چرا بايد تاريخ بخوانيم؟
حبيبالله فزوني
شايد يكي از دلايل عدم علاقه به مطالعه تاريخ، ندانستن پاسخ اين سوال باشد كه چرا بايد تاريخ بخوانيم؟ در پاسخ به اين پرسش دلايل و پاسخهاي زيادي قابل طرح است كه برخي از آنها به اين قرار است: تاريخ ما را با فرهنگهاي ديگر آشنا ميكند، تاريخ به ما كمك ميكند تا هويت، فرهنگ و جامعه خود را بشناسيم، تاريخ به ما درك و بينش نسبت به مشكلات امروزي ميدهد و به ما كمك ميكند تا تغييرات را بهتر درك و پردازش كنيم، مطالعه تاريخ مهارت تفسير و تحليل را در ما تقويت ميكند، تاريخ به ما اين امكان را ميدهد كه از گذشته درس بگيريم و درك بهتري از جهان و نحوه عملكرد آن داشته باشيم، مطالعه تاريخ به ما كمك ميكند بفهميم كه چگونه رويدادهاي گذشته همه چيز را به شكل امروزي در آوردهاند، با دانستن تاريخ، ما نه تنها در مورد خود و چگونگي پيدايشمان ميآموزيم، بلكه توانايي اجتناب از اشتباهات و ايجاد مسيرهاي بهتر براي جامعه خود را نيز توسعه ميدهيم، تاريخ فقط خواندن زندگي و گذشته ديگران نيست و افرادي كه ما در تاريخ درباره آنها ميخوانيم ممكن است دههها يا حتي قرنها پيش زندگي كرده باشند؛ اما اعمال آنها بهطور مستقيم بر نحوه زندگي امروز ما تأثير داشته باشد.(2)
ملتي كه تاريخ نميخواند محكوم به
تجربه آن است
اما دليل اينكه بسياري از جوانان كشورمان از تاريخ گذشتهشان اطلاع ندارند، خيلي نياز به مراجعه به احيانا پژوهشهاي صورت گرفته ندارد، در اين بخش تنها به گفته دكتر حداد عادل كه مطالعات گستردهاي در زمينه تاريخ دارد و به قول خودش 45 هزار كتاب در كتابخانه منزل خود دارد، اكتفا شده است. وي در اين ارتباط ميگويد: نقل است هر ملتي كه تاريخ نميخواند، بايد آن را دوباره تجربه كند. خيلي از جوانهاي ما از تاريخ گذشتهشان اطلاع ندارند. امروز خيليها نميدانند در حالي كه اروپا در حال پيشرفت بوده ايران در چه وضعي قرار داشته است؟وي با اشاره به خاطرات روزنوشت ناصرالدين شاه به عنوان سندي دست اول از وضعيت كشورداري در زمان قاجار ميافزايد: يكي از كساني كه خاطرات روزانه خود را نوشته، ناصرالدين شاه قاجار بوده است كه ۵۰ سال سلطنت كرده كه مصادف با دوران رشد سريع اروپا بود. ناصرالدين شاه از دو ماه پس از سلطنت تا سه روز پيش از ترور، خاطرات روزانهاش را نوشته است. حدود ۱۰ هزار صفحه از او موجود است كه حدود ۹۰ درصدش تصحيح و چاپ شده است. حال تصور كنيد شاهي وقايع روزانه خود را به دست خود يا به املاي ديگران نوشته است. اين چقدر ميتواند ما را با تاريخ زمان خودمان آشنا كند كه در كشور چه ميگذشته است. چند نفر را ميشناسيد اين مجموعه را خوانده باشند؟ اين يك سند تاريخي از هويت كشور ما است. سندي از پادشاهي است كه براي ما از روزگارش و كشوردارياش نوشته است. دوران مشروطه، آغاز سلطنت پهلوي اول و دوم و... موضوعاتي است كه ما كمتر از آن ميدانيم. جوانان ما نميدانند در اين دوران بيگانگان در كشور ما چه كردند و رجال سياسي در ايران چه كساني بودند؟ چقدر افرادي را سراغ داريد كه اينها را بداند و با اين موضوعات آشنا باشد؟ نسلي كه تاريخ نداند، نميتواند بفهمد به چه سمتي بايد حركت كند و آيندهاش را چگونه بايد ترسيم كند.
چرا تاريخ را دوست نداريم؟
اينكه جوانان به تاريخ علاقه ندارند يا دوست ندارند متون تاريخي را مطالعه كنند، بحث بسيار مهمي است كه بايد از نگاه جامعهشناختي آن را مورد بررسي قرار داد. دكتر طهمورث شيري جامعهشناس و استاد دانشگاه درباره اينكه چرا جوانان علاقهاي به تاريخ ندارند، چنين ميگويد: «بهطور كل بايد اذعان داشت نسل جوان ما زماني به مطالعه تاريخ ميپردازد كه به آن نياز پيدا كند و اين نياز را در خود احساس نميكند. شايد بتوان اين موضوع را كه چرا جوانان علاقهاي به تاريخ ندارند، در ميزان علاقهمندي آنها به كسب تجربه ديد. البته هستند بسياري كه شرايط موجود را با شرايط قديم مقايسه ميكنند تا ببينند چقدر به وضعيت آن زمان نزديك است و در شرايط مشابه چگونه رفتار شده است.»
نشستي براي آسيبشناسي آموزش تاريخ
در دانشگاهها
جالب است بدانيد درباره اينكه چرا جوانان دانشگاهي كشورمان علاقهاي به مطالعه تاريخ ندارند، نشست تخصصي نمايندگان شعب انجمن ايراني تاريخ در دانشگاههاي كشور با موضوع همانديشي در خصوص آسيبشناسي آموزش تاريخ در دانشگاهها در دانشگاه فردوسي مشهد برگزار ميشود و اعضاي اين انجمن به بيان نظرات خود در اينباره ميپردازند. نظر به اهميت مطالب طرح شده در اين نشست، خلاصه اين همانديشي در زير از نظرتان ميگذرد:
موضع كشور با موضع ما متفاوت است و براي فارغالتحصيلان درخواستي نيست. در رسانهها هم انحرافات تاريخي زيادي داريم كه بايد به آن پرداخته شود.
اگر همه دست به دست دهيم و يك نهاد قدرتمند باشيم، ميتوانيم در روند تاريخي و توليدات تاريخي اثرگذار باشيم. يكي از دلايل جدي نگرفتن اين رشته بحث اشتغال است. بايد به سمت ايجاد شركتهاي دانشبنيان در اين حوزه برويم تا دانشجويان بتوانند از رشته خود استفاده و ارتزاق كنند. در هرجاي دنيا كه چاه نفتي وجود دارد، در كنار آن يك مركز مطالعات تاريخ شفاهي هم وجود دارد. در حوزه تاريخ و گردشگري هم زمينه اشتغالزايي وجود دارد. بايد از نظري شدن تاريخ كه از معضلات آموزش تاريخ است، دور شويم و به واقعيات جامعه نزديك شويم.
نخستين سوالي كه براي دانشآموز پيش ميآيد اين است كه مگر در مملكت پژوهشگر تاريخ وجود ندارد كه پزشك كودكان كتاب تاريخ معاصر مينويسد يا براي دانشجو هم اين سوال ايجاد ميشود كه چرا در رسانه ملي بايد افرادي كه تحصيلات تاريخي ندارند، در مورد مسائل تاريخي اظهارنظر كنند.
انجمن بايد يك شبكه مجازي داشته باشد. براي جمعآوري مقالات پژوهشگران و امتيازدهي به آنان و از اين راه هم اطلاعرساني كند و هم كسب درآمد صورت گيرد. با وجود اين شبكه و نشر نقدهاي وارده به سريالهاي تاريخي تبديل به قدرتي علمي ميشويم و در آن صورت حكومت نميتواند ما را ناديده گيرد.
براي تغيير وضعيت بايد هم سنت و كاركردهاي آن و هم وضعيت كنوني خود را بشناسيم. در اين زمينه بايد آمارگيري از وضعيت تاريخ داشته باشيم.
در حوزه آموزش سرفصلهاي درسي كاربردي نيست و مشكل آييننامهاي وجود دارد، در بحث پژوهش هم هيات تحريريه مجلات علمي- پژوهشي سليقهاي عمل ميكنند.
نيازهاي زمانه با نيازهاي 50 سال پيش كه رشته تاريخ تأسيس شد، يكي نيست. همچنين مورد مهم ديگر ايجاد پيوند بين دانشگاه و نگاه مردم عادي به تاريخ ايجاد شود. مثلا يكي از نيازهاي تاريخي مردم يافتن شجرهنامه خودشان است.
در سطح خارجي دنيا سعي در دزديدن اشخاص تاريخي ما دارد. در داخل هم طراحي كتب به ما محول نميشود. همچنين فقدان يك مركز پژوهشهاي آماري در زمينه تاريخ احساس ميشود.
دانشجويان حتي نميتوانند تاريخ بيهقي را از رو بخوانند. در منابع مقالات هم از اسناد تاريخي استفاده نميشود؛ چرا كه نويسندگان اصلا نميدانند منبع تاريخي به چه معناست(3) در روزهايي كه كشورمان آبستن حوادث تازهاي است، ايكاش توجه نسل جوان به تاريخ و فراز و فرودهاي آن جلب شود تا بهترين تصميمات را اتخاذ كنند.