• 1404 يکشنبه 19 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6257 -
  • 1404 يکشنبه 19 بهمن

سياست خارجي در زمان بحران

حميد روشنايي

سياست خارجي ابزاري است براي تمام فصول كه يك كشور به آن نياز دارد. البته در زمان بحران، شيوه و حالت سياست خارجي تغيير كرده و به صورت اضطرار و غيرمعمول در مي‌آيد. ويژگي‌هاي سياست خارجي در زمان بحران متفاوت از زمان عادي است: 
1- رجحان امنيت ملي: امنيت اولين و مهم‌ترين نياز يك انسان و جامعه است. در شرايط بحراني همه امكانات جامعه ازجمله سياست خارجي باید در راستاي ايجاد و حفظ امنيت باشد. در بحران‌ها (جنگ، تحريم شديد، حمله تروريستي، فروپاشي اقتصادي، پاندمي)، دولت‌ها به بقاي كشور و نظام سياسي فكر مي‌كنند و آن را در اولويت مي‌گذارند و براي همين از مواضع نرم يا آرماني فاصله مي‌گيرند و به واقعيت‌ها بيشتر توجه دارند. حتي ممكن است از برخي اصول قبلي خود فاصله گرفته و چشم‌پوشي نمايند.
2- بسته شدن دايره تصميم‌گيران: باتوجه به حساسيت زمان، تعداد افراد تصميم‌گير و سطح تصميم‌گيري تغيير كرده و محدود مي‌شود. در اين شرايط، تصميم‌گيري در دست نهادهاي محدود متمركز مي‌گردد و نقش نهادهاي امنيتي، نظامي و رهبران ارشد پررنگ‌تر مي‌شود و ديپلماسي كلاسيك (وزارت خارجه، مذاكرات بلندمدت) اغلب تابع تصميم‌هاي امنيتي و كوتاه‌مدت مي‌شود به نحوي كه شفافيت در سياست خارجي كمتر گرديده و موضوعات محرمانه افزايش مي‌يابد.
3- تغيير لحن ديپلماتيك: در موقعيت بحران (بستگي به نوع آن) لحن و كلام مجريان ديپلماسي تغيير مي‌كند. مثلا در شرايط جنگي، بيانيه‌ها و سخنان حماسي گرديده اما در شرايط بحران اقتصادي، تلطيف مي‌يابد و نوعي درخواست در آن بيشتر ديده مي‌شود. پس سخنان مسوولان مي‌تواند تهاجمي‌تر و به نوعي تهديدآميز، بازدارنده و نشانه قدرت‌نمايي گردد يا برعكس، مصلحت‌جويانه‌تر با هدف كاهش تنش، مذاكره اضطراري و درخواست براي ميانجيگري باشد.
4- بازتعريف دوست و دشمن: در زمان بحران، كشورها سعي مي‌نمايند دوستان جديد پيدا كنند يا دوستي‌هاي گذشته را تحكيم كنند. 

در حالي كه ممكن است اتحادهاي قديمي سست شود يا حتي دشمنان سابق به شريك موقت تبديل گردند. در اين حالت پيمان‌هاي جديد شكل مي‌گيرد و كشورها به بازنگري سياست خارجي خود دست مي‌زنند و به تعبيري عمل‌گراتر (پراگماتيك‌تر) از ايده‌هاي ايدئولوژيك، فكر مي‌کنند.
5- جنگ روايت‌ها: در زمان بحران، كشورها تلاش مي‌نمايند براي افكار عمومي جهان، نگرش خود را بيان كرده و ديپلماسي عمومي براساس آن شكل بدهند. در آن شرايط ممكن است از تفاسير گذشته در مورد خودشان اجتناب نموده و تعريفي جديد ارائه كنند.
6- ريسك‌پذيري: در مواقع جنگ و بحران، دولت‌ها بسيار ريسك‌پذيرتر مي‌شوند يعني حاضر به هزينه‌هاي بيشتري براي موفقيت هستند و در اين راه مجريان سياست خارجي، برنامه‌هاي مختلفي را طراحي و اجرا مي‌نمايند كه شايد در شرايط عادي، چنين اقداماتي را انجام ندهند.
درنهايت مي‌توان گفت: سياست خارجي در زمان بحران، امنيت‌محور  با تمركز بر قدرت، عمل‌گرا و آماده براي تصميم‌هايي  سريع   و  پرريسك   است.

سياست خارجي ايران  در زمان بحران چگونه بايد باشد؟!
1- امنيت محور: كشور ايران در منطقه‌اي پر از تنش و بحران قرار دارد و در طول تاريخ، امنيت مهم‌ترين موضوع براي ما بوده است. كشوري كه سال‌ها به دليل همسايگي با روسيه، هند و عثماني دچار جنگ و مصيبت گشته و همچنان از نظر سوق‌الجيشي از اهميت والايي برخوردار است، اما امنيت صرفا نظامي نيست. در دنياي امروز امنيت اقتصادي، انرژي، غذا و حتي فضاي مجازي يك موضوع هم‌سنگ با امنيت نظامي است. دستگاه سياست خارجي موظف است تا در شرايط عادي و بحراني خطرات مربوط به امنيت مردم را حفظ كند و با فعال كردن مذاكرات، مانع از فروپاشي آن شود.
2- منافع ملي: مهم‌ترين محوري كه مي‌تواند همه اقشار كشورمان را با هر زبان و مذهب و اقليت قومي، گرد هم بياورد، منافع ملي است. منافع ملي باید معيار اصلي تصميم‌گيري در سياست داخلي و خارجي باشد و از سياست «همه يا هيچ» فاصله گرفته و در تلاش براي گرفتن و به دست آوردن توافق با ساير كشورها باشد. حتي اگر اين توافق‌ها محدود، مرحله‌اي و موقت باشد. منافع ملي يك تعريف موسع دارد كه مجريان باید بهترين  راه  را براي به دست آوردن آن  به كار بگيرند.
3- تنش‌زدايي: هنگام بحران، باید ميزان تنش با كشورهاي دوست و حتي غيردوست را كاهش داده و سعي در ثبات در روابط خارجي نمود. در اين شرايط سياست خارجي مي‌بايست به تنش‌زدايي هوشمند پرداخته و مانع از گسترش بحران گردد. البته اين به معناي عقب‌نشيني يا ضعف در حاكميت نيست بلكه آن نوعي انعطاف  هوشمندانه  است.
4- بازدارندگي: يكي از ابزارهاي سياست خارجي در زمان بحران، بازدارندگي و انجام كارهايي است كه مانع از اقدامات بعدي دشمن گردد. در جنگ، اقداماتي همچون مانور نظامي، افزايش هوشياري و آماده باش و... مي‌تواند بازدارنده باشد اما در عين حال استفاده از ابزارهاي سياست خارجي مانند فعال نمودن كانال‌هاي مذاكره، افزايش ديپلماسي عمومي و دولتي و... نيز مي‌تواند نقش بازدارنده داشته باشد. دولت‌ها نباید از هر فرصت و روزنه‌اي براي جلوگيري از بحران، غفلت كنند و با استفاده از واسطه‌ها (كشورهاي منطقه، قدرت‌هاي مياني) و كشورهاي دوست، زمينه‌هاي گسترش بحران را  ازبين  ببرند.
5- اعتماد‌سازي جهاني: بازسازي اعتماد بين‌المللي (حتي محدود) براي كشورمان مهم است. ايران لازم نيست محبوب همه باشه ليكن نبايد غيرقابل‌اعتماد تلقي گردد. داشتن يك چهره مسالمت‌آميز و صلح‌جو در كاهش بحران‌ها بسيار موثر است، زيرا طرف مقابل را كه به دنبال بحران‌سازي عليه ماست با هزينه‌هاي بالايي مواجه مي‌كند و مانع از آن مي‌شود كه ما به عنوان كشوري كه «بازيگر بحران‌ساز دائمي» است شناخته شويم.
درنهايت مي‌توان گفت براي مقابله با تنش‌هاي موجود، سياست خارجي ايران باید در زمان بحران امنيت‌محور باشد، براساس رفع مشكلات اقتصاد‌ي تصميم بگيرد، واقع‌گرا و عمل‌گرا وارد مذاكرات شود و منطقه‌گرا، تنش را  مديريت  کند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون