تاملي در جوانگريزي
ضرورت نوآوري به جاي تجربهگرايي محض
اميد علي بابايي
هيچ انديشه، تئوري و حتي فرمولي بدون اينكه نمود بيروني پيدا كند و عملياتي شود، ارزشي نخواهد داشت. ممكن است هر تفكري در ذات خود ارزشمند باشد، اما ارزش واقعي زماني است كه انديشه از ذهن عبور كرده و حداقل به صورت گفتاري وارد ميدان شود. در اين ميان انفعال متفكرانه هم نوعي عملگرايي است، چون كنش يا واكنشي بيروني با پيشزمينهاي فكري دارد پس اين رفتار خنثي (انفعال ممكن است در ظاهر خنثي باشد ولي در باطن و سپس در نتيجه حاصل از انفعال، جنبههاي مثبت و منفي فراواني وجود دارند) هم نمود بيروني يك تفكر است.
در سطح اجرايي و در سياستگذاريها يعني جايي كه همه چيز در عمل مشخص ميشود و وظيفه تصميمسازان و تصميمگيران اين است كه در گفتار و رفتار، سياستهاي خود را تبيين و اجرايي كنند عملگرايي نياز به شجاعت و دقت پيدا ميكند و الزام به سعي و خطا با پيشزمينه فكرشده و دقت در طول روند وجود دارد تا بهينهترين شرايط باتوجه به بازخوردهاي گروههاي هدف و ساير جوانب موضوع ايجاد شود.
جوانگريزي در دنيا دهها دليل دارد و در كشور ما صدها يا هزاران دليل، اما شايد آفت مهمي كه جوانگريزي را به پارامتر اصلي مسوولان براي اداره امور در كوچكترين نهادها تا بزرگترين آنها تبديل كرده است، نگاه غلط آنان به تفكر اوليه و گفتار و رفتار ناشي از آن باشد.
هر جا صحبت از جوانگرايي ميشود بحث مشكلات پيچيده كشور، بحرانهاي جاري، بحرانهاي پيشرو، نياز به تجربه و... مطرح ميشود بدون اينكه در فرآيندهاي تصميمسازي و تصميمگيري براي يكبار هم كه شده از جوانان به صورت عمده استفاده كنند و در مراحل اجرايي هم پروسههاي عملياتي، آناليز و بهينهسازي را توامان دراختيار جوانان قرار بدهند تا يك نتيجه واقعي و بدون دخل و تصرفِ نسل كهنسالِ هميشه در صحنه به دست بيايد.
امروزه در بسياري از شركتهاي بزرگ دنيا كه جنبه اقتصادي عملكردشان هم براي خودشان و هم براي سياستگذاران كشورشان اهميت فراواني دارد از روش كمينه محصول قابل استفاده بهره ميبرند يعني به جاي اينكه در ابتداي كار با تكيه بر پروسههاي طولاني و فرسايشي تحقيق و توسعه سعي شود تا يك محصول كاملا بينقص و با استفاده از تجربههاي فراوان گذشته توليد شود، يك محصول با استاندارد مشخص ارايه و سپس با بازخورد گرفتن از مشتريان و مخاطبان به ارتقاي محصول و بهينه كردن آن پرداخته ميشود.
اصل و اساس اين روش بر پايه نوآوري و خلاقيت استوار است و لازمه نوآوري و خلاقيت دوري از تفكرات متعصبانه و تصلبي است كه سياستگذاران را به سمت جوانگرايي سوق ميدهد!
اين روش در حال گسترش و تعميم از زمينههاي فني و مهندسي به امور اجرايي و كشورداري است به طوري كه برخي كشورهاي پيشرفته با جوانسازي سياستگذاران خودشان در حال اجرايي كردن اين روش در امور جاري كشورشان هستند.
نوآوري در تفكر، رفتار و گفتار، مشخصه مفقود شده سياستگذاريها در كشور ماست؛ نوآوري نياز به جوانبيني و جوانگرايي دارد و در عين حال ميتوان تجربه فراوان را عامل ايجاد نويز در نوآوري درنظر گرفت پس انجام روش كمينه محصول قابل استفاده در امور كلان و اداره امور كشور نياز به جوانبيني دارد تا با سعي و خطاي منطقي به واسطه گرفتن بازخوردهاي مستمر، رفع اشكالات مختلف و بهينهسازيهاي سريع، يك نتيجه استاندارد و منطقي حاصل شود.
اين درحالي است كه تمام سعي مسوولان و متوليان نهادها به خصوص پس از بروز خطا و عدم توانايي در حل بحرانها، بر توجيه دلايل مختلف خلاصه ميشود و با ايجاد كارگروهها و كميتههاي متشكل از پيشكسوتان خالي از هرگونه نوآوري و البته متعصب (با تفكراتي كه تاكنون نتيجهاي نداشته يا تنها در نقش مسكن عمل كردهاند)، فضا را به سمت تجربهگرايي بينتيجه سوق ميدهند بدون اينكه درنظر بگيرند شايد نوآوري راهحلي صحيح باشد نه تجربهگرايي محض!
حداقليترين نمود عيني استفاده از نوآوري ميتواند در گفتار سياستگذاران بروز پيدا كند يعني با مشاوره گرفتن از جوانان (كه نوآوري جزو ذاتشان است) در چينش كلمات مورد استفاده در تريبونها خلاقيت بهجود بيايد و اين باعث ميشود پس از گفتار، اجبار به رفتار نوآورانه پيش بيايد تا هم نويز ناشي از عدم تطابق گفتار و رفتار باعث بحران جديدي نشود و هم اگر مسوولي واقعا درصدد پيشبرد نوآورانه امور است مجبور به جوانگرايي در پروسه فعاليتها شود تا تطابق گفتار و رفتار جنبه صادقانه پيدا كند و در بهترين حالت، رفتار و گفتار همسو باعث شود كه بازخوردهاي صحيح از سمت گروههاي هدف و مخاطبان به طرف مجريان سرازير شده و نوآوري به صورت خودكار از هر مرحله به مرحله بعد تعميم پيدا كند؛ اينگونه نوآوري همراه با جوانبيني و جوانگرايي از تفكر به گفتار و از گفتار به رفتار منتقل شده و زنجيرهاي محكم از نوآوري توسط جوانان ايجاد ميشود.شايد عدم شجاعت ناشي از كهنسالي متوليان و مسوولان نهادها، آنها را از هرگونه تغيير در روند انجام امور باز ميدارد و همچنين عدم دقت در آناليز پارامترها حين فرآيند و بعد از مشخص شدن نتيجه، نوآوري را از گزينههاي روي ميز براي حل مشكلات حذف ميكند و از همان ابتداي كار قدم محكمي براي جوانگريزي برداشته ميشود.
شايد هم نگاه بدبينانه اين تصور را تداعي كند كه انفعال در جوانبيني و جوانگرايي بر پايه تفكر منفي مسوولان است، چون آنان ميدانند كه اگر در همان مرحله اول و پايهاي، انديشههاي نوآورانه جوانان را وارد امور كنند، تعارض منافعي پيش خواهد آمد كه جايگاه مسوولان را به صورت شخصي و نسلي به خطر خواهد انداخت!
فعال حوزه جوانان