«اعتماد» در گفتوگو با رحمن قهرمانپور بررسي ميكند
از مسقط به ژنو
حديث روشني
روز گذشته رويترز به نقل از منابع مطلع مدعي شد كه دور دوم مذاكرات هستهاي ايران و ايالات متحده روز سهشنبه در ژنو برگزار خواهد شد. مذاكراتي كه بعد از جنگ دوازده روزه ايران و اسراييل با هدف ادامه مسير ديپلماسي و بررسي توافق احتمالي هستهاي ميان تهران و واشنگتن صورت ميگيرد و شامل هياتي امريكايي به سرپرستي استيو ويتكاف و جرد كوشنر خواهد بود. اين در حالي است كه در دور دوم گفتوگوها نمايندگاني از عمان نيز به عنوان ميانجي حضور خواهند داشت. گفتني است دور دوم مذاكرات در ژنو در شرايطي برگزار ميشود كه دور اول رايزنيها جمعه ۱۷بهمن در مسقط برگزار شد. رايزنيهايي كه عباس عراقچي، وزير امور خارجه كشورمان، آن را «شروعي خوب» توصيف كرد و تأكيد داشت كه استمرار رايزنيها و مسير ديپلماسي به مشورتهاي داخلي در تهران و واشنگتن بستگي دارد. ايران همزمان اعلام كرد كه هرگونه مذاكره بايد بدون تهديد و فشار نظامي انجام شود، و تمركز آن صرفا بر جنبههاي صلحآميز برنامه هستهاي باقي بماند. در ادامه اين مسير، تنشها همزمان با تلاشهاي ديپلماتيك، ابعاد نظامي نيز پيدا كرده است. دونالد ترامپ، رييسجمهور امريكا، روز جمعه اعلام كرد كه ناو هواپيمابر يو.اس.اس جرالد فورد به خاورميانه اعزام شده تا به ناوگروه آبراهام لينكلن و ديگر تجهيزات نظامي منطقه بپيوندد. ترامپ همچنين مدعي شد كه در صورت شكست مذاكرات، «روز بدي براي ايران» رقم خواهد خورد. با اين همه در طول هفتهاي كه گذشت تحولات ديگري نيز مسير مذاكرات را تحت تأثير قرار داده است. بنيامين نتانياهو، نخستوزير اسراييل، در سفري قريبالوقوع به واشنگتن با ترامپ ديدار كرد؛ ديداري كه برخلاف گذشته، با سكوت رسانهاي قابل توجه برگزار شد و بحثهايي درباره پرونده ايران و گزينههاي نظامي احتمالي پشت درهاي بسته جريان داشت. در همين حال، علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان به عمان و قطر سفر كرد تا هماهنگيهاي منطقهاي و ديپلماسي چندجانبه را براي حمايت از مسير مذاكرات ادامه دهد. همزمان رافائل گروسي، رييس آژانس بينالمللي انرژي اتمي، مجددا با انتشار ادعاهايي درباره بازرسي از سايتهاي هستهاي ايران هشدار داد و ادعا كرد با وجود بازگشت بازرسان، هنوز امكان بازديد از سايتهايي كه در حملات ژوئن آسيب ديدهاند فراهم نشده و روند نظارت «پيچيده و دشوار» است. با اين همه در كنار تلاشهاي ديپلماتيك، برخي تحليلگران تأكيد دارند كه هر دو طرف در وضعيت تعليق ميان ديپلماسي و آمادهباش نظامي قرار دارند. از يك سو امريكا با افزايش حضور نظامي و ايجاد ابهام درباره اقدامات آتي تلاش دارد تا تهران را تحت فشار قرار دهد، اين در حالي است كه از سوي ديگر ايران به دنبال آن است تا مذاكرات را محدود به برنامه هستهاي كرده و از گسترش موضوع به موشكها و مسائل منطقهاي پرهيز كند. به ادعاي برخي ناظران سفر نتانياهو و هماهنگيهاي پشت پرده اسراييل نيز نشان ميدهد كه اين بازيگر هم مسير ديپلماسي و هم گزينه نظامي را دنبال ميكند و قصد دارد در صورت شكست رايزنيها، منافع امنيتي خود را با حمايت واشنگتن محقق نمايد. در مجموع به نظر ميرسد دور دوم مذاكرات در ژنو، ادامه مسير آغازشده در مسقط، نقطهاي حياتي در تلاقي ديپلماسي، فشار نظامي و بازيهاي منطقهاي است و نتيجه آن نه تنها آينده برنامه هستهاي ايران، بلكه امنيت خاورميانه و مسير سياست امريكا و اسراييل در هفتهها و ماههاي پيش رو را شكل خواهد داد. در همين راستا روزنامه «اعتماد» با هدف ارزيابي گزارههاي احتمالي پيش روي تهران و واشنگتن با لحاظ كردن تحولات يك هفته اخير با رحمن قهرمانپور كارشناس ارشد مسائل بينالملل گفتوگو كرده است.
