و آنك پاسخدهي به مطالبات مردم
اسماعيل گراميمقدم
اينگونه نيست كه اتفاقاتي كه طي حدودا دو هفته اخير رخ داده، اموري غيرقابل پيشبيني بوده باشند؛ تحليلگران و نخبگان عرصه سياسي، اجتماعي، فلسفي و...پس از جنگ 12 روزه ميدانستند كه اگر فكري براي مطالبات اقتصادي، سياسي، ارتباطي و...مردم نشود، با سوءاستفاده دشمنان، ممكن است برخي نارضايتيها ظهور و بروز يابند. طي ماههاي اخير دو تكانه تورمي سنگين به معيشت مردم وارد شد؛ نخست كاهش ارزش پول ملي كه بر اثر فشار حداكثري دشمنان ايجاد شد و دومين تكانه تورمي نيز مرتبط با جراحي اقتصادي اخير بود كه مردم را با شوك معيشتي مواجه كرد. حقوقبگيران در كنار كسبه و نهايتا اقشاري كه با فقر مطلق روبهرو هستند در كنار هم جريان اعتراضي مسالمتجويانهاي را شكل دادند. اتفاقا طي 7 الي 8روز اخير تا پنجشنبه نيروهاي امنيتي و انتظامي در كشورمان مدارا و سعي كردند با گفتوگو و تعامل، مسائل را حل و فصل كنند. اما از روز پنجشنبه برخي عوامل خارجي كه در جريان جنگ 12 روزه نيز در راستاي منافع دشمنان ايران رفتار كرده بودند، وارد عمل شده و حركتهاي تروريستي و تخريبي را در دستور كار قرار دادند. با حضور اين جريانات تروريستي كه ارتباطي با اعتراضات عمومي نداشتند، هم مردم عادي آسيب ديدند و هم نيروهاي امنيتي و انتظامي با حملات تروريستي مواجه شدند. اساسا در فرهنگ مردم ايران رفتارهاي خشونتآميز جايي ندارد و مردم ايران ثابت كردهاند كه حتي واكنشهاي اعتراضيشان را از طريق رفتارهاي فرهنگي و مسالمتجويانه بيان ميكنند. به همين دليل است كه ردپاي رفتارهاي خشونتآميز را بايد در خارج از مرزهاي ايران جستوجو كرد. روشن است اپوزيسيوني كه اعلام ميكند مردم به فرمانداريها حمله كنند جز منافع خود به هيچ چيز ديگري فكر نميكند. پرسشي كه پس از اين مقدمات به ذهن خطور ميكند، آن است كه سيستم چگونه ميتواند به گونهاي تصميمسازي و سياستگذاري كند كه از حجم اعتراضات عمومي كاسته و زمينه افزايش انسجام فراهم شود؟ در پاسخ بايد گفت:
1) در رخدادهاي اعتراضي اخير بسياري از ايرانيان آسيب ديدهاند، بايد از آسيبديدگان دلجويي و خسارات آنها جبران شود. برخي آسيبها متاسفانه جاني بوده و برخي آسيبها هم اقتصادي و مالي. دولت و حاكميت بايد از خانوادههاي آسيبديده دلجويي كرده و زمينه رفع خسارات مردم را فراهم سازد.
2) با صدا و سيماي فعلي نميتوان رضايت مردم را جلب كرد. صدا و سيما با رفتارهايش بزرگترين عاملي است كه به انسجام عمومي ضربه ميزند. حتي در جنگ 12 روزه هم صدا و سيما حاضر نشد، تريبونش را در اختيار افراد متكثر و متفاوت قرار دهد. بايد افرادي در صدا و سيما تريبون در اختيار داشته باشند كه اقبال عمومي دارند و مردم پذيراي ديدگاههاي آنان هستند. اينكه تريبون صدا وسيما در اختيار يك جريان اقليت و چهرههاي تكراري باشد هيچ كمكي به كاهش مشكلات و نارضايتيها نميكند. اين در حالي است كه افرادي مانند دكتر سروش، عليرضا رجايي و...با اتخاذ مواضع معقول و حمايت از تماميت ارضي تلاش ميكردند راهبردهاي دشمنان را خنثي كنند.
3) موضوع دگر بهبود شاخصهاي معيشتي مردم در كوتاهمدت و بلندمدت است. مردم دهكهاي محروم آسيبهاي اقتصادي بسياري متحمل شدهاند . براي كوتاهمدت ميزان افزايش دستمزدها بايد بالاي 50درصد و مطابق نرخ تورم باشد. اين افزايش دستمزدها به مردم كمك ميكند تا بخشي از نيازهاي معيشتي خود را پوشش دهند. براي بلندمدت هم از طريق اعمال اصلاحات اقتصاد زمينه رونق كسب و كار و بهبود معيشت مردم فراهم شود. افزايش دستمزدها به توليد هم كمك ميكند تا يك رونق نسبي را تجربه كند. زماني افزايش دستمزدها منجر به تورم ميشود كه عرضهاي در جامعه وجود نداشته باشد. در غير اين صورت افزايش دستمزدها باعث ايجاد رونق ميشود.
4) در شرايطي كه دشمنان كشور از همه ابزارهاي ارتباطي و اقتصادي و حتي نظامي براي ضربه زدن به كشور استفاده ميكنند، ايران بايد شكل متفاوتي از ديپلماسي پويا را به كار گرفته و از آن براي كاستن از بار آلام مردم استفاده كند. راهبرد ديپلماسي ايران نيازمند بهروزآوري و تغييرات بنيادين است. بايد بنبست ديپلماسي موجود شكسته شود، ايران بايد همپيمانان جديدي پيدا كند و از اين طريق پروپاگانداي امريكا و صهيونيستها را بشكند.
براي اين منظور ايران ميتواند از شكاف ايجاد شده ميان امريكا و اروپا استفاده كرده و براي كاهش فشار تحريمي عليه ايران اقدام كند. 5) يكي ديگر از ضرورتهايي كه سيستم بايد به سمت آن حركت كند، به رسميت شناختن احزاب و كمك گرفتن از فعالان سياسي وفادار به قانون اساسي است. بسياري از چهرههاي سياسي، نخبگان، متخصصان و اهالي دانشگاه در كشورمان وجود دارند كه در قالبهاي حزبي و مدني و تشكلهاي مردم نهاد فعاليت ميكنند. از اين ظرفيت بايد براي حل معادلات و ناترازيهاي كشور استفاده شود.