• 1404 دوشنبه 10 آذر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6203 -
  • 1404 دوشنبه 10 آذر

نيازمند نقد اجتماعي هستيم

بيژن عبدالكريمي در گفت‌وگو با «اعتماد» از امر ملي در كشاكش بحران‌ها و تهديدها گفته‌است

مهم‌ترين مساله در شرايط كنوني آن است كه از امر ملي دفاع كنيم

 بايد اعتراف كنيم كه حاكميت در زمينه دفاع ملي و مسائل نظامي  وظايف خود را به خوبي انجام داده است

 

مهدي بيك اوغلي

وظايف متقابل نظام سياسي، مردم، روشنفكران و رسانه‌ها در شرايط حساس فعلي كه دشمنان با ابزار تهديد و تهاجم و تحريم تلاش مي‌كنند ثبات را از كشور بگيرند، چيست؟ بيژن عبدالكريمي، استاد فلسفه در پاسخ به اين پرسش معتقد است حفاظت از امر ملي مهم‌ترين دستور كاري است كه اقشار و گروه‌هاي مختلف بايد حول محور آن گرد هم آيند. به اعتقاد اين استاد فلسفه حاكميت بايد زمينه افزايش رضايتمندي عمومي را فراهم سازد، روشنفكران بايد مردم را آگاه سازند و رسانه‌ها از طريق روشنگري به شفاف‌سازي فضا و مقابله با فساد كمك كنند. مردم نيز به عنوان محور همه تحركات بايد در حوزه‌هاي عمومي مشاركت كرده و در بزنگاه‌ها از امر ملي حمايت كنند. عبدالكريمي همچنين فساد را به عنوان يكي از مهم‌ترين نمودهاي تبعيض در جامعه عامل اصلي تفرقه‌آفريني معرفي مي‌كند. او در عين حال معتقد است فساد در ايران نه امري سياسي، بلكه امري اجتماعي و اقتصادي است. اين استاد فلسفه در گفت‌وگو با «اعتماد» نگاهي به شرايط كشور و وظايف افراد و اقشار مختلف در مواجهه با امر ملي انداخته و ابعاد گوناگون آن را شرح مي‌دهد.

    شما همواره بر امر ملي تاكيد داريد، از يك طرف با انتقاد از حاكميت مي‌گوييد نظام سياسي بايد به مطالبات بر حق مردم پاسخ بدهد و رضايتمندي عمومي ايجاد كند. از سوي ديگر از روشنفكران هم خواسته‌ايد منافع ملي را مد‌نظر داشته باشند. در شرايط فعلي كه رخدادهاي جهاني باعث شده اوكراين يك‌پنجم ‌مساحت خود را از دست بدهد و سوريه اين‌طور دچار آشفتگي و... شود.آسمان ونزوئلا بسته شده  و ايران همچنان تهديد مي‌شود، امر ملي براي ايرانيان چگونه متبلور مي‌شود؟

حقيقت آن است كه شرايط جهاني به‌شدت بحراني است. مجموعه اين تحولات نشان مي‌دهد، امپراليسم امريكا و پادگان نظامي‌اش يعني اسراييل كه در حكم پادگان نظامي سرمايه‌داري جهاني در منطقه خاورميانه مستقر است، خشونت خود را عريان و بيشتر كرده و به شديدترين وجه اين خشونت را براي حفظ هژموني خود آشكار مي‌كند. در اين شرايط حاكميت ايران، روشنفكران، مردم و رسانه‌ها هر‌كدام وظايفي بسيار مهم دارند. حاكميت اما مهم‌ترين وظايف را دارد. بايد اعتراف كنيم كه حاكميت در زمينه دفاع ملي و مسائل نظامي، وظايف خود را به خوبي انجام داده است. به گونه‌اي كه كشور ما را به حدي رسانده كه روي پاي خود بايستد و حافظ استقلال ايران باشد. در زمينه توان‌بخشي قدرت ملي و دفاعي ايران، به نظرم حاكميت شاهكاري خلق كرده است. اما در ساير زمينه‌هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و رسانه‌اي، نتوانسته به درستي نقش خود را ايفا كند. از سوي ديگر روشنفكران ايراني كه باید ورود كرده، كمك كنند و گرهي از هزار توي مشكلات باز كنند، نتوانستند نقش خود را ايفا كنند. بخش عمده‌اي از روشنفكران ما امروز خود بخشي از بحران شده‌اند! چون در جبهه دشمن بازي كردند و اسير آپاراتوس نظام سلطه جهاني شدند. برخي از روشنفكران ما براي تقويت حس غرور و اعتماد ملي كمك نكردند و به دليل غرب‌پرستي و غرب‌سالاري، زمينه‌ها را براي از بين رفتن اعتماد ملي ميان بخش نوگراي جامعه فراهم كردند.حتي در زمينه اقتصادي نيز اين كمك‌ها توسط نخبگان و روشنفكران ايراني صورت نگرفت. بخشي از روشنفكران ما روشنفكران ناتويي هستند و بر اساس داده‌هاي كارشناسان ناتو تحليل‌هايشان را ارايه مي‌كردند. گويي سيم باريكي برخي را به ناتو و اتاق فكر‌هاي اسراييلي و امريكايي وصل مي‌كند و آنها اين موارد را تحت عنوان گفتمان دموكراسي و دفاع از ارزش‌هاي ليبرالي و... كه همگي گفتمان است بازگو مي‌كنند. ابزارهاي ايدئولوژيك در دست قدرت‌هاي بزرگ غربي است و روشنفكران ما به اين نكته كمتر توجه دارند.

    شما بسيار تند به روشنفكران و انديشمندان حمله مي‌كنيد؛ روشنفكران ايراني چه كار بايد مي‌كردند كه نكردند؟ چه كسي از آنها كمك خواسته كه دريغ كرده‌اند؟

روشنفكران ايراني بايد تئوري اقتصادي براي حاكميت و گفتمان انقلاب ايجاد مي‌كردند كه نكردند. چون خودشان فلسفه اقتصادي سياسي ندارند، نمي‌توانند در اين زمينه كار كنند. البته حاكميت ما و گفتمان انقلاب هم فلسفه اقتصاد سياسي ندارد و در اين مورد گنگ و گيج است. امروز كه در جامعه گرايشي پيدا شده كه ايران بتواند خود را از چنگال اقتصادي نظام سلطه نجات بدهد، برخي روشنفكران باز هم به خطا تحت عنوان دفاع از ليبراليسم، مخالفت با چپ، مخالفت با چپگرايي، مخالفت با استالينيسم و... باز هم مساله را كج و معوج مي‌بينند. اگر افرادي مانند من بخواهند از حقوق مردم دفاع كنند و با طرح‌هايي چون برداشتن سوبسيد و يارانه مخالفت كند و بر اساس قانون اساسي بخواهد از حقوق آموزش و بهداشت رايگان دفاع كرده و حق داشتن مسكن را براي اقشار محروم پايين جامعه يادآور شود، برخي طوطي‌وار و مقلد‌وار، ارزش‌هاي ليبرالي را بلغور مي‌كنند و فضا را بسيار آلوده مي‌كنند. اينها افرادي مانند شريعتي را چپول مي‌دانند و ديدگاه‌هاي طبقاتي او را زير سوال مي‌برند و اين ديدگاه‌ها را براي جامعه مانند سم معرفي مي‌كنند. معتقدم برخي روشنفكران دوباره در جاي نادرست تاريخ نشسته‌اند و از ارزش‌هاي ليبرالي به گونه‌اي دفاع مي‌كنند كه حتي در كشورهاي غربي اين‌گونه دفاع نمي‌شود. حتي غربي‌ها هم امروز با اين نئوليبراليسم و بسط قدرت سرمايه‌داران و محروميت افراد جامعه از امكانات  مشكل  دارند.

    در اين فضايي كه شما ترسيم كرديد نقش مردم كجاست ؟ به هر حال مردم عقل و فهم دارند و قادرند خوب را از بد تشخيص بدهند. اين‌طور نيست كه روشنفكران بگويند و مردم بدون تفكر قبول كنند. مباحث حتما بايد ريشه در واقعيت داشته باشند تا مردم قبول كنند. اين‌طور نيست؟

مردم اسير زندگي روزمره هستند. آنها به زبان نخبگان نگاه مي‌كنند. اما نخبگان دانشگاهي و نخبگان روشنفكر در جاي درستي نايستاده‌اند. آنها ذهن مردم را در كنار نظام آپاراتوس قدرت‌هاي جهاني و كارتل‌هاي بزرگ اقتصادي مشوش كرده‌اند. امروز بخشي از جامعه عمدتا بخش نوگرا و غربگراي جامعه به‌شدت گيج و گنگ هستند. اين وظيفه روشنفكران و نخبگان است كه به مردم كمك كنند كه به يك خودآگاهي ملي دست پيدا كنند. اما نه دانشگاه و نه روشنفكران، وظايف خود را انجام نمي‌دهند. روحانيت و حاميان گفتمان انقلاب همزباني براي گفت‌وگو با بخش نوگراي جامعه ندارند اينها هم ريسمان هدايت‌‌شان به دست رسانه‌هاي خارجي افتاده است. اين روند براي منافع ملي ما و صلح كشور ايران و اينكه ايران مورد تهاجم قرار نگيرد بسيار خطرناك است.

    مساله رفع تبعيض و فساد براي حل ناترازي‌ها اين روزها در فضاي عمومي جامعه بازتاب داشته است. تحقق عدالت در شرايطي كه ذي‌نفعان بسياري بر بودجه  و ارز دولتي و... سيطره يافته‌اند چگونه محقق مي‌شود؟شما درباره رفع تبعيض‌ها و تحقق عدالت در بستر جامعه چگونه مي‌انديشيد؟

 در ايران تبعيض بسيار است، فساد ساختاري است. نه اينكه حاكميت دچار فساد باشد، فساد به عنوان يك امر اجتماعي مطرح است و سياسي نيست. اگر در حوزه سياست فساد وجود دارد براي اين است كه سرطان فساد بخش وسيعي از جامعه را در بر گرفته است. در واقع فساد حاكميتي در امتداد فساد اجتماعي است. ايران به نيرويي نياز دارد كه با فساد در بيفتد. هنوز اراده جدي براي مقابله با فساد مشاهده نمي‌شود. اگر دولتي و قدرتي هم پيدا شود و شعار رفع تبعيض سر بدهد از همه جريانات اصولگرا و اصلاح‌طلب و سنتي و نوگرا با او مقابله مي‌شود. حتي توده‌هاي محروم و دهك‌هاي پايين هم تحت تاثير رسانه‌هاي خارجي و فضاي نادرست شبه‌روشنفكري عليه منافع خود طغيان مي‌كنند. مطالباتي دارند اما نمي‌دانند با سياست‌هاي اقتصاد باز و اين دست فرمان سياستمداران، حقوق آنها بيشتر و بيشتر ضايع مي‌شود و هر روز سفره‌هايشان كوچك و كوچك‌تر مي‌شود. نمي‌دانند با برخي سياست‌هاي خاص، كمرشان زير بار تورم دو رقمي شكسته مي‌شود. گفتم كه روشنفكران هم فساد را فقط امري سياسي مي‌دانند و انگشت اشاره خود را در خصوص فساد فقط متوجه حاكميت مي‌كنند اما به زمينه‌هاي تاريخي و زمينه‌هاي عيني فساد ساختاري در بطن حيات اقتصادي و اجتماعي جامعه توجه ندارند. من نديدم روشنفكري كه به اين قد و قامت باشد كه انگشت اشاره را در تحليل فساد به لايه‌هاي عميق‌تر ببرد و موضوع را فقط سياسي نبيند. آنها با دفاع از اقتصاد ليبرالي و نئو ليبرالي در اين وضعيت اقتصادي سهيم هستند. آنها هم در كنار دولت‌ها و نبود الگوي اقتصاد سياسي در حاكميت، يكي از عواملي هستند كه اين ناترازي‌ها و تبعيض و فساد و كشاف عظيم طبقاتي در كشور را بنيان نهاده‌اند. از نظر ايدئولوژيك تغذيه مي‌كنند و با آدرس‌هاي غلطي كه مي‌دهند، اجازه نمي‌دهند مردم نسبت به ريشه‌هاي اين تبعيض و فساد دسترسي داشته باشند. با گفتمان‌هاي فعلي آنها نيز حافظان وضع موجودند به‌رغم اينكه در ظاهر وضع موجود را نقد مي‌كنند. 

    هر زمان كه فشارهاي خارجي افزايش مي‌يابد، در داخل هم برخي رفتارهاي راديكال در مورد سبك زندگي‌مردم شكل مي‌گيرد كه خسارت‌بار است و ميان دولت- ملت فاصله مي‌اندازد. درباره اين تندروي‌ها شما چگونه مي‌انديشيد؟

به هر حال فشار خارجي وجود دارد، دهك پايين مردم به نيازهاي خود نمي‌رسند اما سبك زندگي دهك‌هاي بالا مصرفي و امريكايي است. به حدي مصرف مي‌كنند كه جامعه تاب و تحمل آن را ندارد و فشار اين مصرف‌زدگي به دوش دهك‌هاي محروم تلنبار مي‌شود. ما نيازمند يك نقد اجتماعي هم هستيم. اما نخبگان، روشنفكران و دانشگاهيان كمتر به نقد مردم و جامعه مي‌پردازند! آنها ترجيح مي‌دهند به نقد راحت حاكميت بپردازند. 

 ما بايد راه‌حل‌هايي ارائه بدهيم كه با توجه به شرايط تاريخي ما باشد. با عقلانيت انتزاعي و غيرتاريخي نمي‌توانيم سخن بگوييم. در شرايط فعلي تكيه بر ارزش‌هاي دموكراتيك، جهت‌گيري‌هاي اقتصاد بازار آزاد و... با شرايط فعلي و تاريخي ما سازگار نيست. هر حرف و الگويي بايد در راستاي تقويت حاكميت ملي ايران باشد. تقويت حاكميت ملي گزاره‌اي است كه بسياري از روشنفكران ايراني به سمت آن نمي‌روند. مهم‌ترين مساله در شرايط كنوني آن است كه از امر ملي در مواجهه با بيگانگان و تهاجم احتمالي اسراييل و امريكا دفاع كنيم و ضرورت بهره‌مندي از يك حاكميت ملي قوي را درك كرده و آن را ترويج كنيم.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
تیتر خبرها
نيازمند نقد اجتماعي هستيم مزد كارگران معادن زغال‌ كرمان ماه‌ها عقب مي‌افتد بَيَلي‌هاي ساعدي در برزخ «جاي» و «گاه» سال‌ها پشت ديوارهاي محدوديت ذكاءالملك در شب استبداد متجددمآبانه ما تكرار تراژدي جنايت‌هاي خانوادگي تورم و تعليق جامعه سالم با شنيدن صداهاي متكثر رسانه‌هاي نوين از افشاگري تا پاسخگويي همكاري معدني اسلام‌آباد و واشنگتن در سايه رقابت با چين انتظار از جبهه اصلاحات بحران در كي‌يف شكاف در غرب و صلح با بهاي سنگين آيا مقررات حريم گسل براي شمال تهران لازم است؟ همه بازنشسته‌ها دنياي مشابهي ندارند رهرو انديشه، اكنون را با مركب انصاف مي‌پيمايد روايت‌هايي از نابرابري‌ها در ورزش زنان شرح مكرر رياضت‌ها و گله‌هاي نويسنده نسيم تغيير در شهرها همچون يك شاهكار هنر ممكنات تورم و تعليق جامعه سالم با شنيدن صداهاي متكثر رسانه‌هاي نوين از افشاگري تا پاسخگويي همكاري معدني اسلام‌آباد و واشنگتن در سايه رقابت با چين انتظار از جبهه اصلاحات
کارتون
کارتون