• 1404 يکشنبه 12 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6249 -
  • 1404 سه‌شنبه 7 بهمن

شكست آرسنال و نفس گرم منچسترسيتي پشت سر توپچي‌ها

سايبورگ‌هاي بي‌رحم آرتتا خوي انساني گرفته‌اند!

آرسنال بازي را مقابل منچستر يونايتد از دست داد و بايد سريع دكمه تنظيم مجدد را فشار بدهد. حالا اختلاف در صدر به چهار امتياز كاهش يافته است. هنوز چهار امتياز فاصله است، اما فكري كه آرسنال براي رهايي از آن تلاش خواهد كرد اين است كه اين اختلاف مي‌توانست بيشتر باشد كه بايد بيشتر مي‌بود. به گزارش روزنامه «اعتماد» و به نقل از گاردين، منچسترسيتي تنها يكي از پنج بازي اخير خود در ليگ را برده است، اما آرسنال آب پاكي را روي دست اين تيم نريخته است. آنها در مقابل ليورپول و ناتينگهام فارست، نتوانستند از لغزش‌هاي سيتي استفاده كنند و هر دو بازي را با نتيجه ۰-۰ به پايان رساندند و اين آنها را در مسير كسب قهرماني آسيب‌پذير كرد. از ديدگاه آرسنال، رقابت قهرماني به طرز نگران‌كننده‌اي هنوز زنده است. آرسنال بايد هم خوب باشد. آنها تاكنون بهترين تيم ليگ بوده‌اند. آنها بهترين تيم ليگ قهرمانان بوده‌اند. آنها در تمام فصل فقط سه بار شكست خورده‌اند. آنها به خوبي مي‌توانند ادعا كنند بهترين تيم جهان در حال حاضر را دارند. اما ترديدهاي اجتناب‌ناپذيري وجود خواهد داشت: آرسنال هنوز بايد در ماه آوريل به ورزشگاه اتحاد برود؛ و اگر آن را ببازد اختلاف به يك امتياز خواهد رسيد؛ و اين بدان معناست كه فشار روي تيم است؛ يك اشتباه... و آنگاه برتري مي‌تواند از آن سيتي باشد... هيچ دليلي براي چنين منفي‌بافي وجود ندارد؛ هيچ چيزي وجود نداشته كه نشان دهد سيتي در شرف شروع يك روند پيروزي بي‌رحمانه است. اما وقتي تيمي 22 سال است كه ليگ را نبرده، مقداري فكر كردن به فاجعه اجتناب‌ناپذير است. با اين حال، اين موضوعي بسيار مرموز نيز هست. اين آرسنال گاهي اوقات مانند يك سريال درام به سبك فيلم‌ها و سريال‌هايي نظير بليد رانر يا وست‌ورلد به نظر مي‌رسد. آنها قاتلان سايبورگ، بي‌رحم و سنگدل هستند، اما آنقدر در كنار انسان‌ها بوده‌اند كه شروع به توسعه ويژگي‌هاي انساني، به ويژه اضطراب، يا حداقل آگاهي يافتن بيش از حد نسبت به عواقب كاري كه انجام مي‌دهند، كرده‌اند. اين تمايل شايد در اين فصل كاهش يافته باشد، اما آنها همچنان يك تيم هستند، شايد تحت تأثير انتظارات هواداراني كه هر ثانيه از انتظارشان حس طلب كسب عنوان قهرماني را احساس مي‌كنند. مجموعه‌اي مستعد دوره‌هايي از بي‌قراري و گاهي اوقات حملات عصبي. حملات قدرتمند و غيرقابل توضيح. به مدت نيم ساعت، بازي دو تيم آرسنال و يونايتد مانند خود آرسنال بي‌رحم به نظر مي‌رسيد. ارتش بيورويدها كاري را كه بايد انجام مي‌داد، انجام داد. آنها فشار آوردند، آنها را تحت فشار قرار دادند، آنها منچستر يونايتد را خفه كردند. ممكن است تماشاگران موقعيت‌هاي قطعي زيادي نديده باشند اما احساس تهديد فزاينده‌اي روي دروازه حريف وجود داشت. استرس يونايتدي‌ها در حالي كه براي بيرون آوردن توپ از زمين خود تقلا مي‌كردند، تقريبا محسوس بود. سرانجام گل به ثمر رسيد، به روشي كه هميشه به نظر مي‌رسيد: يك سانتر نيمه‌كاره به محوطه جريمه برگشت توپ و يونايتد، سرانجام، نتوانست توپ را دفع كند. البته بهتر است بگوييم دفع كند يا به بيرون از زمين يا از بالاي دروازه منحرف كند. در آن لحظه، ناگهان، كلون‌ها از كار افتادند. بازي تحت كنترل بود. شايد به نظر نمي‌رسيد يونايتد به دوران اشتباهات روبن آموريم برگردد، اما به نظر نمي‌رسيد كه به بازي برگردند. اما سپس مارتين زوبيمندي، تحت فشار كم، يك پاس رو به عقب را به ديويد رايا پاس داد و برايان امبومو از ناكجاآباد پيدايش شد و گل تساوي را به ثمر رساند. گل به ثمر رسيد. نفس سيتي ناگهان بر گردن آرسنال احساس ‌شد و سايبورگ‌ها به روشي بسيار انساني واكنش نشان دادند. اين قبلا يكي از ويژگي‌هاي تيم‌هاي پپ گوارديولا بود. به همين دليل آنها گاهي اوقات تنها با دادن دو يا سه موقعيت به حريف گل مي‌خوردند. در آن لحظه وقتي هوش مركزي از كار مي‌افتاد، وقتي مكانيسم از كار مي‌افتاد، هيچ فردي نبود كه بازي را به حالت عادي برگرداند. چشم‌ها مي‌چرخيدند، چراغ‌ها چشمك مي‌زدند، سيستم‌هاي هشدار‌دهنده بوق مي‌زدند، پريزها دود مي‌كردند. نقص! نقص! حتي در پايان نيمه اول، هو كردن‌هاي پراكنده‌اي هم وجود داشت. مطمئنا نه به اندازه عصبانيت واقعي اما به عنوان نشانه‌اي از عصبي بودن. اما هر ناراحتي كه در آن زمان در بين هواداران يا بازيكنان احساس مي‌شد، پنج دقيقه پس از شروع نيمه دوم چند برابر شد. گاهي اوقات، فوتبال چيزي متفاوت از الگوهاي پرسينگ، تمرينات ضربات ايستگاهي يا وضعيت رواني است؛ گاهي اوقات فقط در مورد يك وينگ بك است كه هفته گذشته تنها دومين گل خود را براي باشگاه به ثمر رساند. بازيكني كه با رها شدن در خط مياني شكوفا مي‌شود. كسي كه توپ را به طرز غيرقابل باوري با زانو و لگن كنترل مي‌كند و سپس از لبه محوطه جريمه با ضربه‌اي محكم توپ را به داخل دروازه مي‌فرستد. معجزات جهش مربي جديد همچنان در برابر توضيحات الگوريتمي مقاومت مي‌كند. ميكل آرتتا با تعويض چهار نفره، دسته جديدي از سايبورگ‌ها را آزاد كرد. اما كنترلي كه او آرزويش را داشت، از بين رفته بود. حتي وقتي يك ضربه ايستگاهي -  بديهي است - هرج و مرج ايجاد مي‌كرد و با مجموعه‌اي از ضربات كمانه كرده از سر و زانو، چرخ‌دنده و فنر، گل تساوي را به ثمر ‌رساند، فشار بي‌رحمانه در خط مياني از بين رفته بود و تجمعي كه به ماتئوس كونيا فضاي غيرقابل توجيهي براي اندازه‌گيري شوتش به گوشه دروازه مي‌داد، وجود نداشت. برتري بداهه بر ماشين مغزي غلبه كرده بود و از اين نظر، نبرد يونايتد و آرسنال مانند روزهاي قديم به نظر مي‌رسيد. اما قرار نيست فوتبال مدرن اينگونه باشد. فوتبال مدرن درباره داده‌ها و فرمول‌ها، درباره تكرارها و برنامه‌ها است، حداقل از نظر آرتتا. ارتش سايبورگ او ممكن است براي پردازش شواهدي كه نشان مي‌دهد آنها همه‌چيز را فتح نمي‌كنند، مشكل داشته باشد. و اكنون آنها شايد با بزرگ‌ترين آزمون براي هوش ماشيني روبه‌رو هستند: آزموني از اعصاب. بهترين بودن خيلي خوب است، اما هنوز بايد از خط قرمز عبور كنيد - و اين به شخصيت نياز دارد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون