعي سراسري اينترنت در ايران ادامه يافته است؛ اتفاقي كه ابتدا تبعاتش چندان به چشم نميآمد، اما هر چه گذشت، اين خاموشي ممتد، چشمهاي بيشتري را نگران كرد. آنها كه چشمانشان از لحظه بيدار شدن به صفحه گوشي همراهشان بود تا لحظه خواب، حالا دو هفتهاي ميشود كه حتي حوصله جواب دادن زنگهاي تلفن همراه خود را هم ندارند. هر چند تا زمان نگارش اين گزارش برخي پيامرسانهاي داخلي قابل دسترسي شده است، اما قطعي طولاني اينترنت، براي هر فردي دغدغهاي به نسبت نوع و ميزان استفادهاش از آن ايجاد كرد. از مادري كه هر روز با شنيدن صدا و ديدن تصوير فرزندان و نوههايش در آن سوي آب، روزش را ميساخت گرفته تا زني كه هنرش را از هفت شهر آن طرفتر به تهرانيها و ديگر شهرها عرضه ميكرد. از ترشي گرفته تا كلاههاي بافتني، دختركي در رشت، هنوز بيست سالش هم نشده اما با كلاههاي بافتني و ويديوهايي كه از دستبافتههايش با سليقه خاص خود ميساخت و در اينستاگرام به اشتراك ميگذاشت، رزقي براي روزهاي آيندهاش مياندوخت، حال دو هفته است كه حتي دل و دماغ ندارد در خيابانهاي سرد رشت، با نماي بازارِ سوخته قدم بزند. انگار غم به جاي باران به شهر قشنگ و زندهشان ريخته است. حتي حالِ بافتنِ آن هدبندهاي خوشرنگ را هم ندارد. كامواها در اتاق كوچكشان روي هم انباشته شدند؛ چون غمي كه از در و ديوار بالا ميرود و زخمهاي شهر را به هم ميبافد. «سعيد قاسمي»، مربي فدراسيون دوچرخهسواري و مالك گروه دوچرخهسواري دامون، درباره آثار قطعي اينترنت بركسب و كار خود به «اعتماد» گفت: «كسب و كار ما برگزاري تورهاي دوچرخهسواري در مقاصد داخلي ايران، بسته به فصل، به مناطقي با آب و هواي مناسب آن است. هر سال در زمستان به دليل گرمتر بودن هوا، تورهاي جنوب را برگزار ميكرديم و همه اطلاعرسانيها، جذب و ثبتنام مخاطب از طريق اينترنت و روي پيج اينستاگرام ما بود. همچنين اطلاعرساني آنچه در تورهاي قبلي گذشته، به صورت تصويري شامل عكس و ويديو در پيج ما موجود بود. تورهاي جديدي كه قرار بود برگزار شود هم در آنجا معرفي ميشد. بخش عمده متقاضيان ما از طريق اينستاگرام آشنا و از زمان و مكان تورها مطلع ميشدند. با قطع شدن اينترنت در دو هفته اخير كاملا اين فضا براي ما غيرقابل دسترس است و نه ميتوانيم اطلاعرساني برنامههاي آينده و نه شرح گزارش برنامههاي قبل را داشته باشيم.» حالا چند روزي ميشود كه برخي پلتفرمهاي داخلي قابل دسترس شدهاند. اما براي افرادي كه براي كسب و كارشان نياز به ارتباط با دنياي خارج از ايران دارند، همچنان عدم دسترسي وجود دارد. اينستاگرام در سالهاي اخير به عنوان بخشي از بستر كسب و كارهاي آنلاين تبديل شد، گروهي از شاغلان آنلاين از طريق تبليغ و ارايه فعاليت خود، از اين فضا براي جذب مخاطب و سرمايه اجتماعي و اقتصادي استفاده كردند. فضايي كه با قطعي اينترنت، عملا مخاطباني كه در داخل ايران كسب و كاري داشتند، دو هفته است چراغ دخل مجازيشان خاموش شده است. قاسمي با اشاره به اينكه هيچ كدام از پلتفرمهاي داخلي نميتواند كار اينستاگرام را انجام بدهد، گفت: «در هفت سالي كه در اينستاگرام فعاليت داشتيم، به حدود 11 هزار مخاطب رسيديم كه همه آنها از طريق پيج اينستاگرام با ما در ارتباط بودند و با اين قطعي اينترنت ارتباط همه آنها با ما قطع شده است و ما حتي اگر بخواهيم با يك پلتفرم جديد شروع به جذب مخاطب كنيم، دوباره هفت سال زمان ميبرد تا به اين حجم از مخاطب برسيم. بخش ديگري از مخاطبان ما هم از طريق كانال تلگرام در جريان اطلاعرساني و اعلام برنامهها قرار ميگرفتند كه در آنجا هم حدود سه هزار نفر عضو داشتيم كه ارتباطمان در اين دو هفته با آنها هم قطع شده است و متاسفانه هيچ راهي براي اطلاعرساني با اين حجم از افراد نداريم كه اگر برنامهاي قرار است برگزار شود، براي ثبتنام اقدام كنند.»
برگزاري تورهاي گردشگري و
طبيعتگردي عملا ناممكن شده است
درآمد برگزاري تور براي اين گروه، در حال حاضر و بدون امكان برگزاري برنامهها، با مخاطباني كه در خاموشي اينترنت، در فضايي كه نيست، عملا انگار گم شدهاند، به صفر رسيده است. او ادامه داد: «درآمد اصلي ما در حال حاضر صفر است. هر توري بايد يك تعداد حداقلي داشته باشد تا برگزار شود و ما اگر بخواهيم در پلتفرمي تازه دوباره عضوگيري كنيم، تا به مرحله درآمدزايي برسد، باز سالها طول خواهد كشيد. درآمد ديگر ما از طريق آموزش دوچرخهسواري و فروش تجهيزات مربوط به آن بود كه در اين بخش هم مخاطب از طريق اينستاگرام داشتيم كه آن هم قطع شده است. ما در زمان وصل اينترنت تقريبا از اين دو بخش حدود ماهي 50 تا 60 ميليون تومان درآمد داشتيم كه حالا به صفر رسيده است.» قطعي جيپياسها در دو هفته اخير و نقشههاي مسيريابي و آب و هوا، سبب شد بسياري از برنامههاي طبيعتگردي و كوهنوردي نيز با وقفه مواجه شود يا همچون راه رفتن در دل تاريكي باشد. به خصوص در سرماي ناگهاني روزهاي اخير، بسياري از افراد حتي نميدانستند كه در ارتفاعات چه ميگذرد. اين گروه دوچرخهسواري هم حتي اگر موفق شوند كه با استفاده از پلتفرمهاي داخلي مخاطبي هر چند حداقلي را جذب و تورهايشان را برگزار كنند، باز به گفته قاسمي با چالشي ديگر مواجه هستند: «اغلب نرمافزارهاي مسيريابي، آب و هوا و نقشههاي ماهوارهاي به اينترنت بينالمللي وابسته است. وقتي توري را برگزار ميكنيم، بهخصوص در مكانهايي مانند جنگل يا كوير، حتما نياز به نقشههاي دقيق ماهوارهاي است كه در حال حاضر دسترسي به هيچ كدام آنها وجود ندارد. براي برگزاري تور در مسيرهاي خاص نياز به اپليكيشنهايي داريم كه اصطلاحا جادهها در آن تعريف ميشود، مثل strava يا wikiloc كه به اينها هم دسترسي نداريم. يعني مسيري كه قرار است طي كنيم را به آن دسترسي نداريم و امكان ثبت ركورد هم نداريم. تحليل دادههاي تور را هم نميتوانيم داشته باشيم. به دليل اينكه اكثر مسيرهاي دوچرخهسواري ما غيرشهري و در نقاط غيرمعبري است، هيچ اپليكيشن عادي آنها را نمايش نميدهد و ما با تصاوير ماهوارهاي آب و هوا و شرايطش را ميسنجيديم كه آن هم فعلا قطع است. مساله ديگر هم فضاي عمومي و روحي جامعه است كه با اين فضا و قطعي اينترنت و استرس جديدي كه به مردم بابت نگراني بسياري از كسب و كارها ايجاد شده است، خيليها اصلا دل و دماغ شركت در تورهاي دوچرخهسواري و برنامههاي اينچنيني را هم ندارند و بايد منتظر بمانيم تا شرايط جامعه از التهاب فاصله بگيرد و بعد از آن، كمكم افراد به تفريحات عادي خود بازگردند. ما اين مساله را بعد از جنگ 12 روزه هم تجربه كرديم و آن وقت هم زمان زيادي برد تا مردم حال عادي پيدا كنند.» روزهاي اول قطعي اينترنت، تاكسيهاي اينترنتي هم قطع بودند. اما بعد از گذشت يكي، دو روز وصل شد. هر چند برخي مواقع براي يافتن مسيرها يا پرداخت وجه، كمي نوسان داشت. حالا خود رانندهها هم از كاهش قابل توجه مسافران خبر ميدهند. يكي از آنها ميگويد: «درصد قابل توجهي، شايد حدود 40 درصد كاهش مسافر را نسبت به دوره قبل از قطعيها شاهدش هستيم. اما نوسان جيپياس رانندهها و مسافران را گاهي سردرگم ميكند. به گفته يكي از رانندهها، وقتي جيپياس قطع ميشود، اگر مسير را بلد نباشيم كنسل ميكنيم يا خود مسافر كمك ميكند تا مسير را بيابيم. برخي مواقع براي پيدا كردن آدرس بايد كمي بيشتر از گذشته منتظر بمانيد تا بالاخره مسير با اينترنت تاخيري يافت شود و بتوانيد تاكسي بگيريد. اما بعد از يكي، دو روز اول طبق تجربه خودم، غير از چند باري كه با كمي معطلي برنامه باز شد و يكبار كه پرداخت كمي مشكل داشت، تقريبا هر بار توانستم تاكسي بگيرم.»
دو هفته بيكاري و درآمدِ صفر
خانم «پ» معلم آموزش زبان فارسي و انگليسي كه اغلب شاگردانش در كشورهاي ديگر زندگي ميكنند، درباره تاثير قطعي اينترنت بر زندگي خود و شاگردانش به «اعتماد» گفت: «كلاسهاي من همه بينالمللي است و نميتوانم از پيامرسانهاي ايراني براي ارتباط با شاگردانم استفاده كنم. بايد حتما تلگرام، واتساپ يا حتي اينستاگرام را داشته باشم. در آن فضا ما ساعت كلاسها را هماهنگ كرده، حضور غياب و همه اتفاقهاي كلاس در آنجا انجام ميشد. با پلتفرمهاي خارجي مثل گوگلميت كلاسها را برگزار ميكرديم. حالا يك پلتفرم ايراني مانند الوكام هم وجود دارد كه باز ميشود ولي دانشآموزان داخل ايران فقط ميتوانند از آن استفاده كنند. كلاسهاي ما به ناگهان قطع شد و بچهها هيچ ايدهاي نداشتند كه معلمشان كجا رفت. من الان دو هفته است كه هيچ ارتباطي با آنها ندارم. برخيشان شهريه ترم جديد را هم پرداخت كرده بودند و قطعا نگران شدهاند. از طرفي براي من اين قطعيها ضربه سنگين اقتصادي داشته و دارد. كلاسهاي بچهها چهار هفتهاي است كه عملا دو هفتهاش كنسل شد و اگر ادامه پيدا كند، درآمدي حدود 30 ميليون تومان در ماه به صفر ميرسد و من واقعا نميدانم چه بايد كنم؟ از طرفي دلتنگ شاگردانم هم هستم.» اين معلم كه به دانشآموزان ايراني در روسيه، سوئد و آلمان درس ميدهد، همه سعياش را كرده بود تا تصوير زيبا و متمدني از ايران ارائه بدهد، حالا باوجود قطعي ناگهاني اينترنت، جداي از بار مالي سنگيني كه براي معلم در برداشته، با عبور از اين شرايط، خودش ميگويد نميدانم حتي چگونه برايشان توضيح بدهم كه چرا اينترنت به ناگاه قطع شد. خانم «ش» بيش از چهار سال است كه مربي يوگاست. شاگردانش اغلب آنلاين هستند و 8 نفر آنها خارج از ايران زندگي ميكنند. با آغاز قطعيها برنامه همه آن 8 شاگرد خارجي و چهار شاگردي كه در داخل ايران بودند و به صورت آنلاين كلاس داشتند، قطع شد. كل برنامه روزانه اين مربي به همراه شاگردانش تعطيل شد. حتي چند شاگرد محدود حضورياش هم دل و دماغ شركت در كلاس را نداشتند. اين مربي ميگويد خيلي از شاگردانش مشكلات جسمي داشتند، مانند كمردرد و درد سياتيك كه با قطع دورهها، دوباره دردهايشان بازگشتند. يكي از شاگردانش به گفته او دو روز است كه از پادرد نميتواند پاهايش را حركت بدهد. دردهايي كه با درمان يوگا آرام گرفته بود، حالا بازگشته است. اين يكي از دهها مربي است كه اين روزها بيكار شدهاند. خودش هم قرار بود اسفندماه در دوره مربيگري در هند شركت كند كه حالا اصلا مشخص نيست تكليف مبلغ زيادي كه براي كلاسش پرداخت كرده است، چه ميشود؟ مربي دورهشان ساكن امريكاست و هيچ تماسي هم برقرار نميشود. شاگردانش آن سر دنيا، كلاسهايشان قطع شده است و آنها كه در ايران هستند هم اين روزها اگر دل و دماغي برايشان باقي مانده باشد، سعي ميكنند با يكي از برنامههاي داخلي وصل شوند كه به قول خودش تنها بعد از دو هفته توانست يك جلسه كلاس برگزار كند كه آن هم مدام قطع و وصل ميشود و تنها با دو كاربر رايگان برگزار ميشد و به ازاي هر كاربري كه افزوده شود، بايد اشتراك بيشتري پرداخت كنند.
به گفته رضا الفتنسب، رييس اتحاديه كسب و كارهاي اينترنتي به ايلنا، ميزان فروش تاكسيهاي اينترنتي 25 تا 40 درصد، پلتفرمهاي گردشگري 60 تا70 درصد و سايتهاي نيازمندي 30 درصد كاهش يافته است.
اين روزها هيچ كس دل و دماغ ندارد. فروشندههاي آنلاينشاپها، حتي حوصله پاسخ به سوالهاي مرا هم ندارند. برخيشان گفتند دوست نداريم خودمان را درگير كنيم. حتي نميخواستند اسم شهر محل سكونتشان را بياورم. تنها به همين نكته اشاره ميكنم كه صاحب يك آنلاينشاپ در شهري مرزي كه از اغلب شهرهاي ايران مشتري داشت، حالا دو هفته است كه با قطعي اينترنت كه مشتريهايش از طريق پيج اينستاگرامش با او در ارتباط بودند و سفارش ميدادند، خانهنشين شده است. ميگويد: «هيچ كاري نميكنيم. منتظر بازگشت دوباره و روشن شدن صفحه تاريك دنياي مجازي ميمانيم.» فروشنده ديگري كه فروشگاه حضوري هم دارد، ميگويد: «شايد يكي، دو نفر كه از قبل شماره تلفن را داشتند تماس بگيرند و سفارشي بدهند، اما حتي مشتريهاي حضوري هم كمتر شده است. كسي حوصله خريد كردن ندارد.» خانم ديگري كه مزون دارد هم ميگويد كه حالا قرار بود در اوج فروش پيش از شب عيد باشيم، اوجي كه امسال زود افول كرد و حالا حتي نميدانيم كه اجناس شب عيد را توليد كنيم؟ آيا اصلا به بازار ميرسيم؟ اصلا متقاضي باقي خواهد ماند؟ اينترنت وصل ميشود؟ ميگويد: «همه اجناس چندبرابر شده است و در بازار برخي حتي پارچه هم نميفروشند. همه اجناسشان را از ترس تمام شدن انبار كردهاند. هر چه را از دست بدهي بايد چندبرابر تهيه كني. دستمان در حنا مانده است.» به گفته برخي كارمندان شركتهاي خصوصي به «اعتماد» تعدادي از شركتها نيز كه زيربناي فعاليتشان با اينترنت است، حالا به كارمندان خود هشدار دادهاند كه در صورت ادامه وضعيت قطعي اينترنت، توان پرداخت حقوقشان را ندارند. به نوعي كه برخي از آنها به كارمندان خود اعلام كردهاند كه اگر تا 15 بهمن اين قطعي اينترنت ادامه پيدا كند، توان پرداخت حقوق كارمندان خود را ندارند و حتي بيم بيكار شدن آنها ميرود. «كيوان نقرهكار» كارشناس حوزه فناوري اطلاعات و فضاي مجازي، درباره تاريخچه كسب و كارهاي اينترنتي در جهان و در ايران به «اعتماد» گفت: «با ظهور اينترنت در دنيا، كسب و كارهايي از اين دست شكل گرفت. در امريكا و اروپا به عنوان پيشگامان آن، در دهه هفتاد ميلادي و البته با توسعه اينترنت در دهه هشتاد و نود ميلادي ما شاهد اتفاقات بزرگي بوديم. وجود شركتهايي مانند آمازون، يا اي بي به عنوان پيشگامان اين عرصه، بر هيچ كس پوشيده نيست. گوگل هم چه بسا در همين دهه هشتاد ميلادي شكل گرفت و امروز به نوعي يكي از شركتهاي بزرگ فناوري است. اما اگر بخواهيم دهه هشتاد و نود ميلادي را مقايسه كنيم با آنچه در كشور ما رخ داد، شايد همان هشتاد و نود را بتوانيم اين بار تبديلش كنيم به شمسي يعني در دهه هشتاد و نود شمسي بود كه خيلي از نگاهها به سمت كسب و كارهاي اينترنتي رفت. از دهه هفتاد شمسي در ايران اينترنت به نوعي رواج پيدا كرد، اما نگاه ويژهتر در بحث توسعه كسب و كاري از دهه هشتاد شكل گرفت. جايي كه شركتهايي مانند ديجيكالا فعاليتشان را آغاز كردند. اما دهه نود شمسي براي توسعه كسب و كارها بسيار كمككننده بود. زماني كه گوشيهاي لمسي و شبكههاي اجتماعي و پيامرسانها به زندگي ما راه پيدا كردند و سبب شدند كه شاهد تحول بزرگي در حيطه كسب و كاري را شاهد باشيم. بنابراين اين روزها بسياري از كسب و كارها وابسته به فناوري اطلاعات و به خصوص اينترنت هستند.»
دو و نيم ميليون شغل وابسته به اينستاگرام
نقرهكار درباره تبعات عدم دسترسي به اينترنت براي صاحبان مشاغل آنلاين نيز گفت: «ما حدود دو و نيم ميليون شغل داريم كه كاملا وابسته به اينستاگرام هستند. توجه كنيد كه صرفا اينستاگرام و نه فقط اينترنت يا فناوري اطلاعات و شايد در كنار اين 2.5 ميليون شغل، بالاي 20 ميليون نفر باشند كه از اين حضور در فضاي مجازي درآمد مستقيم كسب ميكنند و زندگي خود و اقتصاد كشور را ميچرخانند. اخيرا به نقل از انجمن كسب و كارهاي اينترنتي گفته شده كه هر روز قطعي اينترنت، بالاي 4 هزار ميليارد تومان آسيب را به اقتصاد كشور وارد ميكند. اين عدد بسيار قابل توجه است. ما وقتي از مشاغلي كه در حوزه استفاده از اينترنت يا فضاي مجازي ميتوانند كار خود را توسعه بدهند صحبت ميكنيم، صرفا فقط مشاغل فناورمحور نيستند و بسياري از مشاغل سنتي هم كسب و كارشان از طريق اينترنت جريان پيدا ميكند. مثلا يك بانوي سرپرست خانواده كه لباسي ميدوزد يا قالي ميبافد يا غذايي را طبخ ميكند، صرفا از طريق اينترنت يا فضاي مجازي و شبكههاي مجازي است كه ميتواند رزق زندگي خود را سپري كند و قطعي اينترنت صرفا فقط عدد ريالي و دلاري نيست، بلكه گاهي اوقات باعث مرگ بسياري از كسب و كارها