• 1404 پنج‌شنبه 9 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6251 -
  • 1404 پنج‌شنبه 9 بهمن

«اعتماد» سناريوهاي احتمالي چين در ارتباط با تايپه را بررسي كرد

توفان تايواني

نوشين محجوب

در سال ۲۰۲۱، درياسالار فيليپ ديويدسون، فرمانده وقت فرماندهي هند و اقيانوسيه، در برابر كميته خدمات مسلح سناي امريكا شهادت داد كه پكن هدف جدي خود را كنترل تايوان پيش از سال ۲۰۲۷ تعيين كرده است. او هشدار داد: «تايوان به‌وضوح يكي از جاه‌طلبي‌هاي رهبران پكن پيش از آن زمان است و من فكر مي‌كنم اين تهديد در طول اين دهه، در واقع در شش سال آينده، آشكار خواهد شد.» 

اين پيش‌بيني كه در واشنگتن توجه زيادي را به خود جلب كرد به «پنجره ديويدسون» معروف شد و به سرعت زمينه را براي تعريف استراتژي‌هاي متفاوتي فراهم كرد. در طول سال، كنگره ۷.۱ ميليارد دلار براي طرح تازه‌تاسيس «بازدارندگي اقيانوس آرام» 

-كه براي تقويت توانايي ايالات‌متحده در جلوگيري از ماجراجويي نظامي چين طراحي شده- تصويب كرد و جامعه سياست‌گذاري براي تدوين راهبردهايي جهت مقابله با تهديدات نظامي چين تلاش كرد. 

دولت ايالات‌متحده آن‌قدر حمايت ديپلماتيك، سياسي، اقتصادي و امنيتي از تايوان ارايه داد كه برخي ناظران باسابقه و فعال در حوزه تايوان، اهميت عدم دخالت امريكا در امور تايوان را به سياست‌گذاران امريكايي يادآوري كردند.

چين به دنبال چيست؟

آن‌گونه كه يون سان، مدير برنامه چين فعال در مركز مطالعاتي استيمسون در فارن افرز نوشته، با اين حال، در چند سال گذشته بسياري از ناظران به زير سوال بردن «پنجره ديويدسون» روي آورده‌اند. 

آنها معتقدند ارتش چين براي چنين عمليات دشواري آماده نيست و براي اين نظر، دلايل خوبي هم مطرح مي‌كنند. 

به نوشته اين كارشناس فرود آبي-خاكي و سپس حمله به جزيره‌اي كوهستاني مانند تايوان، از نظر عملياتي دشوار خواهد بود. همچنين ارتش چين دوره‌هايي از پاكسازي را پشت سر گذاشته كه به بركناري شماري از ژنرال‌هاي ارشد انجاميده است. 

در همين حال، هزينه‌ها و پيامدهاي جنگ روسيه در اوكراين، هم دشواري تصرف اين جزيره را نشان داده و هم نتيجه ويرانگر تحريم‌ها را. براساس اين نظريه، چين اولويت‌هاي ديگري دارد و بعيد است تايوان امروز در دستور كار باشد.

فرصت‌سازي پكن

اما آنچه اين نظريه را از قلم مي‌اندازد اين است كه ديدگاه چين درباره تايوان در سال ۲۰۲۵ به‌ طور قابل‌توجهي تغيير كرده است. سال گذشته، چين درباره اجتناب‌ناپذيري و بي‌چون ‌و چراي آنچه «اتحادِ مجدد» با تايوان مي‌نامد، بسيار صريح‌تر سخن گفته است، هر چند بدبينان مي‌گويند چين هميشه چنين ادعاهايي را مطرح كرده، اما اين‌بار موضع متفاوت چين عريان است. جامعه سياسي چين به ‌طور فزاينده‌اي متقاعد شده كه تلاشي براي اعمال كنترل بر تايوان رخ خواهد داد و حتي اگر تايوان پكن را تحريك كند، اين كنش (حمله نظامي به اين جزيره) مي‌تواند قريب‌الوقوع باشد. محرك اساسي اين ارزيابي جديد، سياست ايالات‌متحده و اين تصور است كه دونالد ترامپ، رييس‌جمهور ايالات‌متحده، علاقه چنداني به دفاع نظامي از تايوان ندارد. تلاش سرسختانه شي جين‌پينگ، رهبر چين، براي اتحاد و كاهش محبوبيت لاي چينگ-ته، رييس‌جمهور تايوان نيز به اين روند دامن مي‌زند. به عبارت ديگر، چين فرصتي را مي‌بيند كه ممكن است در آينده ديگر تكرار نشود. 

به نوشته يون سان، لحظاتي در تاريخ وجود دارد كه متغيرهاي داخلي و خارجي متعددي به ‌طور مشترك براي پيشبرد يك نتيجه خاص عمل مي‌كنند - زماني كه «توفان‌هاي تمام عيار» درمي‌گيرند آنچه به ظاهر غيرقابل تصور است، محقق خواهد شد. باتوجه به شرايط فعلي، چنين توفان تمام عياري براي تايوان ممكن است زودتر از آنچه مردم فكر مي‌كنند، در راه باشد.

پلن «شي»

اگرچه شي به ارتش آزادي‌بخش خلق (PLA) دستور داده تا سال ۲۰۲۷ براي تصرف تايوان با زور آماده باشند، تصور اينكه چين در همان سال اقدامي انجام دهد، دشوار است. حزب كمونيست چين بيست‌ و يكمين كنگره حزب خود را در پاييز ۲۰۲۷ برگزار خواهد كرد و در سياست چين، اولويت هر سالِ كنگره حزب، ثبات مطلق است. همه تصميم‌ها در درجه نخست با اين معيار سنجيده مي‌شوند كه آيا رهبران اين كشور مي‌توانند كوچك‌ترين احتمالِ عدم‌قطعيت سياسي را پيش بيني كنند يا خير. حزب كمونيست چين سازماني اساسا محافظه‌كار است و هر تصميم مهمي كه بتواند تعادل ظريف قدرت درون حزب را در زمان تشديد سياست‌هاي درون‌حزبي، به چالش بكشد احتمالا به تعويق خواهد افتاد.

اما سال ۲۰۲۷ از منظر ديگري نيز حياتي است: اين سال پايان سومين دوره رياست‌جمهوري شي است. بحث‌ها درباره طرح جانشيني شي -كه در آن زمان ۷۴ ساله خواهد شد- آرام اما ادامه‌دار بوده است. نظريه غالب در ميان ناظران اين است كه شي قدرت را يك‌باره واگذار نخواهد كرد، اما تا اوايل سال ۲۰۲۷ مي‌تواند يكي از سه نقش رهبري ارشد - رييس‌جمهور (رييس دولت)، دبيركل حزب و رييس كميسيون مركزي نظامي- را واگذار كند. سپس او به‌ تدريج از سه نقش ديگر نيز صرف‌نظر خواهد كرد و اين گزينه را دارد كه اين روند را در هر زماني به حالت تعليق درآورد يا كنار بگذارد. از سال ۱۹۴۹، رهبري حزب كمونيست چين تصميمات متفاوتي درباره جانشيني اين سه مقام گرفته است. 

مائو تسه‌تونگ در سال ۱۹۵۹، پس از آنكه در درون حزب به چالش كشيده شد، از رياست‌جمهوري كناره‌گيري كرد، اما سمت دبيركلي حزب و رياست كميسيون مركزي نظامي را حفظ كرد. دنگ شيائوپينگ در سال ۱۹۸۹، با واگذاري قدرت به جيانگ زمين، هر سه سمت را واگذار كرد، اما از طريق كميسيون مشورتي مركزي -نهادي مشورتي متشكل از بزرگان حزب- در پشت صحنه اقتداري بي‌نظير را حفظ كرد. در سال ۲۰۰۲، جيانگ زمين از رياست‌جمهوري كناره‌گيري و سمت دبيركلي حزب را واگذار كرد، اما رهبري ارتش را سه سال ديگر -تا دوره اول رياست‌جمهوري هو جينتائو- دراختيار داشت. هو نيز هنگام كناره‌گيري از قدرت، هر سه سمت را به شي جين‌پينگ واگذار كرد.

اگر روند جانشيني به زودي آغاز شود، بسياري از ناظران پيش‌بيني مي‌كنند كه شي جين‌پينگ ابتدا رياست‌جمهوري را واگذار خواهد كرد، زيرا كمترين قدرت را در ميان اين سه منصب دارد. با اين حال، واگذاري هر عنواني اجماع مطلق درون سيستم را به خطر مي‌اندازد. با غيرمتمركز شدن قدرت، هرگونه طرح نظامي براي تصرف تايوان احتمالا به تعويق خواهد افتاد. كاملا ممكن است سال ۲۰۲۷ فرا برسد و شي چهارمين دوره كامل رياست‌جمهوري خود را آغاز كند.  شي نه مجبور به كناره‌گيري است و نه ناچار به كنترل تايوان. اين، شاخص كليدي عملكرد شي نيست؛ همان‌طور كه براي هيچ‌يك از اسلاف او نيز نبود. اما شي، بيش از هر كدام از رهبران پيشين، براي به زانو درآوردن تايوان تلاش كرده است. اگر شي فرصتي براي دستيابي به هدف خود، يعني «اتحاد مجدد»، داشته باشد، احتمالا آن را خواهد پذيرفت.

حالا يا هيچ‌وقت؟

تاكنون، دليل اساسي آنكه شي جين‌پينگ از زور عليه تايوان استفاده نكرده، اين است كه مطمئن نيست چنين عملياتي بتواند موفق باشد. اين سوال درباره موفقيت اين كنش، همواره به نحوه واكنش ايالات‌متحده به حمله چين بستگي خواهد داشت. چين اكنون متقاعد شده كه بعيد است رييس‌جمهور ايالات‌متحده نسبت به تايوان -و براي مداخله نظامي در اين تنگه- كنش قابل‌توجهي نشان دهد. 

استراتژي امنيت ملي ايالات‌متحده كه اخيرا منتشر شده است و نيمكره غربي را در اولويت قرار مي‌دهد و «تمايل به عدم مداخله» را اعلام مي‌كند، از اين برداشت پشتيباني مي‌كند، زيرا از هرگونه تعيينِ چين به عنوان تهديد يا چالشي براي ايالات‌متحده صرف‌نظر مي‌كند. واكنش عمدتا خاموشِ دولت ترامپ به رزمايش نظامي چين در دسامبر ۲۰۲۵ -كه تايوان را محاصره مي‌كرد-  نيز دلگرم‌كننده بود. سپس، در اوايل ژانويه، تصميم ترامپ براي دستگيري نيكولاس مادورو، رييس‌جمهور ونزوئلا، اولويت‌هاي نيمكره غربي ايالات‌متحده را تاييد كرد.

با اين حال، اين تغيير در اولويت‌هاي استراتژيك ايالات‌متحده- و رويكرد آن نسبت به چين- ممكن است تنها براي سه سال آينده وجود داشته باشد. اين تغيير حتي مي‌تواند پس از انتخابات ميان‌دوره‌اي ايالات‌متحده در نوامبر امسال، در صورتي كه دموكرات‌ها كنترل كنگره را به دست بگيرند و پايگاه ترامپ به ‌اندازه كافي قدرت خود را از دست بدهد، محو شود. بنابراين، فرصت محدود است؛ چين ممكن است ديگر هرگز لحظه‌اي را نداشته باشد كه واشنگتن تا اين حد به مداخله به نفع تايوان داشته باشد. 

گروهي از ناظران بر اين باورند كه به ‌طور سنتي، چين بازي طولاني‌مدتي را بر اين منطق پيش برده است كه وقتي از نظر قدرت اقتصادي و نظامي از ايالات‌متحده پيشي بگيرد، طبيعتا مي‌تواند مانع از دفاع ايالات‌متحده از تايوان شود. چنين ديدگاه خوش‌بينانه‌اي در سالِ نخستِ همه‌گيري كوويد-۱۹ به اوج خود رسيد؛ زماني كه چين متقاعد شد كه چون «شرق در حال ظهور و غرب در حال افول است - همان‌طور كه عبارت رايجِ حزب كمونيست چين مي‌گويد- چين به زودي مي‌تواند ايالات‌متحده را از منطقه بيرون كند، اما

 6 سال گذشته يا بيشتر از رقابتِ قدرت‌هاي بزرگ نشان داده است كه پايانِ بازي موردنظرِ چين ممكن است آن‌قدر كه اميدوار بود، به زودي اتفاق نيفتد. چين به‌ جاي انتظار نامحدود، متوجه شده است كه بي‌تفاوتي فعلي واشنگتن ممكن است بهترين فرصت را براي تحققِ روياي اتحادِ خود فراهم كند.

معامله‌اي بزرگ در راه است؟

رودفورد سوآنگ، كارشناس مسائل بين‌الملل بر اين باور است كه جنگ روسيه در اوكراين همزمان به چين سيگنال مثبتي را ارسال مي‌كند. اين جنگ عاملِ حواس‌پرتي بزرگي براي راهبرد كلانِ ايالات‌متحده بوده: دولت بايدن نتوانست آن‌طور كه مي‌خواست بر چين تمركز كند و دولت دوم ترامپ نيز از تمركز مطلوبِ خود بر امنيت داخلي و نيمكره غربي بازمانده است. تا زماني كه توجه و منابع ايالات‌متحده در اروپا متمركز باشد، احتمال كمتري وجود دارد كه واشنگتن بخواهد در اقيانوس آرام با چين مقابله كند، اما اگر جنگ اوكراين به پايانِ خود نزديك شود، مزيت چين مي‌تواند از بين برود. همزمان اقدامات ترامپ نيز با اثرگذاري بر سياست داخلي تايوان، موقعيت چين را تقويت كرده است. در سال ۲۰۲۵، ترامپ تعرفه‌هاي ۲۰درصدي بر تايوان اعمال كرد؛ در توافق تجاري اخيرا حاصل‌شده، تايوان موافقت كرد كه در ازاي كاهش نرخ تعرفه‌ها به ۱۵درصد، دست‌كم ۲۵۰ ميليارد دلار در توليدِ تراشه در ايالات‌متحده سرمايه‌گذاري كند. در همين حال، رويكرد آشتي‌جويانه او نسبت به چين و بي‌تفاوتي‌اش نسبت به تايوان به عنوان يك دموكراسي، نگراني‌هاي گسترده‌اي ايجاد كرد مبني بر اينكه رهبر امريكا ممكن است به دنبال «معامله‌اي بزرگ» با چين باشد؛ معامله‌اي كه مي‌تواند شامل معامله مزاياي اقتصادي در ازاي تاييد موضع چين درباره تايوان باشد. اين اقدامات به حزب حاكمِ مترقي دموكراتيك در تايوان و رهبر آن، لاي -كه پكن به او بي‌اعتماد است و معتقد است استقلال تايوان را ترويج مي‌كند- آسيب رسانده است. 

تابستان گذشته، لاي از تلاش مردمي براي فراخواندن قانون‌گذارانِ حزب مخالفِ كومين‌تانگ حمايت كرد، اما اين تلاش شكست خورد و به كاهشِ بيشترِ محبوبيتِ لاي انجاميد. تغيير افكار عمومي در تايوان به پكن اين اميد را مي‌دهد كه مردم تايوان سرانجام حزب طرفدارِ استقلالِ را رها كنند و حتي ممكن است اتحاد را بپذيرند.

در اين برهه حساس، هرگونه اقدام تايوان كه تحريك‌آميز تلقي شود، مي‌تواند واكنش شديدي ازسوي چين برانگيزد؛ همان‌طور كه در ماه دسامبر مشاهده شد، زماني كه ايالات‌متحده از يك قرارداد تسليحاتي ۱۱.۱ ميليارد دلاري با تايوان خبر داد و ۱۱ روز بعد، چين رزمايش نظامي‌ را آغاز كرد كه محاصره تايوان را شبيه‌سازي مي‌كرد. با وجود حجم بالاي آن، چيني‌ها اين قرارداد تسليحاتي را بيشتر به عنوان ارتقاي منافع صنعت دفاعي ايالات‌متحده توسط ترامپ مي‌بينند و كمتر به عنوان تعهدي براي دفاع از تايوان. رزمايش دسامبر -كه بزرگ‌ترين رزمايش از اين نوع تاكنون بوده - هفتمين رزمايش نظامي بزرگ از زمان سفر نانسي پلوسي، رييس سابق مجلس نمايندگان امريكا، به تايوان در آگوست ۲۰۲۲ قلمداد مي‌شود؛ مجموعه‌اي از اقدام‌ها كه تمرين چين را براي يك كارزار تعيين‌كننده تشديد كرده است.

تحليل هزينه-فايده

حزب كمونيست چين و رهبران آن ذاتا ريسك‌گريز هستند. در واقع، هرچه ريسك بزرگ‌تر باشد، آنها محافظه‌كارتر مي‌شوند. يون سان نوشته؛ عقل سليم مي‌گويد ارتش آزادي‌بخش خلق آشكارا آماده جنگ با ايالات‌متحده نيست. 

شي جين‌پينگ بر دوره‌هايي از پاكسازي رهبران ارشد نظامي نظارت داشته كه روحيه اين نهاد را تضعيف كرده است. افسران ارشد از آينده خود بيم دارند و اين امر، زمان نامطلوبي را براي آزمودن عزم و توانايي‌هاي آنها در چنين ماموريت حساسي ايجاد مي‌كند. به ‌طور خاص، ژنرال‌هاي پاكسازي‌شده از سپاه ۳۱ ارتش، به عنوان كساني ديده مي‌شوند كه بيشترين دانش و تجربه را در آماده‌سازي براي عمليات تايوان دارند و حذف آنها ممكن است به اين دانش تاريخي آسيب رسانده باشد.

اما مساله آمادگي ارتش آزادي‌بخش خلق چين (PLA) به اين بستگي دارد كه اين گروه با چه كسي خواهد جنگيد. اگر مداخله ايالات‌متحده در دستور كار نباشد، ارتش خلق چين به‌راحتي مي‌تواند از نيروهاي تايوان پيشي بگيرد. اين ارتش بيش از دو ميليون پرسنل نظامي فعال دارد، در مقايسه با ۱۷۰ هزار سربازِ تايوان. بودجه دفاعي چين در سال ۲۰۲۵، ۲۴۷ ميليارد دلار ارزيابي شد، در‌حالي كه بودجه دفاعي تايوان در سال ۲۰۲۶، پس از افزايشِ عظيمِ ۱۶درصدي، هنوز تنها ۳۱ ميليارد دلار است. تايوان در سال ۲۰۲۵، ۴۰ميليارد دلار بودجه ويژه دفاعي اضافي تصويب كرد، اما اين بودجه فقط 8 سالِ ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۳ را پوشش مي‌دهد. اختلاف در نيروهاي نظامي آن‌قدر زياد است كه تايوان نمي‌تواند به آن برسد. ترامپ درباره اينكه آيا ايالات‌متحده از تايوان دفاع خواهد كرد يا خير، اظهارنظري نكرده، اما فرضِ مداخله ايالات‌متحده بسيار ضعيف‌تر از قبل است.

استراتژي اژدهاي زرد در برابر امريكا

حال اينكه آيا چين مي‌تواند عواقبِ خارجي يك تهاجم را تحمل كند يا خير، به نحوه واكنشِ ايالات‌متحده نيز بستگي دارد. اگر پكن فكر كند كه پس از حمله به تايوان، ايالات‌متحده و متحدانش تحريم‌هاي اقتصادي فلج‌كننده‌اي عليه چين اعمال خواهند كرد، هزينه‌ها باعث مي‌شود سياست‌گذاران مكث كنند و احتمالا منتظر جنگِ ديگري باشند، اما در جنگ تجاري اخيرِ با ترامپ، پكن عملا از اقدام تلافي‌جويانه در زمينه عناصر كمياب و تعرفه‌ها براي واداشتنِ واشنگتن به تسليم شدن استفاده كرد. پس از اين پيروزي، پكن ممكن است هرگونه تحريمِ احتمالي ايالات‌متحده را فشاري محدود قلمداد كند، در‌حالي كه توانايي ساير كشورها براي متحد كردن و مجازاتِ چين بسيار كمتر نگران‌كننده است. در همين حال، در تلاشِ ترامپ براي ميانجيگري صلح ميان روسيه و اوكراين، ادعاهاي ارضي روسيه نيز در‌نظر گرفته شده است. از آنجا كه چين، تايوان را به ‌درستي و مستقيما در حوزه نفوذِ خود مي‌بيند، اين امر نيز دلگرم‌كننده است.

به باور كارشناسان نظامي امريكا اين به آن معنا نيست كه چين فورا به تايوان حمله خواهد كرد: هيچ نشانه‌اي از بسيج نيروها، آماده‌سازي لجستيكي يا تغييرِ سياست‌هاي دولتي كه به حمله‌اي قريب‌الوقوع اشاره داشته باشد، وجود ندارد. با وجود اين، پكن در گذشته اقدام عليه تايوان را به تاخير انداخته است، زيرا مي‌دانست نمي‌تواند ريسك اقدامي را بپذيرد كه شكست خواهد خورد و از استراتژي خود براي «اتحادِ مجددِ مسالمت‌آميز» مطمئن بود؛ استراتژي‌اي كه بر اين فرض استوار است كه ظهور چين درنهايت باعث مي‌شود تايوان بخواهد با اين كشور متحد شود. اين محاسبه اكنون در حال تغيير است؛ هم به اين دليل كه رقابتِ چند سال گذشته با قدرت‌هاي بزرگ، جدول زماني پكن درباره صعودش را متزلزل كرده و هم به اين دليل كه اعتمادبه‌نفسِ اين بازيگر درباره تلاشِ جدي براي تايوان در حال افزايش است. 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون