گرينلند نوك كوه يخ جدال بزرگ
حالا اروپا بايد حساب كند كه از رقم پرداختي 75 ميليارد دلار بايد به 250 ميليارد دلار پرداختي به امريكا برسد. فراتر از داستان انرژي، اروپا درگير هزينههاي سنگين جنگ اوكراين است. ماشين جنگي «ارتش سرخ» بيمهابا و با استراتژيهاي آخرالزماني همچنان در حال پيشروي است. وضعيت زمستاني امكان پيشرويهاي بزرگ در بهار را براي روسيه متصور كرده است. سر اروپا در ماجراي «معامله بزرگ» بيكلاه مانده است. ترامپ در گسل ژئوپليتيكي اوكراين به اروپا فشار وارد ميكند تا با «ولاديمير پوتين» به يك معامله مطلوب دست پيدا كند. در بين برخي رهبران «سرسخت» اروپايي اين تفسير وجود دارد كه ترامپ دير يا زود خواهد رفت. رييسجمهوري فرانسه يا حتي نخستوزير بريتانيا (كه سابقا موضعي ميانه داشت) معتقدند كه ترامپ در بخش بزرگي از خواستههايش به نتيجه نرسيده است. در عين حال نخستوزير اسپانيا و صدراعظم آلمان به شكل علني خواهان حركت سريع به سمت ارتش اروپايي شدهاند. ايده ادغام نيروهاي نظامي ملي در قالب يك ارتش فراملي اروپايي نخستينبار در سال ۱۹۵۱ براي مقابله با اتحاد جماهير شوروي و اطمينان از اينكه تسليح مجدد آلمان تهديدي براي همسايگانش نباشد، مطرح شده بود. برگرديم به ماجراي مناقشه درون خانوادگي بلوك غرب، فهم ارتباط محاسبات ذهني ترامپ با جنگ اوكراين و مناقشه گرينلند خيلي سخت نيست؛ ترامپ با ضعف اروپا بازي ميكند تا «دژ شمالي» در نيمكره غربي را به چنگ بياورد. آيا اروپا سرانجام تسليم ميشود يا رييسجمهوري امريكا را اسير بازي زمان ميكند؟
اصل داستاندر لابهلاي حرفهاي ترامپ و «مارك روته» دبيركل ناتو حرفهايي درباره «هفت متحد قطب شمال» مطرح شده است. هدف فوري وزارت جنگ امريكا درباره گرينلند استقرار سامانه پدافندي «گنبد طلايي» است. تصور زبانههاي آتش تنشهاي ژئوپليتيكي در قطب شمال براي ژنرالهاي ناتو يك «اتفاق» بديهي است؛ «تغييرات اقليمي» در حال ترسيم ژئوپليتيك سختي شده كه قابل دسترس نبود. روسيه حوالي سال 2008 توسط يك زيردريايي اتمي زير لايههاي قطور يخهاي شمالگان پرچم تيتانيومي روسيه را بر كف اقيانوس منجمد شمالي كوبيد تا سرحدات شمالي را براي غرب ترسيم كرده باشد. در آن زمان بازنويسي دكترين «جنگ سرد» جدي گرفته نميشد اما معادلات روابط بينالملل امكان بازگشت به تقابل شرق با غرب را قابل تصور كرده بود. شايد حتي بتوان گفت كه جنگ اوكراين مقدمه تقابل در شمال بود. در سال 2001 روسيه مدارك مالكيت اين منطقه غني از ذخاير انرژي را به سازمان ملل متحد ارايه داد كه مورد قبول قرار نگرفت. روسيه سالهاست كه با صبر و حوصله ساخت كشتيهاي يخشكن اتمي را در دستور كار داشته است. ناوگان ارتش سرخ در قطب شمال سلطنت ميكنند و اين يك چالش بزرگ براي امريكا است. روسيه در كنار امريكا، كانادا، دانمارك، نروژ و سوئد كشورهاي همجوار قطب شمال را تشكيل ميدهد و بر 25درصد منابع طبيعي اين منطقه يخي ادعاي مالكيت دارد. مسكو سالهاست كه مالكيت خود را نسبت به رشته كوه «لومونوسوف» واقع در بستر اقيانوس منجمد شمالي به وسعت يك ميليون و 200 هزار كيلومتر مربع اعلام كرده است؛ البته آنها در سالهاي اخير وسعت خواستههاي سرزميني كرملين در شمالگان را افزايش دادهاند. گفته شده كه سرحدات روسيه در 300 مايلي خاك امريكا در آلاسكا ترسيم شده است. براساس برآورد كارشناسان، منطقه قطب شمال با داشتن دستكم 100 ميليارد بشكه نفت و در حدود هزار تريليون و 550 ميليارد مترمكعب گاز، يكسوم كل ذخاير نفت و گاز جهان را در خود جاي داده است. روسها در حداقليترين استفاده از سرزمينهاي شمالي معتقدند باز شدن مسير دريايي شمال ميتواند به مسكو براي انتقال منابع استخراج شده از اين ناحيه كمك كند. كرملين بنابر دلايل تاريخي و جغرافيايي، سيبري را منطقهاي براي توسعه كشورشان ميداند. در كنار حساب و كتابهاي اقتصادي، روسيه اقدام به استقرار سامانههاي موشكي قارهپيما كرده است. توانايي و سرعت هدف قرارگيري «عمق خاك متخاصم» به لحاظ بعد زماني و مكاني يك وضعيت ويژه است. يخشكنهاي اتمي ارتش سرخ در ميان يخهاي شمالي رفت و آمد ميكنند، اما امريكا «هنوز» حرفي براي گفتن ندارد. ماجراي گرينلند نوك كوه يخي تقابل بزرگ است اما «فعلا» همه نگاهها به بازي ترامپ با اروپا در شكاف عميق فراآتلانتيك محدود شده است.
كارشناس مسائل بينالملل