• 1404 جمعه 10 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6241 -
  • 1404 يکشنبه 28 دي

براي ماندن و روايت كردن

نازنين متين‌نيا

دوستي مي‌گويد برگشتيد به تحريريه‌هاي قديمي؟ مي‌گويم نه چون آن قديمي‌ها ابزار ديگري داشتند و حالا سال‌هاست اينترنت هم ابزار كار ماست و تحريريه با اينترنت معنا دارد. مثلا همين خبرها، منبع ما هميشه يك خبر نيست، مي‌گرديم و چند منبع پيدا مي‌كنيم تا موثق بودنش را مطمئن شويم. حالا ولي اين امكان را نداريم؛ هر كسي چيزي مي‌گويد، بر اساس روايت‌هاي همين جوري و شنيدن دهان به دهان كه خبر تاييد نمي‌شود .  اما تحليل‌ها و تفسيرهاي اين ماجرا، توي اين روزهاي خاموشي، بيشتر از هميشه مهم است. توي حرف‌ها و بحث‌ها، هر كسي چیزی می‌گوید؛ يك نفر معتقد است كه مي‌خواهند حواس مردم را پرت كنند. توي خبرگزاري‌هاي در دسترس، عده‌اي عاجزانه درخواست دارند كه اينترنت وصل شود چون كسب و كارشان خوابيده. اينها مهم است. اينكه يك خبر چطور مي‌تواند در جامعه بچرخد و نحوه پاسخگويي چقدر مهم است نمونه كوچكي مي‌شود از سرنوشت رسانه در اين روزها. در هفته گذشته، چندين نفر درباره شرايط روزنامه‌نگاري در ايران صحبت كرده‌اند. مديرمسوولي به ايسنا گفته شرايط طوري است كه انگار دست‌هاي روزنامه‌نگار را بسته‌اند و از او مي‌خواهند كه شنا كند. چهره مطبوعاتي ديگري، تير تيز پيكان را به سمت روزنامه‌نگارها برده و گفته چون روزنامه‌نگارها به هوش مصنوعي و گوگل وابسته شده‌اند الان نمي‌توانند كار كنند و من اگر خودم نشريه‌اي داشتم، همين روزها مطالب خيلي خاصي منتشر مي‌كردم ولي چون ندارم، نمي‌كنم! خبرگزاري‌هاي در دسترس هم در نوع خود جالبند؛ معتقدند فضاي مجازي بايد محدود شود و اصلا مردم ايران به اينستاگرام و تلگرام نيازي ندارند و البته كه همين‌ها كه موافق محدودسازي اينترنت شده‌اند، به حذف دامنه دات‌كام يك خبرگزاري همراه با خودشان اعتراض دارند و معتقدند اين كار ضداصول آزادي رسانه است. مي‌بينيد؟! ملغمه عجيبي است. 

اين همه سال تجربه كاري و دوام آوردن در رسانه هم حتي كمك نمي‌كند كه آدم بفهمد در اين شرايط بايد چه كند. به حرف كه باشد، خبري نيست. اما در عمل، روزنامه‌نگاري فقط وصل به اينترنت نيست. بله در تمام اين روزها، ما بدون اينترنت، در تحريريه روزنامه مشغول به كاريم. همكارانم كه صفحات داخلي دارند و كارشان گزارش‌نويسي است، هر روز به جايي سر مي‌زنند و دنبال خبرند. از پزشكي قانوني و كهريزك و بهشت زهرا و حتي دادگستري، همه در رفت و آمدند. سكوت عجيبي هم البته توي تحريريه است. روايت ديده‌ها بايد ملاحظات بسيار باشد و آنچه در تحريريه باقي مي‌ماند، سردرگمي و چه مي‌شودهاي بسيار است. مي‌دانيد، مساله اينترنت نيست، مساله ماهواره هم نيست، مساله درك رسانه است. نه اينكه اين را حالا بگويم و بگويم شرايط توي اين روزها تغيير كرده، نه. تا وقتي يادم بوده، همين بوده. در شرايط حساس هميشه عده‌اي معتقدند كه اگر خودشان پاي رسانه بودند بهتر عمل مي‌كردند، عده‌اي اساسا حضور رسانه را زير سوال مي‌برند و معتقدند بهتر كه به اطلاعات دسترسي نداشته باشيم و زندگي راحت‌تر بگذرد و البته عده‌اي هم هستند كه اين روزها چون اينترنتي نيست، فرصتي هم ندارند تا همين روزنامه‌نگاران باقي مانده در تحريريه‌هاي ايران را مورد نوازش قرار بدهند و بگويند كه ما، كوتاهي مي‌كنيم و جاي روزنامه‌نگار خوب هم يا توي زندان است يا توي شبكه‌هاي ماهواره‌اي.  خب ما هم نمي‌توانيم مدام توضيح شرايط بدهيم و اساسا حتي اگر بتوانيم هم، گوش شنوايي نيست. نتيجه مي‌شود اينكه در چنين شرايطي تنها راه باقي مانده، همان مسير وجدان و اخلاق حرفه‌اي است. ما كار خودمان را مي‌كنيم و حرف خودمان را مي‌زنيم. اگر ديده شد، ادامه مي‌دهيم و اگر نه، باز هم ادامه مي‌دهيم. چون راهي جز ادامه دادن نداريم. چون گاهي وقت‌ها بهترين انتخاب همين «بودن» است؛ روايت كردن و ثبت و ضبط و نگهداري براي روزي ديگر كه انگار فعلا امروز نيست. ولي در اين ميانه، شمايي كه صداي من را مي‌شنويد و اينها را مي‌خوانيد، بدانيد و آگاه باشيد كه خيلي پيش از اينها ما گفتيم و نوشتيم و روايت كرديم. چون ما معتقد به شعور جمعي و فهم مردميم و در كنار مردم. حالا اينترنت قطع باشد، ديش ماهواره جمع شود يا نشود، حتي اس‌ام‌اس‌ها براي هميشه بسته بماند، اين راه باريك روزنامه‌نگاري مستقل هم ادامه دارد. چون بالاخره مثل هميشه از پس اين روزگار هم روزگار ديگري است و ما هم تلاش مي‌كنيم تا زنده بمانيم و روايت كنيم.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها