• 1404 جمعه 17 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6246 -
  • 1404 شنبه 4 بهمن

ديپلماسي در لبه منازعه؛ آينده روابط ايران و امريكا

به همان‌گونه‌اي كه خلأ در هر حوزه جغرافيايي، زمينه شكل‌گيري انفجار را ايجاد مي‌كند، خلأ كنش ارتباطي بازيگران نيز نشانه‌هايي از رويارويي، منازعه و حتي انفجار نظامي را به وجود مي‌آورد.  در فضاي موجود سياست بين‌الملل، نشانه‌هايي از «لبه تهديدات» مشاهده مي‌شود. ايالات‌متحده به كشورهاي اروپايي اجازه مشاركت و نقش‌يابي وزير امور خارجه جمهوري اسلامي در «كنفرانس امنيتي مونيخ» و «مجمع اقتصاد جهاني داووس» را نداد. به همين دليل است كه زمينه براي لغو سفر ديپلماتيك و تحليلي وزير امور خارجه ايران به آلمان و سوييس فراهم نشد. در شرايطي كه واحدهاي سياسي داراي ابهام امنيتي هستند، عموما در روند برگزاري اجلاسيه‌هاي بين‌المللي به‌ مثابه فرصتي براي ارتقاي تلاش ديپلماتيك در جهت حل و فصل موضوعات اجتماعي و امنيتي بهره مي‌گيرند.  ناديده گرفتن درخواست سفر وزير امور خارجه ايران به اجلاسيه‌هاي مربوط به اقتصاد و امنيت جهاني را مي‌توان در زمره نشانه‌هاي خارج از عرف ديپلماتيك دانست كه مي‌تواند ماهيت پرمخاطره در روابط متقابل كشورها و امنيت منطقه‌اي داشته باشد. برخي تحليلگران به اين موضوع اشاره دارند كه انجام اقداماتي ازجمله لغو سفر وزير امور خارجه هر واحد سياسي به منزله آن است كه ديپلماسي به پايان رسيده يا اينكه كاركرد اثربخش خود در روابط متقابل كشورها براي حل و فصل موضوعات امنيتي و راهبردي را به گونه مشهودي از دست داده است.  در روند تحولات سياسي، منطقه‌اي و راهبردي پرمخاطره، ايران از ساز و كارهاي كنش دفاعي بهره گرفته و همواره تلاش داشته تا زمينه گذار از چالش‌هاي امنيتي موجود در روابط با جهان غرب را فراهم سازد. در چنين شرايطي، الگوي مبتني بر يكجانبه‌گرايي امريكا و «سياست دنباله‌روي كشورهاي اروپايي» از الگوي رفتار سياسي و امنيتي ايالات‌متحده را مي‌توان در زمره واقعيت‌هايي دانست كه نه تنها پاسخ سازنده جمهوري اسلامي به راهبرد امنيتي دونالد ترامپ را عقيم مي‌سازد، بلكه اين امر مخاطرات راهبردي قابل توجهي براي كشورهاي منطقه‌اي ايجاد خواهد كرد. 
2- امنيتي‌سازي ايران در سياست بين‌الملل- ايالات‌متحده و كشورهاي اروپايي تلاش دارند تا ايران را در فضاي امنيتي شدن قرار دهند. هرگاه كشوري با نشانه‌هايي از تهديدات مركب و چندجانبه بين‌المللي روبه‌رو گردد، به مثابه آن است كه در معرض فشار و مخاطرات امنيتي بيشتري واقع مي‌شود. امنيتي‌سازي ايران فرآيندي را شامل مي‌شود كه براساس برنامه راهبردي ايالات‌متحده شكل گرفته است. واقعيت‌هاي اقتصاد و سياست جهاني بيانگر آن است كه ايالات‌متحده در روند براندازي كشورهاي انقلابي و راديكال ازجمله شيلي 1973، گواتمالا 1954، عراق 2003 و ايران 2026 از سازوكارهايي همانند تحريم، مهار و محدودسازي بهره گرفته است. فشارهاي اقتصادي امريكا در سال‌هاي 2026-2018 به گونه قابل‌توجهي افزايش يافته است. دونالد ترامپ و كارگزاران كابينه همواره از مفاهيمي همانند «تحريم‌هاي شكننده» و «تحريم‌هاي فلج‌كننده» در تبيين راهبرد امريكا براي محدودسازي قدرت ايران بهره‌ گرفته‌اند. چنين رويكردي را مي‌توان انعكاس ديپلماسي اجبار، محدوديت‌هاي اقتصادي و فشارهاي راهبردي امريكا عليه ايران دانست. محدوديت‌هاي اقتصادي تاثير خود را در شكل‌بندي‌هاي اقتصاد سياسي و امنيتي ايران به‌جا گذاشته است.  نظريه‌پردازان و كارگزاراني همانند «ريچارد نفيو» در بيان رويكردهاي خود به اين موضوع اشاره دارند كه سياست تحريم منجر به فرسايش قدرت اقتصادي كشورهاي هدف مي‌شود. هرگاه كشوري همانند ايران در روند محدوديت‌هاي اقتصادي قرار گيرد، به گونه اجتناب‌ناپذير در اداره امور داخلي كشور خود با چالش‌هاي امنيتي و اقتصادي فراگيري روبه‌رو خواهد شد. معادله قدرت و كنش امنيتي امريكا عليه ايران در شرايطي به نتيجه مطلوب و موثر منجر مي‌شود كه تحريم‌هاي اقتصادي تاثير خود را در حوزه ساخت اجتماعي و الگوي رفتار بازيگران سياسي، امنيتي، راهبردي و بين‌المللي به‌جا گذارد. تحريم‌هاي اقتصادي امريكا، فشار سياسي و اجتماعي فراگيري عليه ايران ايجاد كرده است. افزايش تورم، كسري بودجه و بهره‌گيري از ساز و كارهايي همانند «سياست تعديل اقتصادي» به منظور ترميم درآمدهاي عمومي دولت را مي‌توان به عنوان بخشي از فرآيندي دانست كه چالش‌هاي امنيتي بيشتر و فزاينده‌تري را براي ايران ايجاد خواهد كرد. تجربه امريكا در ارتباط با كشورهاي انقلابي و راديكال كه به منزله هدف امنيتي نهادهاي راهبردي قرار مي‌گيرند، نشانه‌هايي از بحران، تهديد، رويارويي گروه‌هاي اجتماعي و براندازي سياسي را منعكس مي‌سازد.  «اسكات بسنت» وزير خزانه‌داري ايالات‌متحده در روند اجلاسيه جهاني داووس به اين موضوع اشاره دارد كه ايالات‌متحده سياست تحريم را براي محدودسازي قدرت ايران و گسترش آشوب‌هاي اجتماعي به كار گرفته است. اسكات بسنت صراحتا بيان مي‌دارد كه «امريكا برپاكننده شورش‌هاي گسترده در ايران بوده است؛ شورش‌هايي كه منجر به كشته شدن چند هزار نفر شده است. اين‌گونه اقدامات كار ما بوده است و چنين روندي را ادامه خواهيم داد. بايد هزاران نفر با گلوله و ده‌ها هزار نفر بر اثر گرسنگي بميرند.»  نشانه‌هايي از كنش امنيتي كشورهاي اروپايي و ايالات‌متحده عليه ايران مشاهده مي‌شود. «تنظيم قطعنامه پارلمان اروپا» در محكوميت حقوق بشري ايران به موازات اجلاسيه «كميسيون حقوق بشر ملل متحد» در روز جمعه 23 ژانويه 2026 داراي ابعاد و پيامدهاي تهديدكننده براي ايران مي‌باشد. جمهوري اسلامي احساس مي‌كند كه با تهديدات امنيتي فزاينده‌اي روبه‌رو شده است. در چنين شرايطي، هر بازيگري به گونه اجتناب‌ناپذير درصدد خواهد بود تا از سازوكارهاي كنش دفاعي براي توليد امنيت يا بازدارندگي در برابر اقدامات نظامي استفاده نمايد. هدف اصلي ايالات‌متحده از نمايش قدرت ديپلماتيك عليه ايران را مي‌توان «محدودسازي اعتبار» و «مشروعيت ساختاري» جمهوري اسلامي در ساخت اجتماعي و عرصه سياست جهاني دانست. تجربه تاريخي بيانگر اين واقعيت است كه هرگاه كشوري درمعرض امنيتي شدن قرار گيرد، با نشانه‌هايي از تهديد تصاعديابنده روبه‌رو خواهد شد. ادبيات سياسي و الگوي كنش رفتاري ديپلمات‌هاي امريكايي در ارتباط با ايران نشان مي‌دهد كه محدوديت‌هاي اقتصادي براي فرسايش ساختاري و گسترش اعتراضات اجتماعي در ايران، ماهيت اجتناب‌ناپذير و پردامنه خواهد داشت.  در شرايطي كه ايالات‌متحده جنگ اقتصادي و بحران‌هاي اجتماعي فزاينده عليه ايران را برنامه‌ريزي و سازماندهي كرده است، اسراييل صرفا تلاش دارد تا از ساز و كارهاي كنش غيرمستقيم در ارتباط با ايران استفاده نمايد. جوخه‌هاي امنيتي اسراييل در روند بحران‌هاي اجتماعي ايران نه تنها به عنوان «آتش بيار معركه» محسوب مي‌شوند، بلكه از قابليت تاكتيكي لازم براي «كنش عملياتي»، «ترور» و «ايجاد آشوب» برخوردار مي‌باشند. هر يك از سازوكارهاي ياد شده، بخشي از برنامه تاكتيكي امريكا و اسراييل در چارچوب تقسيم كار راهبردي عليه ايران تلقي مي‌شود. 
نتيجه- سياست و امنيت را مي‌توان در زمره ضرورت‌هاي عبور مسالمت‌آميز كشورها در فضاي تهديدات تصاعديابنده دانست. ايران در شرايط موجود با نشانه‌هايي از ابهام راهبردي در عرصه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و امنيتي روبه‌رو شده است. افزايش تهديدات رسانه‌اي، ارتباطي و امنيتي عليه ايران، عامل موثري در شكل‌گيري ابهام به موازات تهديدات پردامنه مي‌باشد. چالش‌هاي اقتصادي و الگوي حكمراني ايران با واقعيت‌هاي مربوط به تهديدات امنيتي هماهنگي ندارد.  در شرايطي كه سطح و شدت تهديدات به گونه مرحله‌اي افزايش مي‌يابد، نشانه‌هايي از مديريت ايستا همراه با نشانه‌هايي از غافلگيري تكرارشونده عينيت يافته است. تهديدات اقتصادي و امنيتي ايران در حال افزايش است. اگرچه سرويس‌هاي امنيتي اسراييل و ايالات‌متحده نقش موثري در كاهش قدرت اقتصادي و امنيتي ايران داشته‌اند، اما هرگونه آشوب‌سازي نيازمند زمينه‌هاي اجتماعي و تحرك امنيتي بازيگر رقيب است. سرويس‌هاي اطلاعاتي و امنيتي اسراييل و ايالات‌متحده در سال 2025 براي محدودسازي قدرت و رويارويي با ساختار سياسي و اجتماعي ايران برنامه‌ريزي موثر و هماهنگي را به انجام رسانده‌اند.  عبور از تهديدات فراروي ايران بدون هماهنگ‌سازي ساخت بروكراتيك و بازتوليد نشانه‌هايي از همبستگي اجتماعي امكان‌پذير نخواهد بود. بسياري از واقعيت‌هاي عصر موجود، نشانه‌هاي متنوعي از تهديدات امنيتي را منعكس مي‌سازد. در شرايطي كه ايران با تهديدات تركيبي روبه‌رو شده است، نيازمند بهره‌گيري از سازوكارهايي است كه اولا قالب‌هاي گفتماني خود در ساخت اجتماعي را ترميم نمايد. ثانيا راهبرد بقاي مبتني بر توليد قدرت، بازدارندگي و انعطاف‌پذيري راهبردي در حوزه سياست خارجي را در دستور كار قرار دهد.
استاد دانشگاه تهران

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون