اعتراض، گفتوگو، نه به مداخله بيروني
عبور از بحران، با گفتوگو ممكن است نه با تقابل. تاكيد رييسجمهور پزشكيان بر گفتوگوي مستقيم با اصناف و در پي آن با جامعه براي حل مشكلات ميتواند به الگويي تازه در حكمراني اجتماعي بدل شود.
اما در اين ميان، من اظهارات اخير ترامپ و مواضع همراه با نتانياهو را به عنوان يك مداخلهگري شوم عليه دموكراسي و حل مسائل به شكل مسالمتآميز در داخل ايران ارزيابي ميكنم كه هم جامعه و هم دولت نبايد در اين دام قرار گرفته و مسير گفتوگو و حتي بيان اعتراض در بستر منافع خيرخواهانه ايراني تحتالشعاع آن قرار گيرد. اظهارات اخير دونالد ترامپ در كنار بنيامين نتانياهو، صرفا يك موضعگيري لفظي يا تهديد نظامي نيست. اين پيام، دو هدف همزمان را دنبال ميكند:
نخست، تشديد فشار رواني و سياسي بر جامعه ايران از طريق سناريوي بيثباتسازي؛
دوم، بازتوليد تصوير دلخواه خود از ايران در افكار عمومي جهاني، براي مشروعيتبخشي به فشار، تحريم و حتي تهديد.اين همان الگوي آشنايي است كه بارها در تجربه تاريخي ايران و ديگر كشورهاي در حال توسعه ديدهايم. امريكا هرگز در بزنگاههاي حساس، به نفع دموكراسي بومي و اصلاحات تدريجي عمل نكرده است. مداخلات خارجي، معمولا نه به تقويت جامعه مدني، بلكه به تضعيف آن انجاميده و مسير اصلاحات را پرهزينهتر كرده است.در اين ميان، هدف اسراييل نيز پنهان نيست: ايراني ناآرام، فرسوده و درگير با خود. نكته مهم آن است كه اين پيامهاي مداخلهجويانه، درست در زماني مخابره ميشوند كه دولت در داخل، مسير گفتوگو با جامعه و كاهش تنش را برگزيده است. چنين پيامهايي ميكوشند با عميقتر كردن شكافهاي اجتماعي، اعتراض مدني را از مسير اصلاح، به مسيري پرهزينه و رويارويي مردم با مردم سوق دهند.در چنين شرايطي، مسووليت، سنگينتر از هميشه است. اعتراض، حق جامعه است؛ اما حفظ مرز روشن ميان مطالبهگري داخلي و مداخله خارجي، شرط بقاي اصلاحات و عقلانيت جمعي است. براي پايداري دموكراسي ايراني، بايد از دل گفتوگوي اجتماعي، حل مسائل اقتصادي و معيشتي، پايدارسازي آزاديهاي مدني، اصلاح سياستها و بازسازي اعتماد بيرون بيايد.