دو حزب اروپايي درباره ايران چه ميگويند؟
محمود فاضلي
در شرايطي كه تعدادي از مقامات رسمي كشور يونان مواضع منفي در رابطه با رويدادهاي اخير ايران اتخاذ كردهاند، اما چند گروه و حزب اين كشور در بيانيههاي مستقلي انتقادهايي به هرگونه مداخله قدرتهاي جهاني در امور داخلي ايران را بهشدت محكوم كردهاند. «حزب جبهه نافرماني واقعبينانه اروپايي موسوم به MeRA25» با انتشار بيانيهاي پيرامون تحولات ايران، با انتقاد شديد از مواضع امريكا و اسراييل اعلام كرد كه تهديد، تشديد تنش و طرح «تغيير رژيم» نه نشانه همبستگي با مردم ايران، بلكه تكرار الگوهاي خطرناكي است كه در گذشته به بيثباتي، هرج و مرج و ويراني كشورهاي ديگر منجر شده است. تجربه كشورهاي عراق، افغانستان، ليبي و سوريه نشان داده كه مداخلات خارجي كه با عنوان «آزاديبخشي» توجيه شدهاند، نه تنها آزادي به ارمغان نميآورند، بلكه به شكلگيري رژيمهاي دستنشانده و ويراني بلندمدت منجر ميشوند. مردم ايران به «محافظت» قدرتهاي بيگانه، تحريمهاي تحميلي كه موجب تضعيف غيرنظاميان و تقويت عناصر تندرو، بمباران توسط قدرتهاي خارجي به بهانه حفاظت از حقوق بشر و قطعا به كمك قدرتهاي خارجي كه بهطور مكرر حقوق بينالملل را نقض كردند، نيازي ندارند. همچنین حزب چپگراي «وحدت مردمي» يونان نيز با انتشار بيانيهاي در سايت aristerorevma.gr، به بررسي تحولات اخير در ايران پرداخته است. به باور اين حزب، اعتراضات مسالمتآميز مردم ايران با مشكلات جدي اقتصادي و اجتماعي اين كشور مرتبط بود، مشكلاتي كه پيامد مستقيم سالها تحريمهاي تحميلي غرب عليه ايران بوده و در سپتامبر ۲۰۲۵ با اعمال تحريمهاي همهجانبه به اوج خود رسيد. علاوه بر اين فشارهاي فزاينده، سياستهاي رياضتي دولت فعلي نيز تاثيرات منفي بر وضعيت گذاشته است.
فارغ از ويژگي اوليه اين اعتراضات، محور يورو-آتلانتيك و اسراييل بلافاصله طرح «تغيير رژيم» را از طريق گروههاي مسلح و عوامل نفوذي با حمايت مادي موساد به اجرا گذاشتند. اين عملياتها بخشي واحد از شبكه محاصره امپرياليستي عليه كشورها و دولتهايي است كه با دستورات و جهتگيريهاي غرب همسو نيستند: دهها بسته تحريمي در زمينههاي دارو، قطعات، محصولات غذايي و غيره از سوي امريكا و اتحاديه اروپا، در كنار محدوديتهاي تجارت خارجي، با هدف اصلي ايجاد فلاكت اقتصادي و فقر دستهجمعي طبقات مردمي اعمال شده تا با شعلهور كردن انفجار اجتماعي، زمينه لازم براي مداخله امپرياليستي فراهم شود.
ايران با حملات تركيبي متعددي از جمله ترور مقامات دولتي و نخبگان علمي و همچنين بمبارانهاي مستقيم توسط امريكا و اسراييل مواجه بود. همزمان، تلاش براي شعلهور كردن تنشهاي قومي و مذهبي از طريق «عناصر متمايل» در ميان اقليتهاي كشور چند قومي ايران در جريان است. امپرياليسم يوروآتلانتيك سالهاست كه تلاش دارد طرح شناخته شده خود، يعني ايجاد فروپاشي اجتماعي با ويژگيهاي «جنگ داخلي» را در ايران تكرار كند. طرحي كه پيشتر در كشورهايي چون ليبي، سوريه، عراق و حتي لبنان به كار گرفته شد. ترديدي نيست كه اين روش بخشي از «دستورالعمل» مداخلات امپرياليستي است. نميتوان چشمان خود را بر واقعيتي كه با همان ويژگيها و اشكال هميشگي در حال وقوع است، بست. نبايد سرنوشت «بهار عربي» در چندين كشور و همچنين كودتاي مخملي طراحي شده در اوكراين را از ياد برد.
نتيجهگيري تاريخي ضروري اين است كه امپرياليسم يوروآتلانتيك نه به دموكراسي و عدالت اجتماعي اهميت ميدهد و نه به آزادي، رفاه و توسعه. وقتي «تغيير رژيم» از طريق مداخله نظامي يا حمايت از عناصر غربگرا شكست بخورد، «طرح- B » آنها ايجاد درگيريهاي داخلي و هرج و مرج مطلق است. هيچ «تغيير رژيمي» كه با اهرم خشونت نظامي و اقتصادي امپرياليسم امريكا انجام شود، به بهبود وضعيت مردم يا بهبود شرايط مبارزه طبقاتي منجر نخواهد شد. بازارهاي بردهفروشي در ليبي فروپاشيده، تجزيه سوريه با حضور سه ارتش امريكا، اسراييل و تركيه در خاك آن و سركوب اقليتها و تبديل عراق به يك پايگاه عظيم امريكايي و ميدان عمل آزاد براي موساد، تحت تهديد دايمي جدايي بخشهاي شمالي غني از منابع طبيعي، همگي ثابت ميكنند كه امپرياليسم هرگز «آزادي» به ارمغان نميآورد. آدمربايي اخير آقاي «مادورو»، رييسجمهوري ونزوئلا، تنها چند روز پيش از تحولات ايران، بخشي از همين استراتژي واحد است. تشديد مداخلات امپرياليستي، از ونزوئلا و ايران تا سوريه و اوكراين، تصادفي نيست: اين واكنش امپرياليسم غربي تحت هژموني امريكا در برابر احتمال عقبنشيني از سلطه جهاني آن است. اين تحولات دو واقعيت حياتي را تاييد ميكنند:
- امپرياليسم امريكايي همچنان خطر اصلي براي مردم جهان است.
- شعارهاي مربوط به «تقسيم جهان به حوزههاي نفوذ» هر روز توسط واقعيت تكذيب ميشود. «جهان چندقطبي» كه در آن امپرياليسم كنترل را تقسيم كند وجود ندارد، بلكه اين امپرياليسم يوروآتلانتيك است كه با ظهور رقباي بالقوه، تهاجميتر شده است. نظريههاي مربوطه به «تقسيم جهان» روايتهاي امپرياليسم غربي براي خلع سلاح مبارزات مردمي است.
«عاديسازي» نسلكشي مردم فلسطين، سندي آشكار بر ميزان اهميتي است كه غرب براي آزادي و دموكراسي قائل است. اقدامات امريكا و متحدانش هر آنچه از حقوق بينالملل باقي مانده است را نابود كرده و بشريت را به چندين دهه قبل سوق ميدهند. قواعد و مرزهايي را زير سوال ميبرند كه براي نخستينبار در تاريخ، پس از پيروزي ضد فاشيستي سال ۱۹۴۵، با نقش تعيينكننده شوروي و موج ضد استعماري در دهههاي اول پس از جنگ، بر امپرياليسم غرب تحميل شده بود.
حزب «وحدت مردمي» هرگونه مداخله خارجي امپرياليستي را محكوم و فراخواني گسترده براي وحدت صادر كرده تا دولت كنوني يونان از كشاندن كشور بهدنبال طرحهاي امپرياليستي امريكا، نظير راي مثبت به تحريمهاي مخرب جديد عليه ايران در شوراي امنيت در سپتامبر ۲۰۲۵، دست بردارد.