بيشكك ديپلماسي در ميانه جنگ
مينو خالقي
طي روزهاي گذشته مجددا بخشهايي از كشور هدف حملات امريكايي-صهيوني قرار گرفت و شهروندان بيگناه اين سرزمين جان باختند. يك روز حمله به مدرسه، يك روز به خوابگاه و اكنون حمله به يك عروسي در كوهستك سيريك، كارنامه سياه امريكا و اسراييل در حمله به كودكان و شهروندان را كامل ميكند و علاقه و عادت به جنايات جنگي و نسلكشي توسط آنان را بيش از پيش عيان ميسازد. اما تلختر از خود جنايت، سكوتي است كه جامعه جهاني سالها در برابر چنين صحنههايي در پيش گرفته است. شايد يكي از معدود جنگهاي دهههاي اخير كه در آن مظلوميت يك كشور، توانست به مطالبهاي جهاني عليه جنگ تبديل شود، همين تجاوز امريكا و اسراييل به ايران بود و البته كه تكيه به قدرت ميدان و رويكرد چندجانبه در ديپلماسي و تاواندهي جمعي ميزبانهاي پايگاههاي امريكا در منطقه، راهبردي كه با تدبير رهبر شهيد بنيانگذاري شد، دست برتر ايران در جنگ بود. ايران با استفاده از ظرفيت ديپلماسي چندجانبه، حضور مستمر در رسانهها و فعال كردن ظرفيت ديپلماسي عمومي، تلاش كرد روايت جنگ را از يك مناقشه دوجانبه فراتر ببرد؛ نتيجه اين رويكرد را ميتوان در روند سازمان همكاري شانگهاي ديد. حتي پيش از اجلاس بيشكك، شوراي وزيران خارجه اين سازمان موضع پيشين خود در محكوميت حملات نظامي به خاك ايران را يادآوري كرده بود و آن را مغاير اصول حقوق بينالملل و منشور ملل متحد دانسته بود. در بيشكك نيز اين موضوع در سطح سران تداوم يافت. اما دستاورد بيشكك را نبايد فقط در يك بيانيه جستوجو كرد. نخست، ايران توانست تجاوز به خاك خود را از يك مناقشه دوجانبه به مسالهاي مرتبط با امنيت منطقه و نظم بينالمللي تبديل كند و در شرايطي كه فشار براي منزوي كردن ايران ادامه دارد، حضور در كنار قدرتهايي مانند چين، روسيه و هند در چارچوب سازمان همكاري شانگهاي، به معناي حفظ و گسترش گزينههاي ديپلماتيك كشور است.
ديپلماسي كشور در بيشكك تنها مطالبهكننده يك حمايت سياسي نبود؛ پيشنهادهاي مشخصي براي ايجاد «بانك شانگهاي، اتحاديه بيمه صادرات و سرمايهگذاري و كنسرسيوم انرژي» روي ميز گذاشته شد. پيشنهادهايي مانند «مركز مطالعات راهبردي امنيتي و مجمع پارلماني شانگهاي» نشان ميدهد تهران به دنبال تبديل عضويت خود در اين سازمان به يك شبكه پايدار سياسي، اقتصادي و امنيتي است، نه صرفا مجموعهاي از مواضع مشترك. شايد مهمترين استراتژي حضور در بيشكك براي سياست خارجي ايران اين باشد كه راه آينده، انتخاب ميان شرق و غرب نيست؛ عضويت ايران در سازمان همكاري شانگهاي نبايد به معناي جايگزين كردن شرق به جاي غرب باشد. چين، روسيه، هند، پاكستان و كشورهاي آسياي مركزي براي ايران فرصتهاي مهم سياسي، اقتصادي و امنيتياند، اما هيچ كدام نبايد جايگزين يك سياست خارجي متوازن و چندجانبه شوند. اتفاقا خودِ شانگهاي نمونهاي از همين واقعيت است؛ سازماني كه كشورهاي عضو آن، با وجود تفاوتهاي جدي در منافع و رويكردهاي سياسي، در يك چارچوب مشترك گرد هم آمدهاند و در قالب «شانگهاي پلاس» دامنه اين همكاري را به كشورهاي بيشتري گسترش دادهاند. براي ايران نيز معناي حضور در چنين ساختاري، نه انتخاب يك بلوك در برابر بلوك ديگر، بلكه افزايش شركاي راهبردي و گسترش دامنه انتخابهاي ديپلماتيك است. در اين ميان، برخي افراد، از اينكه چين براي ايران ملاقات جداگانهاي در سطح مورد انتظار ترتيب نداده، نتيجه گرفتهاند كه بيشكك دستاوردي براي تهران نداشته است. اين برداشت، بيش از اندازه سادهانگارانه است. با انجام يا عدم انجام يك ديدار نميتوان به اين نتيجه رسيد كه ايران در راهبرد طولاني مدت يك كشور جايي ندارد. چين در عرصه سياست خارجي بارها اثبات كرده كه ديدگاههاي راهبردي ايران را پذيرفته و خود را شريك استراتژيك ايران ميداند. اين موضوع در مواضع بينالمللي اتخاذي اين كشور خصوصا در شوراي امنيت ديده شده و مسير همكاريهاي سياسي، امنيتي و اقتصادي بنا بر سند همكاري ۲۵ ساله ميان دو كشور مشخص و مورد استناد است. از ديگر سو براي تهران، اهميت بيشكك صرفا در تعداد ديدارهاي دوجانبه نبود. مساله اين بود كه ايران در شرايط جنگ، در يك ساختار چندجانبه حاضر شود، موضع خود را تثبيت كند، براي آينده همكاريهاي اقتصادي و امنيتي پيشنهادات خود را ارايه داده و نشان دهد كه فشار نظامي، ديپلماسي ايران را از حركت بازنميدارد. از اين منظر، پايان اجلاس بيشكك پايان كار نيست. بر اساس گزارش رسمي سازمان همكاري شانگهاي، در اين اجلاس ۲۸ سند به تصويب رسيد و رياست دوره بعدي سازمان نيز به پاكستان واگذار شد. اين براي ايران يك فرصت تازه است: بايد با اسلامآباد، به عنوان رييس دوره آينده، براي تبديل برخي پيشنهادهاي مطرح شده، به دستور كار اجرايي همكاري كند. اگر قرار است بانك، سازوكار بيمه، كنسرسيوم انرژي و ديگر ابتكارات مطرح شده از سطح ايده فراتر روند، مسير آن از همين حالا و در تعامل با رياست جديد سازمان آغاز ميشود. بيانيه پاياني اين اجلاس با محكوميت مجدد حملات نظامي امريكا و رژيم صهيونيستي به خاك ايران، تصريح بر نقض اصول و قواعد حقوق بينالملل و منشور ملل متحد، تاكيد بر حاكميت و تماميت ارضي ايران و درخواست براي حلوفصل مناقشه صرفا از مسير سياسي و ديپلماتيك، مجموعهاي از مواضع روشن عليه تروريسم جهاني است. اهميت اين بيانيه زماني بيشتر ميشود كه شانگهاي در همان سند، ضمن تسليت به مردم و دولت ايران به مناسبت درگذشت و شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامي و تسليت به خانوادههاي قربانيان، يك گام مهم ديگر نيز برداشته و بر حق مسلم ايران به عنوان عضو NPT براي تحقيق، توليد و استفاده صلحآميز از انرژي هستهاي تاكيد كرده است. صراحت بيانيه در اينكه هر اقدامي براي محدود كردن اين حق، مغاير حقوق بينالملل است، از نظر سياسي و حقوقي واجد اهميت ويژهاي است. در واقع، بيانيه بيشكك تنها حمله به ايران را محكوم نكرد؛ سه مولفه مهم را در كنار يكديگر قرار داد: حق حاكميت ايران، حق برخورداري از انرژي هستهاي صلحآميز و مخالفت با تحميل اراده از طريق زور و اقدامات قهري يكجانبه. اين سه گزاره، در شرايطي كه تلاشهايي براي محدود كردن حقوق هستهاي ايران و تثبيت يك روايت يكجانبه از مناقشه وجود دارد، ميتواند براي ديپلماسي ايران يك پشتوانه مهم سياسي و حقوقي باشد. بيشكك نه يك پيروزي نهايي بود و نه يك سفر تشريفاتي؛ يك فرصت بود و هنر ديپلماسي ايران اكنون در تبديل بيانيهها به نهاد، پيشنهادها به قرارداد و روابط سياسي به منافع ملموس اقتصادي و امنيتي است.