ميشود. اگر اين نوع از كسب و كارها از بين برود، بازگشتش بسيار سخت است. بنابراين قطعي اينترنت و نبود شبكههاي اجتماعي و پيامرسانهاي مختلف ميتواند براي بسياري از كسب و كارها آسيبزننده باشد و تفاوتي نميكند چه كسب و كار يكنفره باشد و چه كاري كه چندين هزار نفر پرسنل دارد و نبود اينترنت ميتواند اين فضا را دچار مشكل كند.» به گفته نقرهكار، دو نگاه براي مواجهه با شرايط امروز وجود دارد: يك نگاهي است كه موافقان اينترنت ملي به آن اشاره ميكنند، يعني اينكه ما ميتوانيم تمام آنچه مدنظرمان است را در داخل كشور داشته باشيم. شايد نمونهاش كشور چين باشد. برخي هم كه اعتقاد دارند كه اينترنت بايد اينترنت جهاني باشد و شبكههاي اجتماعي و پيامرسانهاي بينالمللي را استفاده كنيم. كارشناساني كه معتقدند اينترنت بايد ملي باشد و ما ميتوانيم شبيه چين باشيم، بايد چند نكته را در نظر بگيرند؛ زيرساختهاي كشور چين بسيار مهياست و جمعيت كشور چين به اندازه شايد چندين كشور باشد. قوانين و مقررات و حمايتهايي كه در كسب و كارهاي آنجا وجود دارد و تمام شرايط آنجا، اين فرصت را براي آنها به وجود آورده كه بتوانند از آن زيرساختها بهره ببرند. ما سالهاست كه در حال تلاش هستيم كه زيرساختهاي بومي و ملي را داشته باشيم. از سيستم عامل ملي تا جستوجوگر بومي و ايميل ايراني، ولي متاسفانه هيچ كدامش را جز اينكه هزينه صرف كنيم، نتوانستهايم به موفقيت برسانيم و به نظر هم نميآيد كه بتوانيم به آن فضايي كه ميخواهيم، برسيم. نكته ديگر اينكه فرصتهاي بينالمللي براي كشور ما بسيار مهم است. ما نخبگان، محصولات و جامعهاي داريم كه ميتوانند از اين زيرساختهاي بينالمللي و ارتباط با دنيا براي كشور سودآوري كنند. اگر ميخواهيم كسب و كار بزرگتري با نام اقتصاد ديجيتال در كشور ما شكل بگيرد، نياز است اينترنت مهيا باشد. اگر اينترنت مهيا نباشد بسياري از افراد كسب و كارشان را از دست ميدهند كه اين از دست دادن در جامعهاي با رويكرد اقتصادي يعني از دست دادن شغل و اين به معناي از دست دادن زندگيشان است و اين يعني باز هم دلزدگي و ناراحتي. اگر ما نگاهي امنيتي براي قطع اينترنت داريم، خوب است كه دولتمردان ما بدانند با قطع اينترنت چه بسا بسياري مشاغل از بين ميرود و نابود ميشود و باز هم يك ناراحتي و دلخوري و فاصله بين دولت و مردم ايجاد ميشود. صاحبان كسب و كارهاي اينترنتي همچنان با چراغهاي نيمه خاموش، پشت دخلهاي مجازي خود، مگس ميپرانند و برخي هم خيره به نقطهاي روشن، در آيندهاي دور يا نزديك، شايد كه آينده، از آنِشان شود و باز براي ديدن تعداد بازديدكنندههايشان كه روزبهروز بيشتر ميشد، ذوقزده شوند و وقت سر خاراندن هم شب عيدي پيدا نكنند و بستههاي پستي خيالي را يكي بعدِ ديگري ارسال كنند. باشد كه نور بدمد بر تاريكي و آفتابِ روشن از پسِ روز برآيد و اينترنتِ همه ساكنانِ گربه غمگينِ خاورميانه هم وصل شود.