هفته بيستم ليگ برتر فوتبال ايران بهترين فرصت براي پرسپوليس بود تا با تكيه بر نتايج ساير مدعيان خود را به صدر جدول برساند. با اين حال، سفر به انزلي براي شاگردان اوسمار ويرا با تلخي به پايان رسيد. در ديداري كه انتظار ميرفت سرخپوشان با دست پر خارج شوند، تيم ملوان با هدايت مازيار زارع از همان دقايق ابتدايي نبض بازي را در دست گرفت و با زدن يك گل زودهنگام شوك به حريف تهراني وارد كرد. تلاشهاي پرسپوليس براي بازگشت به بازي بيثمر ماند تا مسابقه با همان تك گل به سود ميزبان خاتمه يابد. نكته عجيب و نگرانكننده براي هواداران اين تيم عملكرد متزلزل در نيمفصل دوم بوده است؛ جايي كه سرخها تاكنون سه بازي از پنج بازي خود را مقابل تيمهاي ميانه جدولي واگذار كردهاند. در چند سال گذشته سابقه نداشته سرخها از 5 بازي 3 شكست داشته باشند. اين روند امتيازدهي به تيمهاي غيرمدعي آن هم در حساسترين مقطع فصل علامت سوال بزرگي را مقابل استراتژيهاي فني اوسمار قرار داده و مسير قهرماني را دشوارتر از قبل كرده است. براي بررسي بيشتر دلايل اين ناكاميها با حميد درخشان، بازيكن و سرمربي اسبق پرسپوليسيها تماس گرفتيم.
چي شد كه پرسپوليس نتوانست از ملوان بگذرد و صدرنشين شود؟
آنچه من از اين بازي برداشت كردم، اين است كه بازي خيلي خوبي نبود. تيم سرحال نيست! انگار تيم يك گير و گوري دارد! آنچه مشهود است عدم تمركز لازم از بازيكنان است و فكر ميكنم به لحاظ روحي و رواني كامل نيستند اين بازيكنان. نوسان تيم هم به خاطر همين است كه يك هفته خيلي خوب هستند و يك هفته هم خيلي بد. مشكل تيم پرسپوليس در وهله اول روحي و رواني است.
پرسپوليسيها بعد از دريافت گل چند موقعيت خوب داشتند، چرا نتوانستند دروازه حريف را باز كنند؟
وقتي بازيكن تمركز لازم را ندارد، نميتواند تصميمگيري درستي براي اجراي كارش داشته باشد. برداشتم از اين بازي اين بوده كه دارم خدمت شما ميگويم؛ عليپور آن عليپور نبوده و سروش آن سروش نبوده و خيليهاي ديگر از بازيكنان آن شرايط خوب را نداشتند و تصميمات خوبي هم نميگرفتند. به نظرم همه چيز روتين است يعني تمريناتشان بوده و بحث كاري و تاكتيكيشان بوده، اما در اجراي اين فرامين تيم پرسپوليس گير دارد. گيرش را هم من و هم شما ميدانيم كه شرايط ايدهآل و روحي وجود ندارد كه بتوانند آن تمركز لازم را داشته باشند. حالا بايد بروند پيدا كنند تا ببينند اين مشكل از كجا سرچشمه ميگيرد و چرا اتفاق ميافتد.
سه باخت در نيمفصل دوم فقط به دليل مسائل روحي و رواني بوده؟
نودونه درصد از نظر من همين مسائل بوده چرا؟ چون تمرينات خوبي داشتند و اردوي خوبي را در قطر پشت سر گذاشتند. نه مشكل مالي و نه مشكل تمريني دارند و مربيشان هم مشغول كار است، اما چيزي كه من حس كردم و شاهدش بودم، اين بود كه تيم از نظر روحي و رواني در شرايط ايدهآل نيست.
در نيمفصل تيم به خوبي تقويت شد؟
از نظر بازيكني فقط شايد در يك پست كم داشته باشند، اما شكل كاري و نفراتشان الان تكميل است و چند تا مصدومشان هم سرجاي خودش، اما آنچه ميبينم شرايط شادابي و فرش بودن و آمادگي ذهني در بازيكنان پرسپوليس وجود ندارد.
به دليل شرايط اين روزهاي جامعه است؟
صد درصد، فكر ميكنم كه تاثيرگذار بوده است.
در چنين مواقعي نقش مربي چيست؟
فقط بايد روي مسائل روحي و رواني كار كند، همين.
بدون تماشاگر بودن مسابقات چه حد روي انگيزه بازيكنان تاثير ميگذارد؟
مطمئنا تاثير دارد و يكي از علتهاي خيلي مهم همين نبودن تماشاگر است.
عليپور چندين بازي است كه گل نميزند علت ناكامي اين مهاجم چيست؟
اين هم همان است. وقتي يك بازيكن را به لحاظ جسمي آماده كني، اما نتواني به لحاظ روحي آمادهاش كني اگر هزار بار هم برايش تمرين بگذاري بازدهي خوبي نخواهد داشت.
عجيب اينكه بقيه تيمهاي مدعي هم در نتيجهگيري دچار نوسان هستند!
بله، همينطور است. تراكتور و سپاهان و استقلال هم همين است كه دليل عمدهاي دارد كه يك مقدار آن را درباره پرسپوليس به شما گفتم.
اوضاع فوتبال كلا خوب نيست. تيمهاي ملي مثل اميد ناكامند و بازيها در زمينهاي بدون كيفيت و بدون تماشاچي برگزار ميشود.
هزينه زيادي هم ميشود و استفاده بهينهاي با اين وضع نميشود از فوتبال كرد، چون توفيقات و رشدي ندارد و درجاست و فقط در حال هزينه كردن هستيم.
برگرديم به پرسپوليس! بعضيها اعتقاد دارند دست اوسمار به لحاظ تاكتيكي براي رقبا رو شده. شما اين موضوع را قبول داريد؟
نه، اينجوري هم نيست! اگر بازيكن شرايطش را داشته باشد و گل بزند كه نميشود گفت دست اوسمار رو شده. الان مشكل عمده پرسپوليس، بازيكنان تيم هستند. اوسمار خيلي مشكل ندارد و بايد شرايط روحي و رواني را بهبود ببخشيم تا بتوانيم استفاده كنيم. تيم هم به لحاظ حواشي هم مشكلي نداشته و پرداختيها هم به موقع است و امكانات هم فراهم شده است كه نشان ميدهد مشكل مديريتي هم نيست.
كلا ليگ كم گلي را شاهد هستيم، دليلش چيست؟
به دليل كيفيتش است. وقتي كيفيت تا اين حد پايين است كه نميتواني گلهاي زياد ببيني. تيمها در دور برگشت هم هستند و نميخواهند امتياز از دست دهند و بسته بازي ميكنند تا يك امتياز را حداقل بگيرند براي همين آن شادابي وجود ندارد و گلهاي زيادي رد و بدل نميشود. در بحثهاي تاكتيكي هم ايراد هست كه بايد توسعهپيدا كند كه اگر نشود هيچ تغييراتي نيست. تيمها هر قدر سرحال باشند، ميتوانند به تيم ملي هم كمك كنند كه با اين شرايط كار خيلي سخت است. تفاوتها و رشد را در فوتبال اروپا ميبينيم كه در ليگ ما و فوتبال ما نيست. آن از آقاي گل ما و آن از ميانگين گلها كه نشان از درجا زدن نيست، بلكه عقب عقب رفتن است، حتي يك وجب هم رو به جلو نميرويم.
شما به مسائل روحي بازيكنان پرسپوليس اشاره كرديد، اما بازيكنان ملوان هم در همين جامعه زندگي ميكنند و شايد به لحاظ روحي خوب نباشند، اما برنده از زمين خارج شدند.
بله، همينطور است. يواش يواش در فقر بازيكن گرفتار ميشويم و بازيكنان در آن سطح نميبينيم و در حد چند بازيكن است. ساختار درستي نداريم و نميتوانيم سازندگي را توسعه دهيم. خب مطمئنا ستاره هم نخواهيم داشت.