پرونده باستاني پاريزي در «جُنگ هنر مس»
يگانه و تكرار ناپذير
گروه هنر و ادبيات| بيستوپنجمين شماره از فصلنامه «جنگ هنر مس» با پرونده ويژهاي براي محمدابراهيم باستاني پاريزي منتشر شد.
به گزارش گروه هنر و ادبيات «اعتماد»، عنوان پرونده اصلي اين شماره از مجله «مورخ مردممدار» است. يادداشت سيدعلي ميرافضلي، مديرمسوول فصلنامه با عنوان «صدسال باستاني پاريزي» فتح باب اين شماره است. ميرافضلي در نوشتهاش يادآور شده است كه «باستاني پاريزي به تنهايي به اندازه دهها مركز دانشگاهي و موسسه پژوهشي براي فرهنگ و تاريخ اقليم كرمان كار كرده است.» او نوشته: «اقليم كرمان بختيار بوده كه چنين فرزندي را در دامان خود پرورش داده است.» او با ذكر خاطرهاي و شرح مختصري در باب دلايل پرداختن «جنگ هنر مس» به اين پرونده، يادداشتش را ادامه داده است.
مجتبي احمدي، سردبير هم در اين باره در يادداشتي با عنوان «پير غلطگير» نوشته است: «يك عمر ديد و شنيد و خواند و انديشيد و چند دهه گفت و نوشت؛ حكيمانه و غلطگيرانه. او چه آنجا كه به نقل تاريخ قرنهاي گذشته ميپردازد، چه وقتي كه از وقايع قرن اخير ميگويد و چه زماني كه از رويدادهاي روزگار خودش مينويسد، غلطگيرِ «آنچه گذشت» است. در نگاه به تاريخ و روايت آن، «غلط»ها را با نگاهي منتقدانه ميبيند و از موضعي بازنشر شده است. در اين بخش باستاني پاريزي از خودش و نگاهش به مقوله تاريخ و... ميگويد.
در بخش «كتابخانه» فهرست بلندبالاي كتابهاي محمدابراهيم باستاني پاريزي با عنوان «از آثار پيغمبر دزدان تا اطلسِ اصطنبولي» منتشر شده است كه اشاره به اولين و آخرين اثر منتشر شده از او دارد. نخستين عنوان اين فهرست 67گانه «پيغمبر دزدان» است كه در سال 1324 منتشر شد و آخرينشان كه امسال به چاپ اول رسيد، «اطلسِ اصطنبولي» نام دارد.
يوسفعلي ميرشكاك هم در يادداشتي با عنوان «ايستاده در نقطه كانوني ادب نفس و ادب درس» باستاني پاريزي را شخصيتي بيمانند توصيف ميكند. او نوشته «نه در گذشته همانندي براي وي ميتوان يافت و نه با وضع اسفناكي كه پيش آمده، به ظهور چنين چهره تابناكي در آينده ميتوان اميدوار بود.» ميرشكاك در فرازي خواندني از نوشتارش به تاريخنگاري متفاوت باستاني پاريزي اشاره ميكند و معتقد است كه رويكرد رمانواره او به تاريخ، سبب جذب بسياري از كساني شد كه علاقهاي به دنبال كردن سير تاريخي ايران نداشتند. او آورده است كه «استاد روانشاد ميدانست كه ايرانيها هيچ توجهي به تاريخ ندارند و رغبتي به شناخت گذشته خود نشان نميدهند و به عبارت دقيقتر «بيتاريخ»اند، از همين رو با تاريخ كاري كرد كه به رمان پهلو ميزند و حتي كساني كه توجهي به نص تاريخ ندارند، با علاقه بسيار آثار آن جاودانياد را ميخوانند.»
گفتوگو با داريوش رحمانيان، عضو هيات علمي گروه تاريخ دانشگاه تهران درباره باستاني پاريزي، بخش ديگري از اين پرونده است. او باستاني پاريزي را «يك پديده خاص در تاريخنگاري معاصر ايران» ميداند و درباره دلايل اين امر گفته است: «او با هيچ يك از مورخان ديگر ايران از عباس اقبال و نصرالله فلسفی تا كساني مثل عبدالحسين زرينكوب و فريدون آدميت و هما ناطق و منصوره اتحاديه قابل مقايسه نيست. شايد بشود گفت كه قابل تقليد و تكرار هم نيست؛ يعني يه يك معنا، شايد بشود گفت پديدهاي مثل باستاني پاريزي، تكرارش بسيار بعيد به نظر ميرسد يا شايد بشود گفت كه سخت است. يعني اينكه ما بخواهيم باستاني پاريزي را تبديل به نمونهاي كنيم و بگوييم كه ديگران بيايند مثل او كار كنند. البته اين كار را بايد كرد، بايد تلاش كرد و در اين راه گام برداشت.
گودرز رشتياني، مدرس دانشگاه نيز در نوشتاري، باستاني پاريزي را «بهمثابه مسالهاي نظري در تاريخنگاري ايران» بررسي كرده است. او پژوهشهاي انجام شده درباره تاريخنگاري باستاني پاريزي را در كانون نگاهي انتقادي قرار ميدهد. نويسنده مقاله به اختلافنظر پژوهشگران درباره اين مورخ فقيد اشاره ميكند و معتقد است كه اين اختلاف نظر «ريشه در تفاوت تلقي پژوهشگران از چيستي تاريخ، كاركرد اجتماعي تاريخنگاري و مفهوم مخاطب عام دارد.» رشتياني معتقد است كه بايد تاريخنگاري باستاني پاريزي را در چارچوب «تاريخنگاري نخبهگرا» فهم كرد.
«باستاني پاريزي و تاريخ زنده» عنوان مقالهاي است به قلم جمشيد روستا، مدرس دانشگاه كه شيوه تاريخنگاري او را با نگاهي ديگر بررسي ميكند. او در باب اصطلاح «تاريخ]نگاري زنده»: نوشته است: اگرچه اصطلاح «تاريخ زنده» در نخستين نگاه، تركيبي متناقض به نظر ميرسد و شايد از منظر معرفتشناختي نيز مشكلساز باشد، اما طي دهههاي اخير (از سي سال قبل بدينسو) برخي محققان و مورخان غربي از اين اصطلاح استفاده كردهاند. او به اشاره به تلقي مورخ كانادايي، ديويد دين، «تاريخ زنده» را «هم يك جنبش و هم يك عمل» توصيف ميكند و توضيح ميدهد كه «هدف تاريخ زنده، شبيهسازي نحوه زندگي در گذشته با بازسازي آن در زمان حال» است. او در بخش ديگري ازاين مقاله مبسوط به تلقي جي اندرسون از اين اصطلاح اشاره ميكند و يادآور ميشود كه او معتقد است «تاريخ زنده، بخش جداييناپذير از دنياي روزمره ماست.»
گفتوگو با مرتضي فرهادي با عنوان «باستاني پاريزي و تجربه چندين هزارساله نياكاني»، نوشتاري با عنوان «از دهات و قنات گفتند و شهر نشنيد» به قلم بيژن ادبي، يادداشتي نوشته سيدمحمدعلي گلابزاده به نام «افشاندن بذر زندگي در رهگذر يك قرن بالندگي» و همچنين «مورخ موسيقيدوست ما» نوشته ميرعليرضا ميرعلينقي و... از ديگر مطالب اين شماره از «جُنگ هنر مس» است.
اين شماره از «جنگ هنر مس» در 240 صفحه به قيمت 250 هزار تومان منتشر شده است.