در اين يادداشت تحليلي تلاش ميكنيم تا تاثير سياست كالابرگ بر زندگي نسل Z در ايران را با نگاهي دادهمحور بررسي كنيم، نسلي كه هم در آمار جمعيتي كشور نقش قابلتوجهي دارد و هم در ساختار اجتماعي و اقتصادي زندگي امروز جوانان اثرگذار است.
نسل Z در ايران: چه كساني هستند؟
منظور از نسل Z در ايران معمولا افرادي است كه بين اواسط دهه ۷۰ تا اوايل دهه ۹۰ شمسي (حدودا متولدين ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ ميلادي) به دنيا آمدهاند؛ نسلي كه اينترنت را از بدو زندگي تجربه كرده و در سبك زندگي، مصرف، ارزشها و سياست تفاوتهاي چشمگيري با نسلهاي قبل دارد. طبق دادههاي رسمي و پژوهشي چندين منبع، حدود ۲۰ تا ۲۲درصد جمعيت ايران را گروه سني ۱۵ تا ۲۹ سال تشكيل ميدهند. بعضي از تحليلها حتي تخمين ميزنند كه در مقياسهاي مختلف اين نسل حدود ۱۲ ميليون نفر از جمعيت كشور را شامل ميشود. اين ميزان جمعيت قابلتوجه يعني تصميمات اقتصادي گسترده، مثل كالابرگ ميتواند تاثيرات عميقي بر زندگي آنان داشته باشد.
وضعيت اقتصادي و اجتماعي نسل Z
نسل Z در ايران با مجموعهاي از چالشها روبهرو است كه واقعيتهاي اقتصادي و ساختاري را نشان ميدهد:
تاخير در تشكيل خانواده و سرپرستي
٭ بهطور قابلتوجه، ميانگين سن ازدواج در جوانان رو به افزايش است؛ ميزان ازدواج در سنين پايين كمتر شده و جوانان ايراني به طور ميانگين ديرتر تشكيل خانواده ميدهند (براي مثال ميانگين سن ازدواج براي مردان حدود ۳۰ و براي زنان حدود ۲۵ است).
٭ اين روند باعث ميشود كه بسياري از اعضاي نسل Z هنوز سرپرست خانوار خود نباشند يا تازه وارد دوران مسووليتپذيري اقتصادي شوند.
هيچ آمار رسمي دقيق در منابع جديد نيافتيم كه دقيقا درصد سرپرست خانوار بودن نسل Z را نشان دهد، اما با توجه به اين افزايش سن ازدواج و تاخير در تشكيل خانواده، ميتوان نتيجه گرفت كه بخش بزرگي از نسل Z نه ازدواج كردهاند و نه سرپرستي مستقلي دارند.
چالشهاي معيشتي
نسل Z در ايران با فشار هزينههاي زندگي بسيار بالا روبهرو است:
٭ افزايش شديد هزينههاي مسكن و ناكافيبودن درآمد باعث شده است كه افراد اين نسل خيلي ديرتر صاحب خانه شوند يا حتي اميد چنداني به اين مساله نداشته باشند.
٭ برآوردها نشان ميدهند كه حدود ۴۶ درصد از اعضاي نسل Z احساس ميكنند نميتوانند در آينده نزديك خانه بخرند و نزديك به ۲۷ درصد آنها بدهي بيشتري نسبت به پسانداز دارند. اين چالشهاي مالي باعث ميشود كه حتي پيشبينيهاي بلندمدت زندگي براي نسل Z دچار ترديد شود و تصميمگيريهاي اقتصادي آنان تحت فشار قرار گيرد.
كالابرگ و زندگي نسل Z: «خب كه چي؟»
حالا برسيم به سوال اصلي: كالابرگ براي نسل Z در ايران چه معنايي دارد و چه تاثيري ميتواند داشته باشد؟
۱. حمايت مصرفكننده در برابر تورم؟
يكي از اهداف سياست كالابرگ حمايت از قدرت خريد شهروندان است - يعني توزيع بخشي از كالاها يا اعتبار خريد به صورت يارانهاي تا بار تورم براي خريد كالاهاي اساسي كاهش يابد.
اما نسل Z با سبك مصرف خاص خود شناخته ميشود:
٭ اين نسل به دادهها و انتخابهاي دقيق براي خريد اهميت ميدهد و با برندهاي جهاني ارتباط ذهني قوي دارد.
٭ حتي تخمين زده ميشود كه فقط ۱۵۰ هزار ميليارد تومان از تقاضاي اقتصاد ايران مستقيما تحت تاثير رفتار نسل Z است و بهطور غيرمستقيم ميتواند تا ۸۰۰ هزار ميليارد تومان هم برسد.
بنابراين، كالابرگ اگر فقط محدود به كالاهاي اساسي باشد، كافي نيست تا انتظارات مصرفي اين نسل را بهطور كامل پوشش دهد.
۲. تاثير اقتصادي و انتظارات گذشته از سياست حمايت
نسل Z در ايران با تورم بالا، بدهي بيشتر و هزينههاي معيشتي شديد مواجه است. بر اساس آمار، نسل Z بخش زيادي از تقاضاي اقتصادي را به خود اختصاص داده، اما اتكا به كالاهاي سبد معيشتي ساده، پاسخگوي نيازها و هزينههاي زندگي پيچيده آنها نيست.
علاوه بر اين، اين نسل:
٭ انتظارات اقتصادي بالاتري نسبت به نسلهاي قبل دارد؛
٭ درگير مقايسه سبك زندگي با نسلهاي جهاني است؛
٭ و به دنبال انعطاف و فرصت در بازار كار و مصرف است.
۳. پيامد اجتماعي
وقتي جوانان درگير دغدغههاي اقتصادي جدي باشند - مثل عدم توانايي در خريد خانه يا تشكيل خانواده مستقل - حتي اگر كالابرگ تنها هزينه كالاي اساسي را كاهش دهد، اين تغيير عميق در سبك زندگي و انتظارات آنان را نميتواند پوشش دهد.
نسل Z بيش از هر نسل ديگري در ايران:
٭ از اينترنت و شبكههاي اجتماعي براي انتقاد و بيان مطالبات استفاده ميكند؛
٭ نسبت به عدالت اجتماعي حساستر است؛
٭ و دنبال فرصتهاي اقتصادي واقعي براي زندگي مستقل است.
جمعبندي: كالابرگ و نسل Z
كالابرگ ميتواند فشار اقتصادي كوتاهمدت را كاهش دهد، اما تنها يارانه كالاهاي اساسي نيست كه مشكلات ساختاري نسل Z را حل ميكند.
اين نسل نيازمند سياستهاي جامعتر در حوزه اشتغال، مسكن، درآمد و فرصتهاي اقتصادي است تا بتواند به استقلال اقتصادي و اجتماعي دست يابد. وقتي بيش از نيمي از اعضاي اين نسل هنوز در مسير تشكيل خانواده و سرپرست شدن مستقل نيستند، نقد اين سياستها نه فقط از نظر اقتصادي، بلكه از منظر معناي زندگي و آيندهپژوهي نيز اهميت دارد.
كارشناس اقتصاد