دیپلماسی متقاطع در فضای ابهام و تراکم بحران
در آن شرایط زمینه برای ظهور تهدیدات و بازتولید مخاطرات بیشتر برای کشور به وجود میآید. به همین دلیل است که مذاکرات وزیر امور خارجه ایران در ترکیه به نتایج مثبت و موثری براساس چندجانبهگرایی دیپلماتیک منجر نشد. ایران بر این اعتقاد است که هرگونه دیپلماسی میبایست ماهیت متوازن و عادلانه داشته باشد در حالی که ادبیات سیاسی و مطالبات مطرح شده از سوی ایالات متحده به هیچوجه نمیتوانست متوازن باشد و یا اینکه مطلوبیت موثری را برای ایران به همراه داشته باشد. دیپلماسی ترکیه در شرایطی گام نخستین سنجش گزینهها را در دستور کار قرار میداد که ترامپ همانند گذشته از ادبیات مبهم و گزارههای چند لایه برای پیشبرد اهداف مرحلهای خود بهره میگرفت. به طور کلی ترامپ تلاش دارد تا بازی دیپلماتیک با کشورهای شکننده و یا بازیگران منطقهای همانند ایران را بر اساس معادله ابهام امنیتی پیگیری نماید. در چنین شرایطی طبیعی است که چالشهای امنیتی کشوری همانند ایران در روند مذاکرات چند جانبه با کشورهای منطقهای و نماینده امریکا افزایش پیدا میکرد. گذار از دیپلماسی ترکیه را میتوان به عنوان گام جدیدی برای نیل به اهداف راهبردی بر اساس منطق موازنه و همکاری دانست. الگویی که تحقق آن از طریق تعیین خطوط قرمز و نقشه راه برای آینده دیپلماسی امکانپذیر میسازد، باشد. ایران در روند مذاکرات به این جمعبندی رسید که دیپلماسی استانبول نمیتواند مطلوبیتهای لازم و موثری را برای جمهوری اسلامی ایجاد نماید. بنابراین هرگونه مذاکره میبایست مبتنی بر دستور کار از سوی بازیگرانی باشد که اهداف و سیاستهای نسبتا متوازنی را پیگیری خواهند کرد.
۳- دیپلماسی مسقط و ادبیات مبهم ترامپ- بار دیگر دیپلماسی مسقط بر اساس ادبیات مبهم تیم مذاکره کننده آمریکا با مقامات وزارت امور خارجه ایران انجام پذیرفت. مذاکرهکنندگان دو کشور دیدارهای سمبلیک و مقدماتی را به انجام رساندند. هدف از مذاکرات مسقط، تعیین خطوط قرمز ایران و امریکا در روند دیپلماسی و سازوکارهایی بوده است که منجر به مدیریت بحران میشود. الگوی کنش راهبردی امریکا در مذاکرات آوریل و مه ۲۰۲۵ برای جامعه ایرانی یادآور دیپلماسی فریب، مخاطره و بیاعتمادی فزاینده نسبت به سیاستهای آمریکا بوده است. روندی که با امید به صلح، دیپلماسی و همکاری شروع شد، اما نتایج پرمخاطرهای برای امنیت و ساخت سیاسی ایران به وجود آورد. مذاکرات مسقط به لحاظ زمانی و موضوعی بسیار محدود بوده و در زمان نسبتا کوتاهی به پایان رسید. اگرچه ویتکاف و عراقچی اراده خود برای تداوم دیپلماسی را منعکس نموده بودند اما حضور بوچر فرمانده مرکزی امریکا موسوم به سنتکام در مذاکرات به مفهوم تهدیدی بود که ایالات متحده در روند دیپلماسی پیگیری میکرد. به همین دلیل است که روند دیپلماتیک به سرعت پایان پذیرفت و نشانههایی از ابهام را میتوان ارمغان این دوره از مذاکرات دانست. ابهام دیپلماتیک در کنش سیاسی و سیاست خارجی با ایالات متحده و کشوری که از قدرت مازاد راهبردی برخوردار است، همواره برای کشورهای منطقه از جمله ایران پرمخاطره میباشد. آینده دیپلماسی مسقط نشان داد که صلحسازی نیازمند نقشیابی بازیگرانی است که از اراده، قابلیت و اثربخشی بالاتری در کنش دیپلماتیک برخوردار باشند. مذاکرات مسقط که توسط علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی انجام پذیرفت گامهای عملی و موثرتری را برای تعیین خطوط قرمز و صلحسازی منعکس کرد.
نتیجه - دیپلماسی در شرایط بحران، نیازمند بهرهگیری از ابزارهای متنوع سیاسی اقتصادی و راهبردی است. تمامی نظریهپردازان مدیریت بحران به چگونگی پیوند دیپلماسی با جنگ و منازعه اشاره داشتهاند. در فضای موجود سیاست بینالملل، دیپلماسی و جنگ با یکدیگر در هم تنیده شده است. در چنین شرایطی، فضای کنش دیپلماتیک نیازمند آرایش قدرت نیز میباشد. در ماه فوریه ۲۰۲۶ دیپلماتهای ایران، امریکا و اسراییل هر یک تلاش نمودند تا نمایشی از معادله قدرت و سیاست را در ذهنیت و قالبهای ادراکی طرف مقابل منعکس نمایند. ادبیات ترامپ و سیاست آمریکا همواره نشانههایی از بحران نظامی و امنیتی را به همراه داشته است. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در فضای دیپلماسی ابهام تلاش نمود تا روندهای ابهامزدایی از سیاست خارجی و الگوی کنش امنیتی ایران را در مذاکرات مسقط و دوحه تبیین کند. به موازات علی لاریجانی، شرایط برای دیدار مرحله هفتم نتانیاهو و ترامپ به وجود آمد. دیداری که همواره میتوان از آن به عنوان نمادی از جنگستیزی، غافلگیری تاکتیکی بازیگران رقیب نام برد. در فضای موجود سیاسی و امنیتی تمامی نشانههای دیپلماسی چانهزنی، مدیریت بحران،جنگ و عملیات غافلگیر کننده امریکا و اسراییل علیه ایران وجود دارد. اگرچه عرصه دیپلماسی میبایست تمامی تلاش خودرا برای مدیریت بحران، حل و فصل منازعه و عبور از چالشهای امنیتی موجود به انجام رساند. در چنین شرایطی ساختار دفاعی کشور نیز باید به این موضوع واقف باشد که اسراییل و آمریکا همواره جنگ را به موازات دیپلماسی برنامهریزی و به انجام میرسانند.
استاد دانشگاه تهران