مشروح اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد:
رحمن قهرمانپور كارشناس مسائل بينالملل در پاسخ به سوال «اعتماد» در ارزيابياش از فعل و انفعالهاي اخير تهران و واشنگتن در آستانه برگزاري دور دوم مذاكرات هستهاي گفت: اكنون هم مسير ديپلماسي و هم مسير تقابل نظامي بهطور همزمان در حال پيشرفت است. بدين معنا كه از يكسو ايران و برخي كشورهاي منطقه تلاش ميكنند روند ديپلماتيك به نتيجه برسد و از بروز درگيري نظامي جلوگيري شود و از سوي ديگر، درباره گزينه تقابل نظامي، ايالات متحده به اين جمعبندي رسيده كه احتمالا واكنش ايران گستردهتر و تندتر از آن چيزي خواهد بود كه در جنگ دوازدهروزه شاهد بوديم. بر همين اساس، پنتاگون در حال تقويت توان نظامي خود در منطقه خاورميانه است تا براي سناريوهاي مختلف آمادگي داشته باشد. به باور قهرمانپور هرچند به نظر ميرسد همچنان احتمال تقابل نظامي بيشتر است، اما در عين حال شانس ديپلماسي نيز از ميان نرفته و ممكن است در هفتههاي آينده مسير ديپلماسي تقويت شود. با اين حال، با توجه به موانع جدي موجود ميان دوطرف، نبايد در اين زمينه بيش از حد خوشبين بود و لازم است محتاطانه برخورد كرد.
قهرمانپور در پاسخ به ديگر سوال «اعتماد» درخصوص اهداف عريان و پنهان سفر نتانياهو به واشنگتن در بحبوبه رايزنيهاي تهران و واشنگتن تشريح كرد: به نظر ميرسد سفر نتانياهو به امريكا، به غير از اهداف اعلامياي كه خود او مطرح كرد از جمله مخالفت با توافق احتمالي با ايران يا تلاش براي محدود كردن گستره ديپلماسي، هدف پنهان و مهمتري نيز داشت و آن، هماهنگي نظامي و اطلاعاتي با ايالات متحده در صورت اقدام نظامي عليه ايران است. همچنين تركيب افرادي كه در اين سفر نخستوزير اسراييل را همراهي كردند نيز عمدتا شامل چهرههاي اطلاعاتي و نظامي بودند و اين سفر نيز پس از برگزاري مانور مشترك نظامي امريكا و اسراييل در خليج عقبه انجام شد؛ رزمايشي كه هدف آن آمادگي براي پاسخگويي به اقدامات احتمالي و واكنشي ايران در صورت حمله امريكا به اين كشور عنوان ميشود. به گفته اين تحليلگر مسائل بينالملل بر اين اساس، اگرچه در ظاهر چنين به نظر ميرسيد كه هدف اصلي نتانياهو جلوگيري از شكلگيري يك توافق است، اما همانگونه كه شما نيز اشاره كرديد، احتمال دستيابي به توافق همچنان مطرح بوده و است. بنابراين بايد اهداف ديگري را نيز مدنظر قرار داد. به نظر ميرسد اين هدف كمتر اعلامشده يا كمرنگشده، در واقع هماهنگيهاي نهايي دوطرف براي نحوه واكنش به اقدامات ايران يا حتي سناريوي حمله احتمالي به ايران بود. نمونههايي از اين دست رفتوآمدها را پيش از جنگ دوازدهروزه نيز شاهد بوديم. دونالد ترامپ نيز صراحتا چنين سناريويي را رد نكرد، بلكه اعلام كرد در حال حاضر ترجيح ميدهد به ديپلماسي فرصت دهد. اين دقيقا همان ادبياتي است كه در ارديبهشت ۱۴۰۴ نيز از او شنيده بوديم؛ در شرايطي كه همزمان، امريكا و اسراييل در پشت پرده در حال هماهنگي براي اقدام نظامي عليه ايران بودند.
اين كارشناس مسائل بينالملل در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در خصوص وجود چندصدايي حاكم در امريكا در خصوص نوع مواجهه با تهران گفت: درست است كه در حزب جمهوريخواه اختلافنظرهايي درباره نحوه برخورد با ايران وجود دارد، اما نكته مهم اين است كه هراندازه چشمانداز دستيابي به توافق كمرنگتر شود، به همان ميزان از تعداد و وزن حاميان توافق چه در درون حزب جمهوريخواه و چه در پايگاه رأي ترامپ، يعني جريان «ماگا» كاسته خواهد شد. به بيان ديگر، اين مساله امري اقتضايي است و به رفتار هر دوطرف، يعني ايران و امريكا، بستگي دارد. هرچه دو كشور از توافق دورتر شوند و احتمال دستيابي به آن كاهش يابد، قدرت مانور نتانياهو در بهرهبرداري از شكاف ميان تهران و واشنگتن افزايش پيدا ميكند. بالعكس، هرچه شانس توافق بيشتر شود، تحرك و تكاپوي تلآويو براي برهم زدن آن يا دستكم گنجاندن شروط مورد نظر خود در متن توافق افزايش خواهد يافت. به گفته قهرمانپور بر همين اساس و در ادامه نكته پيشين، به نظر ميرسد در شرايط فعلي هر دو مسير ديپلماسي و تقابل نظامي بهطور همزمان فعال است و اسراييل نيز اين دو مسير را توأمان دنبال ميكند؛ اين بازيگر از يكسو تلاش دارد اساسا توافقي شكل نگيرد، اما اگر به اين جمعبندي برسد كه جلوگيري از توافق ممكن نيست، در آن صورت ميكوشد شروط مطلوب خود را در چارچوب آن بگنجاند. همزمان نيز اسراييل در حال همكاري با امريكا براي تحقق سناريوي اقدام نظامي عليه ايران و طراحي اقدامات بازدارنده در برابر واكنش احتمالي تهران است.
قهرمانپور در ادامه اين گفتوگو و در پاسخ به سوالي در خصوص اهميت تصميم نهايي ترامپ در اين باره به «اعتماد» گفت: واقعيت اين است كه تصميم ترامپ تصميمي بسيار مهم و تعيينكننده است. اين تصميم ميتواند به يك تهديد جدي براي جايگاه امريكا و موقعيت شخص ترامپ در عرصه بينالمللي تبديل شود. اگر او نتواند تهديدهاي خود عليه ايران را عملي كند يا در صورت اقدام نظامي، به نتيجه مطلوب مدنظرش دست نيابد، اعتبارش در سطح جهاني خدشهدار خواهد شد. اين تحليلگر روابط بينالملل در ادامه خاطرنشان كرد: از سوي ديگر، برخي در امريكا، بهويژه هواداران ترامپ، معتقدند حتي اگر او به اقدام صرفا نمايشي تن دهد يا در نهايت اقدامي نكند، باز هم اعتبارش كاهش خواهد يافت؛ زيرا سخني گفته كه به آن عمل نكرده است. در حالي كه يكي از مولفههاي اصلي تصوير سياسي ترامپ اين بوده كه هر آنچه ميگويد، اجرا ميكند. از اين منظر، ترامپ در موقعيت دشواري قرار دارد و شايد به همين دليل است كه تاكنون تصميم نهايي اتخاذ نشده و او همچنان تلاش ميكند در چارچوب ديپلماسي همراه با فشار، ميان دو گزينه ديپلماسي و تقابل نظامي در رفتوآمد باشد. البته ترجيح او اين است كه با كمترين هزينه، يعني از طريق يك توافق ديپلماتيك، به خواستههايش دست يابد. قهرمانپور در ادامه به اين نكته نيز اشاره كرد كه اما مساله اينجاست كه توافق مطلوب ترامپ، از نگاه جمهوري اسلامي، بهمعناي نوعي تسليم استراتژيك تلقي ميشود و از اين رو بعيد است تهران به آن تن دهد. در عين حال، همانگونه كه به جنبه تهديدآميز اين تصميم اشاره شد، برخي نيز معتقدند چنين اقدامي ميتواند براي ترامپ يك فرصت طلايي باشد؛ فرصتي براي نشان دادن عزم خود به مخالفانش در سطح بينالمللي، از جمله كشورهايي مانند كوبا، كره شمالي و حتي مكزيك، و اين پيام را منتقل خواهد كرد كه براي تضعيف رقباي خود مصمم است و هزينه سركشي را براي آنها افزايش خواهد داد. كافي است توجه كنيم كه ترامپ همزمان با اعمال فشار بر ايران، در قبال كوبا نيز رويكردي سختگيرانه اتخاذ كرده و از سوي ديگر، در چارچوب مقابله با كارتلهاي مواد مخدر، فشارهايي را متوجه مكزيك كرده است. به گفته قهرمانپور بنابراين از منظر اصل فرصتمحوري، اين وضعيت ميتواند براي ترامپ جذاب و حتي اغواكننده باشد. او ممكن است چنين محاسبه كند كه اگر بتواند در مواجهه با ايران به هدف خود برسد، مسير اقدامات بعدياش در خاورميانه هموارتر خواهد شد. قهرمانپور در ادامه گفتوگوي خود با «اعتماد» تصريح كرد: در خصوص تأثير اين مساله بر انتخابات مياندورهاي كنگره نيز بايد توجه داشت كه كارزارهاي انتخاباتي هنوز بهطور جدي آغاز نشدهاند. با اين حال، نظرسنجيهاي فعلي نشان ميدهد كه ترامپ در موقعيت چندان مطلوبي قرار ندارد. بنابراين، برخلاف برخي تحليلها كه اقدام نظامي را لزوما به تقويت موقعيت او نسبت ميدهند، ميتوان گفت ترامپ احتمالا از زاويه اصل فرصتمحوري به موضوع مينگرد و اينگونه محاسبه ميكند كه برخورد با ايران، در صورت موفقيت، ميتواند به تحكيم پايگاه رأي او و جذب بخشي از آراي خاكستري در انتخابات مياندورهاي كمك كند و جايگاهش را نسبت به وضعيت كنوني بهبود بخشد.
قهرمانپور در خصوص تشديد آمادگي نظامي ايالات متحده در منطقه همزمان با اعلام آغاز دور جديد رايزنيها به «اعتماد» گفت: در خصوص استقرار نيروهاي نظامي امريكا در منطقه نيز، همانگونه كه پيشتر اشاره كردم، چارچوب رفتاري و سياست ترامپ مبتني بر «ديپلماسي اجبار» يا اعمال فشار است؛ مفهومي كه در معناي سنتي تا حدي به ديپلماسي «قايقهاي توپدار» شباهت دارد، هرچند تفاوتهاي قابلتوجهي نيز با آن دارد. بر اين اساس، ترامپ در پي آن است كه هم مسير مذاكره را باز نگه دارد و همزمان آرايش نظامي امريكا در منطقه را تقويت كند. اظهارات اخير او مبني بر اينكه «ترس ميتواند ايران را وادار به توافق كند» نشاندهنده ذهنيتي است كه در تيم او وجود دارد؛ اينكه با استقرار ناوگان امريكايي در منطقه و افزايش سطح بازدارندگي، شايد بتوان ايران را به پذيرش توافق سوق داد. بنابراين ترامپ همزمان به هر دو بُعد موضوع ميانديشد؛ هم فرصتهاي احتمالي چنين رويكردي و هم تهديدهاي ناشي از آن. به گفته اين تحليلگر مسائل بينالملل البته آنچه تعيينكننده است، برداشت و محاسبه شخص او و تيمش از اين تهديدها و فرصتهاست. ممكن است در خارج از امريكا، از جمله در ايران، اين تصور وجود داشته باشد كه چنين اقدامي ميتواند به تضعيف موقعيت ترامپ در انتخابات مياندورهاي منجر شود. اما بايد ديد محاسبات تيم ترامپ چيست؛ بهويژه در شرايطي كه او در حال حاضر نيز در نظرسنجيهاي مربوط به انتخابات مياندورهاي وضعيت مطلوبي ندارد. در چنين فضايي، اين احتمال وجود دارد كه او ريسك كند و براي تغيير وضعيت دست به اقدام بزند. اين تحليل در نقطه مقابل ديدگاه كلاسيك و رايجي قرار ميگيرد كه ميگويد مداخله نظامي در آستانه انتخابات مياندورهاي به زيان رييسجمهور مستقر تمام ميشود. با اين حال، بايد توجه داشت كه در اغلب موارد، روسايجمهور مستقر در انتخابات مياندورهاي با كاهش كرسيهاي حزب خود مواجه ميشوند و موارد خلاف اين قاعده، استثنا بوده است. قهرمانپور در ادامه خاطرنشان كرد: بنابراين ميتوان چنين استدلال كرد كه ترامپ از پيش با يك چشمانداز دشوار در انتخابات مواجه است و شايد اينگونه اقدامات را نه از موضع برتر، بلكه به عنوان ابزاري براي برگرداندن ورق و بهبود موقعيت خود دنبال كند؛ بدان معنا كه چون وضعيت مطلوبي ندارد، ممكن است به چنين اقداماتي به عنوان راهي براي تقويت پايگاه رأي خود و بسيج هوادارانش در انتخابات مياندورهاي نگاه كند.
اين كارشناس ارشد مسائل بينالملل در پاسخ به سوال پاياني «اعتماد» در راستاي واكنش احتمالي ايران به كنشهاي تحريكآميز واشنگتن و تلآويو در عرصه ديپلماسي گفت: خبري كه روز گذشته رويترز و نيويوركتايمز منتشر كردند، ميتواند در همين چارچوب قابل تحليل باشد. نيويوركتايمز مدعي شده كه پنتاگون در حال آمادهسازي براي يك درگيري چند هفتهاي با ايران است و رويترز نيز با ادبياتي متفاوت، همين ارزيابي را تأييد كرده است. اگر بخواهيم منطق احتمالي اين اقدام امريكا را درك كنيم، به نظر ميرسد واشنگتن تهديد ايران مبني بر منطقهاي كردن جنگ را جدي گرفته و در نتيجه در حال تقويت استقرار نيروهاي نظامي خود در منطقه است تا از گسترش دامنه درگيري و آسيب ديدن متحدانش جلوگيري كند. از اين منظر، افزايش حضور نظامي امريكا بيش از آنكه لزوما نشانه تصميم قطعي به آغاز جنگ باشد، ميتواند تلاشي براي مهار سناريوي گسترش جنگ تلقي شود. به گفته قهرمانپور در اين ميان، واكنش تهران اهميت تعيينكنندهاي دارد. همچنان بايد منتظر ماند و ديد آيا ايران به سمت رويكردي خواهد رفت كه جنگ را به سطحي فراگير و حداكثري بكشاند و از همه ظرفيتهاي خود براي ضربه زدن به امريكا و متحدانش استفاده كند، يا اينكه تلاش خواهد كرد از حركت به سمت يك جنگ آخرالزماني و جنگ بقامحور جلوگيري كند. اين همان ابهام كليدي است كه به نظر ميرسد هم در تهران و هم در واشنگتن وجود دارد. در واشنگتن، برخي جريانها معتقدند بايد مسير درگيري را به سمت تغيير رژيم (نظام) در ايران سوق داد و در مقابل، در داخل ايران نيز ديدگاههايي وجود دارد دال بر اينكه گسترش دامنه جنگ و افزايش هزينه براي امريكا از اقدامات بعدي واشنگتن جلوگيري خواهد كرد. اين ابهام راهبردي، مسالهاي بسيار مهم است و شايد افزايش حضور ناوگان امريكا در منطقه نيز تلاشي براي مديريت همين عدمقطعيت و آمادگي براي سناريوهاي مختلف باشد.