رييس سازمان بهزيستي از جانباختن تعدادي از افراد تحت پوشش سازمان در ناآراميهاي اخير خبر داد. چند نفر از كاركنان يا فرزندان سازمان دچار آسيب شدند يا جان خود را از دست دادند؟
هنوز اطلاعاتي در اين مورد اعلام نشده ولي طبق آماري كه تقريبا ظرف 48 ساعت از تمام خانوادهها و مراكزمان گرفتيم، فراواني تعداد جانباختگان، زياد نبود. در اين ناآراميها، يك نفر شهيد شد و 3 نفر از فرزندان بهزيستي كه قبلا در مراكز سازمان زندگي ميكردند و درون خانواده و بازپيوند بودند، جان باختند .
بازداشت و مجروح هم داشتيد؟
چند نفر از فرزندان بهزيستي دچار جراحات سطحي شدند . چند نفرشان هم بازداشت شدند كه به محض اطلاع، براي تمام موارد بازداشت، كمتر از 24 ساعت ورود كرديم و بعضيشان بلافاصله و بعضي ديگر، كمتر از 24 ساعت آزاد شدند . طبق آخرين خبري هم كه حراست سازمان دريافت كرده و همچنين، طبق اخبار روزانهاي كه خودمان رصد ميكنيم، چيزي بيشتر از همين مواردي كه آزاد شدهاند، به ما اعلام نكردند . البته بعضي موارد بازداشت را ديرتر متوجه شديم، چون شروع اعتراضات تا كنترل شرايط تقريبا دو هفته طول كشيد ولي هر روز وضع فرزندان بهزيستي و مراكزمان را رصد ميكرديم و پيگيري حقوقي اين بچهها با ما بود، چون بعضي از فرزندان بهزيستي، كسي را جز ما ندارند و تنها هستند . اگر بچههاي خودمان هم بودند، همين كار را ميكرديم . وقتي اعتراضاتي صورت ميگيرد كه طبق گزارشهاي دريافتي، غالب معترضان، در سن جواني و نوجواني هستند، با موارد بازداشت و جانباخته هم مواجه ميشويم، چون افراد تحت پوشش ما هم، چه در مراكز و چه در خانوادهها باشند، در همين جامعه زندگي ميكنند . در اين دوره، اولين جلسه كميته بحران را روز 19 دي برگزار كرديم علاوه بر آنكه گزارش روزانه از مراكز ميگرفتيم تا اگر يكي از فرزندان ما، مصدوم يا بازداشت يا فوت شده باشد، كمتر از 24 ساعت اين ارتباط با مركز و خانوادهها برقرار شود . وزير كار، رييس سازمان و من به عنوان مسوول مستقيم حمايتهاي رواني و همچنين به نمايندگي از دولت و به عنوان بخش اجتماعي غيرسياسي، در اولين روز ناآراميها اعلام كرديم كه كنار مردم هستيم و مراكزمان را آماده كرديم كه كمكي براي مردم داشته باشيم، چون همگيشان، مردم ما هستند و نبايد خدمات ما، درگير مرزبنديها شود . مديران كل و همكاران ما به ديدار خانوادههاي جانباختهها و از جمله به ديدن يكي از همكاران بازنشسته كه فرزندش را در ناآراميها از دست داد، رفتند و اعلام كرديم كه براي ارتباط با خانوادههاي ساير جانباختگان هم اين آمادگي را داريم كه در كنار خانوادهها باشيم، چون تجربه زيسته نشان ميدهد كه اگر، آن مراقبت را در چنين شرايطي انجام ندهيم ماندگاري آثار منفي بحرانها بيشتر ميشود . در ايران، مانند تمام كشورها، آيين سوگ داريم ولي وقتي اين آيين سوگ، به هر دليلي و بنا به هر سياستي كه در كشور وجود دارد، به درستي اجرا نشود، آثار منفي رواني ايجاد ميشود . اصلا به همين دليل است كه در دنيا و به موازات حضور پزشكان بدون مرز، مددكاران اجتماعي بدون مرز هم فعاليت ميكنند و در تمام بحرانها و حوادث، بدون توجه به مذهب و قوميت فرد، موظف به خدمترساني هستند. كار ديگري كه در اينگونه مواقع بايد انجام شود، اطلاعرساني از طريق رسانهها در مورد اين نوع خدمات است . با وجود محدوديتهايي كه در اين ايام برقرار بود، در شبكهها و گروههاي مجازي و همچنين در راديو و تلويزيون، حضور مكرر داشتيم، چون اين خدمات، تزييني نبود و براي مردم بود .
در جنگ 12 روزه و حتي بعد از فاجعه انفجار اسكله شهيد رجايي، امكان اطلاعرساني درباره اين خدمات وجود داشت و از اولين روزهاي وقوع جنگ 12 روزه و بعد از انفجار بندر رجايي، شما به مردم خبر داديد كه براي تمام مردم، خدمات روانشناختي رايگان ارايه ميشود و حتي خيلي از روانشناسان هم از طريق فضاي مجازي، خدمات روانشناختي براي آسيبديدگان انفجار اسكله شهيد رجايي داشتند ولي متاسفانه اينبار قطعي اينترنت تمام اين خدمات را متوقف كرد .
قطع اينترنت، تا حدي اطلاعرساني را دچار مشكل كرد ولي ما به نهادهاي مرتبط اعلام كرده بوديم كه اين خدمات ماست و از همكارانمان در استانها خواستيم همين خدمات را ارايه دهند . به دنبال بازتر شدن فضاي رسانهها، سعي كرديم از طريق رسانههاي مختلف به مردم پيام بدهيم كه چنين خدماتي وجود دارد و البته كسي هم نميتوانست به ما ايراد بگيرد كه چرا چنين خدماتي و براي چنين افرادي ارايه ميشود .
اشاره كرديد كه با دستور وزير كار و رييس سازمان بهزيستي مقرر شد كه خدمات روانشناختي براي تمام افراد بدون تبعيض ارايه شود . در اين ايام، اين دستور را در حوزه بهداشت و درمان هم شاهد بوديم و براي اولينبار در طول دو دهه اخير، با دستور وزير بهداشت، درمان تمام مجروحان ناآراميها بدون تبعيض انجام شد . حالا دستور به ارايه خدمات روانشناختي و همراهي و حمايت بدون تبعيض را در سازمان بهزيستي هم ميبينيم كه امري بيسابقه آن هم در مورد آسيبديدگان اعتراضات است .
من به محض شروع ناآراميهاي 18 دي، درباره ارايه اين خدمات به رسانهها خبر دادم، چون سازمان بهزيستي، تابع بيانيه اخلاق حرفهاي است و اين بيانيه، بايد ملاك عمل مددكار اجتماعي و روانشناس و مشاور هم باشد .
بيانيهاي مشابه قسمنامه پزشكان و پرستاران؟
بله، مددكاري اجتماعي در ايران، سوگندنامه دارد و در سطح جهاني هم بيانيه اخلاق حرفهاي داريم و سال 2018، من به عنوان عضو فدراسيون جهاني مددكاري اجتماعي و رييس انجمن مددكاران اجتماعي ايران، يكي از اعضاي 6 نفره تدوين بيانيه جهاني در مجمع فدراسيون جهاني مددكاري اجتماعي بودم . مددكار اجتماعي هر جا باشد، اخلاق حرفهاي بر رفتارش حاكم است و موظف است به مردم كشورش خدمت بدهد . اگر وزير بهداشت دستور به درمان بدون تبعيض ميدهد، اين دستور تابع همان سوگندنامهاي است كه هنگام فارغالتحصيلي دانشجويان پزشكي قرائت ميشود .
در ايام ناآراميها چه تعداد مراجعه داشتيد؟ مسوول اورژانس اجتماعي يكي از استانها، اخيرا ميگفت كه بيشترين مراجعات والدين در اين ايام بابت نگراني از حضور بچهها در ناآراميها بوده است .
معمولا در بحرانهايي از اين دست، اولويتهاي مردم تغيير ميكند و تماسها با مراكز ما هم همين را نشان ميدهد . آدمها وقتي به مرگ نزديك ميشوند، موضوعات پيش پا افتاده جاي خود را به ابهام و نگرانيها ميدهد . در دوران جنگ، مراجعات ما بابت استرس و اضطراب مردم خيلي زياد بود، چون مردم با ابهام مواجه بودند و حالا هم نگرانند كه چطور فرزندانشان را براي حضور نداشتن در اعتراضات قانع كنند. در اين ايام هم تلاش ما در مواجهه با خانوادهها در راستاي همان اخلاق حرفهاي حاكم بر مددكاري اجتماعي بوده، چون همه مردم ايران، مردم ما هستند و خدمات بهزيستي، محدود به گروه خاص با گرايش مذهبي يا سياسي خاص نبود و نبايد باشد و با توجه به همين نگرش، من اولين نفري بودم كه به نمايندگي از سازمان بهزيستي درباره ارايه اين خدمات اطلاعرساني كردم و خوشبختانه ارايه اين خدمات در كل سازمان مورد توجه قرار گرفته و البته خدمات هم، محدود به خدمات روانشناختي نخواهد بود، چون ممكن است برخي مصدومان هم نيازمند خدمات ما باشند . ما كنار مردم و خانوادههاي عزيز ايرانمان هستيم و هيچ سوالي نميپرسيم كه مصدوم، در كدام طرف دعوا بوده است .