درنگي بر مواجهه مديران با جشنواره موسيقي نواحي
تناقض در ساختار حكمراني فرهنگي كرمان
سورج ياسايي
جشنواره موسيقي نواحي ايران از سال ۱۳۸۶ آغاز و طي چهارده دوره متوالي در كرمان برگزار شد؛ دورههايي كه اين شهر را به مهمترين پايگاه گردهمايي استادان، راويان و پژوهشگران موسيقي اقوام ايراني تبديل كرد. با وجود ظرفيت فرهنگي و گردشگري چشمگير كرمان، بيتوجهي مديران وقت در اين استان به اهميت ميزباني اين رويداد و ناتواني در بهرهگيري از فرصتهاي گردشگري، موجب شد جشنواره در سالهاي اخير به بندرعباس منتقل شود. مرور اين ادوار نشان ميدهد كه جشنواره موسيقي نواحي چگونه از دل كرمان برخاست و به جرياني ملي براي پاسداشت ميراث شنيداري ايران بدل شد. جشنواره موسيقي نواحي كه به بندرعباس منتقل شده بود، در سال ١٤٠٤ برگزار نشد و با پيگيري مديركل فرهنگ استان كرمان و همراهي استاندار، بناست مجددا در سال ١٤٠٥ در كرمان برگزار شود. جشنواره موسيقي نواحي، طي سالهايي كه در كرمان برگزار ميشد، نه تنها يك رخداد هنري، بلكه نمونهاي موفق از همافزايي ميان «فرهنگ»، «هويت بومي» و «اقتصاد گردشگري» بود. نقطه اوج اين همافزايي درست شش سال پيش رقم خورد؛ زماني كه همزمان با تلاشهاي هدفمند انجمن موسيقي استان، جشنواره توانست براي نخستينبار جريان رفتوآمد فرهنگي و گردشگري قابل اندازهگيري ايجاد كند. آمار اشغال هتلها و اقامتگاهها، حضور رسانهها و رشد چشمگير مخاطبان نشان ميداد كرمان در حال تبديل شدن به مقصدي براي گردشگري فرهنگي است؛ مقصدي كه ويژگيهاي منحصر به فرد اقليمي، تاريخي و موسيقايي ميتوانست آن را در نقشه گردشگري ايران تثبيت كند. اما همين نقطه آغاز، نقطه پايان نيز شد. در سالهاي بعد، تغيير رويكرد مديران استان به جشنواره، به روشني نشانهاي از يك كژكاركرد مديريتي بود: از يكسو، در تمام اسناد رسمي، همايشها و سخنرانيها بر اهميت «اقتصاد گردشگري»، «ديپلماسي فرهنگي» و «فعالسازي رويدادهاي ملي» تاكيد ميشد؛ از سوي ديگر، در عمل، يكي از معدود رويدادهايي كه ميتوانست چنين مفاهيمي را از سطح شعار به واقعيت تبديل كند، از استان حذف يا بدون حمايت رها شد. اين تناقض تنها ناشي از سهلانگاري يا تغيير مديران نيست؛ بلكه ريشه در ساختاري دارد كه ميان «ادعا» و «تصميم»، ميان «اسناد راهبردي» و «واقعيت ميداني» ديواري بلند كشيده است. در اين ساختار، رويداد فرهنگي نه بر مبناي تحليل «هزينه - فايده»، بلكه بر اساس ملاحظات مقطعي، سلايق جناحي يا رويكردهاي محافظهكارانه ارزيابي ميشود. نتيجه طبيعي چنين رويكردي، حذف يا تضعيف پروژههايي است كه نيازمند نگاه بلندمدت هستند؛ جشنواره موسيقي نواحي يكي از نمونههاي روشن اين آسيب است.
دوري جشنواره از كرمان طي دو دوره، فرصتهاي مهمي را از بين برد، از جمله موارد زير:
٭ فرصت تثبيت برند گردشگري فرهنگي كرمان.
٭ فرصت توسعه اقتصاد خلاق كه شهرهايي مانند شيراز و سنندج بهشدت روي آن سرمايهگذاري كردهاند.
٭ فرصت ايجاد شبكههاي هنري بينالمللي.
٭ و مهمتر از همه فرصت پيوند دوباره مردم كرمان با ميراث موسيقايي اقوام ايران.
اكنون كه زمزمه بازگشت جشنواره به كرمان به گوش ميرسد، بار ديگر همان واژههاي هميشگي مطرح شدهاند: «اراده مديران»، «اهميت گردشگري» و «لزوم احياي جايگاه فرهنگي كرمان». اما پرسش اساسي اينجاست: آيا اينبار ارادهاي براي حل مشكل در سطح ساختار وجود دارد، يا قرار است همان چرخه تكرار شود؟
اگر ادعاي مديران درباره اهميت گردشگري واقعي باشد، بايد چند پرسش را مطرح كرد:
چرا در سالهايي كه جشنواره از كرمان حذف شد، هيچ مدل جايگزين، هيچ رويداد مشابه و هيچ سرمايهگذاري موثري در حوزه گردشگري فرهنگي انجام نشد؟
چرا برنامهريزي براي رويدادي كه در دورهاي به صورت تجربي ثابت كرده بود توان جذب گردشگر دارد، عملا به سطح يك تصميم اداري تقليل يافت؟
اين پرسشها نشان ميدهد كه مشكل، نبود امكانات يا محدوديتهاي اقتصادي نيست؛ مشكل، ناهمخواني ميان گفتمان رسمي و رفتار اجرايي است. بازگشت جشنواره ميتواند نقطه عطفي باشد، اما تنها در صورتي كه نگاه مديران از «شعار» به «سياست فرهنگي» ارتقا يابد. سياست فرهنگي به معناي مجموعهاي از تصميمات منسجم است كه جايگاه يك رويداد را در چرخه اقتصاد، هويت و ارتباطات شهري مشخص ميكند؛ نه مجموعهاي از اظهارات رسانهاي. جشنواره موسيقي نواحي زماني موفق خواهد بود كه در پيكره برنامههاي كلان استان جايگاهي پايدار بيابد، نه اينكه قرباني هر موج اداري يا تغيير مديريتي شود. در نهايت جشنواره موسيقي نواحي آينهاي است كه تصويري صادقانه از مديريت فرهنگي استان ارايه ميدهد. اگر مديران واقعا به ظرفيتهاي گردشگري كرمان ايمان دارند، اين آينه را جدي بگيرند و از تجربه شكست خورده گذشته درس بگيرند. در غير اين صورت بازگشت جشنواره تنها يك تصميم نمادين خواهد بود و نه احياي يك رويداد و شكاف ميان گفتار و كردار، عميقتر از هميشه باقي خواهد ماند.