• 1404 دوشنبه 27 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6263 -
  • 1404 دوشنبه 27 بهمن

تفكرات و دلالت‌هاي مديريتي آرا و عقايد جان رالز در حوزه مديريت و سازمان

پرده بي‌خبري براي دغدغه عدالت

عليرضا جلالي‌فراهاني

آشنايي با رالز  و انديشه‌هاي او

جان رالز، فيلسوف برجسته قرن بيستم، يكي از تاثيرگذارترين متفكران در حوزه اخلاق سياسي و عدالت اجتماعي است. وي بر نظريه عدالت تمركز دارد و مبدع مفهوم «عدالت به مثابه انصاف» (Justice as Fairness) است. ايده‌هاي رالز ريشه در فلسفه كانت و روسو دارد، اما وي آنها را با تحليل‌هاي اقتصادي و روانشناختي تركيب كرد.رالز يك ليبرال عدالت‌گرا بود كه به دنبال ايجاد تعادل بين آزادي فردي و عدالت اجتماعي بود. از رالز آثار مكتوب زيادي برجاي نمانده، اما همان تعداد محدود مقالات و كتب وي، تاثيرات پردامنه‌اي را در عرصه‌هاي گوناگون برجاي گذاشته است. كتاب اصلي او «نظريه‌اي در باب عدالت» كه در سال ۱۹۷۱ منتشر شد، يكي از مهم‌ترين آثار فلسفي قرن بيستم است. اين كتاب نه تنها در فلسفه سياسي، بلكه در اقتصاد، حقوق و حتي مديريت تاثيرگذار بوده است. رالز در آثار خود، به دنبال پاسخ به اين سوال بود كه چگونه مي‌توان جامعه‌اي عادلانه ساخت كه در آن توزيع منابع، حقوق و فرصت‌ها به گونه‌اي باشد كه همه افراد، فارغ از موقعيت اجتماعي‌شان بتوانند از آن بهره‌مند شوند. او از رويكرد قرارداد اجتماعي الهام گرفت، اما آن را مدرن كرد. 

رالز فهميده بود افرادي كه از بي‌عدالتي رنج نمي‌برند و چه بسا از آن نفع هم مي‌برند، عموما دغدغه‌اي براي بسط عدالت ندارند از اين‌رو، ايده‌محوري خود يعني«پرده بي‌خبري» (Veil of Ignorance) را به عنوان روشي براي دغدغه‌مند كردن همه افراد در مورد عدالت مطرح كرد. وي تلاش كرد با اين مفهوم كه يكي از ساده‌ترين و در عين حال، خلاقانه‌ترين تجربه‌هاي فكري عالم فلسفه است، شاخص‌هاي بنيادين يك جامعه مبتني بر عدالت را مشخص كند. اين تجربه، به زبان ساده به ما مي‌گويد كه فرض كنيد كه روح آزادي هستيد كه حق انتخاب جامعه‌اي كه در آن متولد خواهيد شد، به شما داده شده است اما نمي‌دانيد در آن جامعه با چه جنسيت، در چه خانواده و با يا بدون چه امتيازات پيشيني متولد مي‌شويد و اين مقولات را «پرده بي‌خبري» پوشانده است. در چنين شرايطي ترجيح مي‌دهيد در چه جامعه‌اي پا به عرصه وجود بگذاريد. با اين تجربه فكري جالب، انتظارات بنياديني نظير سطحي از آموزش و پرورش، پوشش درماني، عدالت قضايي، برخورد و حمايت پليسي، موقعيت‌هاي شغلي، مسكن آبرومند و... شناسايي مي‌شود. اين موارد دقيقا حوزه‌هايي را به ما معرفي مي‌كنند كه بايد وجه همت سياستگذاران در ايجاد جامعه مبتني بر عدالت قرار گيرد. اين رويكرد، عدالت را از ديدگاه شخصي خارج مي‌كند و به سمت يك ديدگاه بي‌طرفانه سوق مي‌دهد.

سه اصل اساسي عدالت در نظريه رالز عبارتند از: اصل آزادي برابر (هر فرد بايد بيشترين آزادي ممكن را داشته باشد، به شرطي كه اين آزادي با آزادي ديگران سازگار باشد) اصل تفاوت (نابرابري‌هاي اجتماعي و اقتصادي تنها در صورتي مجاز هستند كه به نفع كم‌بهره‌ترين افراد جامعه باشند) و اصل فرصت برابر عادلانه (بايد فرصت‌هاي برابر براي همه وجود داشته باشد). رالز همچنين ايده‌پردازي‌هاي با اهميتي را درخصوص تفاوت ليبراليزم فردي و سياسي و نيز پلوراليسم فرهنگي و ثبات اجتماعي داشته ليكن با توجه به هدف يادداشت حاضر، از آن موارد درمي‌گذريم.

دلالت‌هاي مديريتي آرا و انديشه‌هاي رالز

در حوزه مديريت و سازمان، ايده‌هاي رالز كمتر به شكل مستقيم بررسي شده‌اند، اما با اندكي تلاش مي‌توان دلالت‌هاي عميقي را از تفكرات وي در حوزه مديريت و سازمان شناسايي كرد. مديريت مدرن، به ويژه در قرن بيست و يكم، با چالش‌هايي مانند نابرابري درآمدي، تنوع نيروي كار، مسووليت اجتماعي شركت‌ها و... روبه‌رو است. رالز مي‌تواند چارچوبي براي ارزيابي اين مسائل ارايه دهد. ايده‌هاي رالز مي‌تواند به مديران كمك كند تا تصميمات اخلاقي‌تر و عدالت‌محورتري اتخاذ كنند. به كار بردن ايده «پرده بي‌خبري» در سطح سازماني، مديران را با اين سوال جالب و چالشي مواجه مي‌كند كه اگر قرار بود از امتيازات مديريتي و جايگاه سازماني خاص برخوردار نباشند، ترجيح مي‌دادند در چه سازماني مشغول به كار باشند؟ دوست داشتند در آن سازمان، چه فرآيندها و رويه‌ها در حوزه‌هايي مانند حقوق و دستمزد و جبران خدمات، انتصابات و... جاري و نهادينه باشد؟ بر اين اساس، مي‌توان برخي حوزه‌هايي را كه شايسته است بر اساس ابزار «پرده بي‌خبري» رالز، مورد بازنگري و بازتعريف قرار داد، شناسايي كرد. 

۱. عدالت در حقوق و دستمزد و جبران خدمات

اصل تفاوت رالز تاكيد دارد كه نابرابري‌ها تنها اگر به نفع كم‌بهره‌ترين‌ها باشند، مجاز هستند. در مديريت، اين به معناي بازتعريف سيستم‌هاي پاداش، حقوق و مزاياست. مديران مي‌توانند از پرده بي‌خبري براي طراحي سيستم‌هاي عادلانه جبران خدمت استفاده كنند؛ نظامي كه در آن ضمن تضمين بهره‌مندي همه افراد از حداقل‌هاي پوشش‌دهنده نيازهاي بهداشتي (با تفسير هرتزبرگ) با احتمال استفاده از اصل تفاوت، ابزارهاي شفاف و قابل اتكايي را براي مرتبط كردن ميزان تلاش افراد و عملكرد آنها با بهره‌مندي‌هاي مادي و غيرمادي فراهم آورد تا وجه انگيزشي آنها نيز به‌طور كامل پوشش يافته و عدالت برقرار شود. شركت گوگل در سال‌هاي اخير، با اعتراضات كاركنان در مورد نابرابري جنسيتي و نژادي روبه‌رو بوده است. بر اساس برخي گزارش‌ها، زنان و اقليت‌ها، كمتر از مردان سفيدپوست حقوق دريافت مي‌كردند. به نظر مي‌رسد مديران گوگل با اتخاذ رويكرد «پرده بي‌خبري» رالز و تصور اينكه ممكن است خودشان در موقعيت يك كارمند اقليت باشند، سياست‌هايي مانند «پرداخت برابر براي كار برابر» را در پيش گرفتند و آن را از سال ۲۰۱۹ اجرا كردند. اين امر منجر به افزايش رضايت كاركنان شد. همچنين برنامه‌هاي توسعه كاركنان براي گروه‌هاي محروم نيز كه با اصل تفاوت همخواني  دارد،  در اين شركت  به كار گرفته شد.

۲. عدالت در ارتقا و انتصاب و مسير پيشرفت شغلي

يكي ديگر از حوزه‌هاي حساس كه «پرده بي‌خبري» مي‌تواند آن را دستخوش تحول كند، حوزه انتصابات است. سوالي كه «پرده بي‌خبري» ما را با آن مواجه مي‌كند، آن است كه اگر قرار بود بدون بهره‌مندي از هيچ امتياز پيشيني و در قاعده هرم يك سازمان شروع به كار كنيم، انتظار داشتيم چه نظام ارتقا و انتصاب و مسير پيشرفت شغلي در آن وجود داشته باشد؟ اين سوال باعث مي‌شود مديران، تعريف كارراهه يا مسير پيشرفت شغلي، مدل‌هاي شايستگي، نظام‌هاي ارزيابي عملكرد و مكانيزم‌هاي شايسته‌سالاري و ساير نظام‌هاي مرتبط را به ‌طور جدي وجه همت خود قرار بدهند.

3. عدالت در نظام ‌مشاركت

يكي از حوزه‌هاي چالشي سازمان‌ها خصوصا در هزاره سوم، حوزه مشاركت كاركنان در تصميم‌گيري‌هاست. با توجه به فربه‌تر شدن قشر كاركنان يقه‌سفيد و يقه‌طلايي، انتظار براي نقش‌آفريني بيشتر و عادلانه در تصميمات خرد و كلان سازماني، به يك مطالبه جدي نيروي كار تبديل شده است. اينجا هم «پرده بي‌خبري» مي‌تواند در حوزه نظام تصميم‌گيري و مشاركت خطوط شفافي را براي تعريف اقدامات تحولي با هدف بسط عدالت در سطح سازمان ترسيم ‌كند. مديران با توجه به جايگاه خود، نقش تعيين‌كننده‌اي در تصميمات سازمان دارند، ليكن با عينك «پرده بي‌خبري» مشخص مي‌شود كه نظام تصميم‌گيري سازمان مطلوب، بايد چه مختصاتي از منظر جلب مشاركت حداكثري و بهره‌گيري از خرد جمعي داشته باشد. توسعه نظام‌هايي نظير نظام پيشنهادها، نظام‌هاي نمايندگي، حلقه‌هاي خلاقيت و ساير ابزارها و سازوكارها در سازمان‌ها، تلاش‌هايي براي ايجاد عدالت در نظام مشاركت محسوب  مي‌شوند.

4. مسووليت اجتماعي شركت‌ها

رالز سازمان‌ها را بخشي از ساختار اجتماعي مي‌بيند كه بايد در بسط و گسترش عدالت، به ايفاي نقش بپردازند. اين در حالي است كه عموم سازمان‌هاي انتفاعي، نسبت به ايفاي اين نقش كه از آن با نام مسووليت اجتماعي ياد مي‌شود، نامتمايل هستند. در اين حوزه نيز استفاده از رويكرد «پرده بي‌خبري» مفيد است. اينجا نيز اگر قرار بود به عنوان يك شهروند - و نه يك مدير و ذي‌نفع يك سازمان- جامعه‌اي را براي زيست انتخاب كنيم يا به بياني ديگر، اگر قرار بود در دل جامعه‌اي «پرتاب شويم» دوست داشتيم سازمان‌ها در آن جامعه، در چه سطحي به ايفاي مسووليت اجتماعي بپردازند. با اين رويكرد، در خواهيم يافت كه ذي‌نفعان يك سازمان، طيفي بسيار گسترده‌تر از كاركنان، سهامداران، مديران و مشتريان يك سازمان را در بر مي‌گيرد و هر سازماني بايد نسبت به جامعه‌اي كه بر بستر آن رشد و فعاليت مي‌كند، احساس مسووليت كرده و به منافع آن حساس باشد. 

چهار حوزه مورد اشاره در اين يادداشت، نمونه‌هايي از دلالت‌هاي يكي از رويكردهاي رالز در حوزه مديريت و سازمان بود. البته چالش‌هايي نيز درخصوص ايده‌هاي رالز مطرح شده است. براي مثال گفته شده كه اصل تفاوت، ممكن است كارايي را كاهش بدهد، زيرا انگيزه‌هاي فردي را كم مي‌كند. اين امر باعث شده منتقداني مانند رابرت نوزيك، رالز را بيش از حد عدالت‌گرا يا حتي برابرگرا بدانند، اما بايد اذعان كرد كه حجم بي‌عدالتي حاكم بر سازمان‌هاي امروزي به اندازه‌اي فراگير است كه مي‌توان ريسك توجه مضاعف به اين مقوله را آگاهانه پذيرفت. در نهايت، رالز ما را دعوت مي‌كند تا سازمان‌ها را به عنوان بخشي از جامعه عادلانه ببينيم و مستمرا در جهت بسط عدالت گام ‌برداريم.

دكتراي مديريت دولتي و مدرس دانشگاه

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون