نسل زد بيش از آنكه نياز به تعريف و توصيف شود، بايد شنيده شود. نسلي كه در ميانه بيثباتيهاي اقتصادي، تغييرات اجتماعي و انفجار اطلاعات رشد كرده و همزمان با تجربه زيست روزمره، مدام در معرض قضاوت و برچسبگذاري است. در اين ميان، موسيقي رپ براي بخشي از اين نسل، فقط يك سليقه هنري نيست، بلكه زباني براي بيان خود واقعي است كه در قالبهاي رسمي مجال بروز ندارد. در ادامه مجموعه روايت نسل زديها، اينبار با مبين (نام مستعار)، متولد ۱۳۸۳، گفتوگو كردهايم؛ جواني كه خود را با رپ تعريف ميكند و معتقد است اين موسيقي، نه عامل خشونت، بلكه واكنشي به نشنيدن خواستهها و نيازها در جامعه است.
اگر بخواهي خودت را بدون اشاره به سن يا تحصيلات معرفي كني، چي ميگي؟
ميگم يه جوانم در جامعهاي كه سبك زندگي من براش عجيبه و بايد هميشه توضيح بدم چرا اينطور فكر ميكنم، چرا اينطور لباس ميپوشم. به موسيقي رپ علاقه دارم و دوست دارم رپر بشم.
اولين باري كه حس كردي با نسل قبل تفاوت داري، كي بود؟
تقريبا اوايل نوجواني، وقتي لباسهايي كه برام ميخريدن رو دوست نداشتم و نميپوشيدم، به سرگرميهاي خانوادم علاقه نداشتم، ديدگاههاشون نسبت به موضوعات با من متفاوت بود و همش بهم ميگفتن اين كار و بكن و اين كار و نكن.
رپ چه زماني وارد زندگيت شد؟
حدود ۱4-۱3 سالگي، اولش فقط گوش ميدادم و برام جالب و تازه بود ولي بزرگتر كه شدم، ديدم داره حرفهايي رو ميزنه كه حرفهاي دل منم هست و انگار يه زبان جديده براي زدن حرفها و دغدغههام اونم بدون سانسور.
فكر ميكني چرا رپ در ميان نسل شما اينقدر جدي گرفته ميشه؟
چون رپ حرف دل ما رو ميزنه. نسل من با تناقض بزرگ شده؛ از يك طرف تشويق به موفقيت و پيشرفت مدام ميشه، از طرف ديگه مسير اين پيشرفت و موفقيت اصلا هموار و ممكن نيست و رپ اين تناقض را پنهان نميكنه، درباره پول حرف ميزنه، درباره نابرابري، درباره حس درماندگي. شايد به همين دليل كه نسل من باهاش ارتباط ميگيره و بهش علاقه داره.
بعضيها رپ را موسيقي خشم ميدونن؛ تو قبول داري؟
خشم هست، ولي اين خشم كه بيدليل نيست. دقيقا چون داره واقعيتها رو بيان ميكنه و اين براي نسلهاي گذشته كه به خودسانسوري عادت دارن، عادي نيست بهش ميگن خشم. رپ بيشتر بيشتر شبيه يه راه نجاته براي حرفهايي كه خيلي وقته زده نشدن.
نسل شما معمولا متهم ميشه به عجول و بيانگيزه بودن، اين رو چطور ميبيني؟
خب ببين اين موضوع يهكم مفصله، اما خلاصه بخوام بهت بگم، اينكه نسل بيانگيزه و عجول نيست فقط اينكه اينقدر اين مسير آيندهاش مبهمه و نميدونه اصلا چي قراره پيش بياد پس طبيعيه كه انگيزهاي هم نداشته باشه و همينطور وقتي آينده نداري ميخواي هر چي ميشه رو الان داشته باشي، تازه ما ميدونيم هر قدر هم تلاش كنيم و صبر، بازم به خيلي چيزا نميرسيم.
از آينده ميترسي؟
بيشتر از نامعلوم بودن آينده ميترسم، هيچي معلوم نيست و اصلا برنامهريزي بلندمدت شبيه شوخي ميمونه براي همين اصلا به آينده فكر نميكنم و سعي ميكنم فقط به امروز نگاه كنم.
به مسائل سياسي فكر ميكني؟
مگه ميشه فكر نكرد، سياست ديگه فقط تو اخبار و حرف درباره آدمهاي خاص نيست، سياست امروز تو قيمتهاست تو ظاهر منه و تو علاقم يعني رپ كه خيلي وقتا ممنوعه. سياست چيزي است كه هر روز لمس ميشه، حتي وقتي اسمش رو نمياري.
يكي از سوءبرداشتهاي رايج درباره نسل زد به نظرت چيه؟
اينكه فكر ميكنند ما همه چيز را ساده ميگيريم، در حالي كه اتفاقا بيش از حد فكر ميكنيم و اگه كمتر حرف ميزنيم به اين معنا نيست كه دغدغهاي نداريم؛ بيشتر به خاطر اينكه ميدونيم قضاوت ميشيم تا شنيده!
زندگي آرماني از نظر تو چه جوريه؟
زندگي كه مجبور نباشم مدام ثابت كنم حق دارم هر طوري ميخوام زندگي كنم، هر جوري ميخوام لباس بپوشم و بتونم توش حرفهامو بدون ترس بزنم.
يعني قانوني نباشه؟
نه خب! نميشه قانوني نباشه، منظورم اينه امكان انتخاب باشه، تو قانون هم اين سلايق و اعتقادات متفاوت ديده بشه.
اگر ميتونستي خيلي شفاف و مستقيم با مسوولان حرف بزني، چي ميگفتي؟
ميگم ما رو ببينيد، همينطوري كه هستيم ببينيد، سريع بهمون برچسب نزنيد. ما پروژه نيستيم كه كنترل و مديريت بشيم؛ انسانيم با علايق و باور و آرزوهاي متفاوت و خاص خودمون.
بازم ميخواي رپ رو ادامه بدي و اگه آره؛ چرا؟
آره، چون رپ براي من يعني تمرين صداقت و يه نوع واكنش اعتراضي به اين وضعيته، با رپ ميتونم بگم حالمون خوب نيست و عصبانيم.