سيد محمد خاتمي براي برونرفت از بحران كنوني بیان كرد
بازگشت به جمهوريت و اسلاميتي كه جمهوريت را ميپذيرد
«دستهايي در كار است تا چنين وانمود كند كه همه چيز خوب است و اشكال از دولت است.» اين عباراتي است كه سيد محمد خاتمي، رييس دولت اصلاحات كه همواره از وطندوستي، شايستهسالاري و تنشزدايي سخن گفته و جهان را به سمت مدارا و تعامل خوانده، بيان ميكند تا ايرانيان را متوجه واقعيتهايي كند كه در بطن حوادث اخير پنهان مانده است. خاتمي همچنين از ضرورت بازگشت به جمهوريت فراموش شدهاي ميگويد كه باعث قوام و دوام كشور شود. او بازگشت به اين جمهوريت را كمهزينهترين و پرفايدهترين راه براي برونرفت از وضعيت نگرانكننده كنوني ارزيابي ميكند. سيدمحمد خاتمي در پي بروز ناآراميهاي اخير در كشور، بيانيهاي صادر كرد. متن كامل اين بيانيه به شرح زير است:
«به نام خدا، آنچه اين روزها در ميهن عزيزمان ايران ميگذرد، به غايت دردآور و نگرانكننده است. اينك اندوه از دست رفتن جانهاي گرانسنگ و جراحتهاي جانگذار فرزندان اين مرز و بوم، بر رنج حاصل از رشد فزاينده فقر و تبعيض و فساد و ناكارآمدي و درماندگي در زندگي و تنگتر شدن روزنه اميد به آينده، افزوده است. در جريان حوادث اخير ورود خشونت عريان، صحنهاي را كه ميبايست و ميتوانست آغاز مباركي براي پذيرفتن رسمي حقّ اعتراض ملت و احترام به شهروندان و حرمت نهادن به نقد حكومت و گسترش گفتوگو براي بهبود امور كشور باشد، به سرعت عوض كرد. دور از انصاف است اگر رفتار مدني دور از خشونت دولت جناب پزشكيان با مردم را در روزهاي نخستين اعتراضهاي مردمي ناديده بگيريم؛ اما متاسفانه در رخدادهاي پس از آن خشونت و تخريب نقاط مختلفي از ميهن را فرا گرفت. اينك در ميان جانهاي عزيز از دست رفته و انبوه عظيم شهروندان معترض و مستأصل، شاهد بروز فجيعترين و خشنترين صحنههاي انسان كشي، سوزاندن و قتل فجيع انسانها، خصومت آفريني و آتش زدن و ويران كردن مكانهاي مذهبي و عمومي و امكانات ملي و مردمي شدهايم. اين همه، حكايت از حركتي سازمانيافته و حضور گروههاي آموزش ديده و مجهز براي بهرهگيري سوء از اعتراض بحق مردم و نگرانيها و نارضايتيهاي انباشته شده قشرهاي مختلف مردم -به ويژه جوانان عزيز، به نفع مقاصد سياسي خاص- دارد.
و شگفتا كه دستگاههاي امنيتي بهرغم اعمال حساسيتهاي فراوان در همه سطوح سياسي و اجتماعي و فرهنگي، چگونه از ورود امكانات نظامي، ارتباطي و نيز افراد و جريانهاي مخرب غافل ماندند!
باري جريان سازمان يافته اين حوادث، گرچه سربازان خود را عمدتا از ميان فرزندان اين مرز و بوم گرفته است، ولي با وجود اظهارات صريح مقامات اسراييلي و حمايت آشكار امريكا و تهديد به دخالت مستقيم در وضع امروز و آينده كشور، ترديدي در شكلگيري يك توطئه بزرگ برنامهريزي شده عليه همبستگي ملي و يكپارچگي ايران بهجا نميگذارد. داستان هر چه باشد نتيجهاي جز وارد كردن كشور به ورطهاي انباشته از خشونت و نفرت و اقدامات كور و اتلاف منابع انساني و ملي ندارد. نبايد گذاشت كه اين جامعه و ارزشهاي آن دوقطبي شود تا بدخواهان ملك و ملت بتوانند از شكافها، تناقضات و حتي تفاوتها و اختلافات سوءاستفاده كنند و ايران را به سوي روياروييها و درگيريهاي خسارتبار سوق دهند.
آنچه مايه تاسف فراوان است، عدم درسآموزي از حوادث گذشته و فهم خواستهها و نارضايتيهاي مردم و از دست دادن فرصتهاي اصلاح و تغيير ازسوي حاكميت است. اكنون فرصتها كوتاهتر و بيپاسخ گذاشتن مطالبات اجتماعي و اقتصادي و سياسي و انواع نارضايتيها خطرناكتر است. اشتباه نشود كه نه گفتن مردم به بيگانه و دلبستگي آنان به استقلال و تماميت ارضي به معني رضايتشان از وضع موجود و رويكردهاي غالب نيست و اكثريت مردم از وضعيت امروز ناراضي و از آينده كشور نگرانند. دستهايي در كار است تا چنين وانمود كند كه همه چيز خوب است و اشكال از دولت است و مشكلات از آنجا ناشي ميشود. البته ميتوان به دولت دكتر پزشكيان نقد داشت كه چرا نسبت به وعدههاي اندكي كه دادهاند و مورد استقبال مردم قرار گرفته است پافشاري ندارد و چرا با وجود تفاهم موجود، ديگر مسوولان را قانع به پاسخگويي به مردم و لااقل حمايت عملي از تحقق وعدهها نميكند. يا اينكه آيا دستگاه مديريت اجرايي براي برنامهريزي و انجام ماموريتهاي خطير توانا هست يا خير؟! ولي همه بايد بدانيم و ميدانيم كه علاوه بر تحريم و فشارهاي بيروني آنچه وضع كنوني كشور را بد كرده است، بسياري از سياستها و رويكردهاي جاري و اشكالات نهادي و ساختاري است كه وجود دارد و نارضايتيها و اعتراضها را مزمن و فزاينده كرده است. همواره از مردم دم زده ميشود، ولي اهتمام به خواست مردم و حقوق آنان و تامين زندگي مناسب و امن براي آنان به گونهاي كه بايد و شايد وجود ندارد. اكنون ايران و ايرانيان عزيز نه تنها در تنگنا، بلكه در وضعيت بحراني و خطيري قرار گرفتهاند. بحراني در هم تنيده كه ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي، بينالمللي و امنيتي پيدا كرده است. امروز اعتماد و همبستگي مردم و حكومت و اميد به بهبود و اصلاح امور، با اصرار بر تداوم و بازسازي رويكردها و رويههاي غلط گذشته و از دست دادن فرصتهاي كمهزينه تغيير به سوي فرسايش و شكنندگي رفته است. بازگشت به جمهوريت فراموش شده و اسلاميتي كه جمهوريت را با همه ابعاد و لوازم آن ميپذيرد و توسعه توام با عدالت را محور و مدار سياست خارجي و داخلي ميداند و منافع ملي مردم و عزت آنان را رويكرد اساسي خود قرار ميدهد، كمهزينهترين و پرفايدهترين راه براي برونرفت از وضعيت نگرانكننده كنوني است و اين امر مستلزم تغييرات ساختاري، نهادي و رويكردي در نظام حكمراني و به رسميت شناختن حقوق اساسي ملت خواهد بود. در اين صورت است كه توطئه بدخواهان بيروني و دروني نقش بر آب خواهد شد، دردها و درماندگي مردم رو به درمان خواهد رفت و شاهد افزايش روز افزون رضايت و اعتماد و مشاركت مردم كه بنياد اقتدار و عزت و عظمت كشور است، خواهيم بود. در اين روزهاي تلخ همدرد و شريك غمها و نگرانيهاي همه مردم باشيم، خطاهاي معرفتي و سياسي در اداره كشور را به درستي بشناسيم و اصلاح كنيم. خشونت را از ذهنها و زبانها بزداييم و عميقا و عملا به آينده ايران يكپارچه و توانمند بينديشيم.
سيد محمد خاتمي. پنجشنبه ۲۵ دي ماه ۱۴۰۴.»