سيد محمد خاتمي براي برونرفت از بحران كنوني بیان كرد
بازگشت به جمهوريت و اسلاميتي كه جمهوريت را ميپذيرد
آنچه مايه تاسف فراوان است، عدم درسآموزي از حوادث گذشته و فهم خواستهها و نارضايتيهاي مردم و از دست دادن فرصتهاي اصلاح و تغيير ازسوي حاكميت است. اكنون فرصتها كوتاهتر و بيپاسخ گذاشتن مطالبات اجتماعي و اقتصادي و سياسي و انواع نارضايتيها خطرناكتر است. اشتباه نشود كه نه گفتن مردم به بيگانه و دلبستگي آنان به استقلال و تماميت ارضي به معني رضايتشان از وضع موجود و رويكردهاي غالب نيست و اكثريت مردم از وضعيت امروز ناراضي و از آينده كشور نگرانند. دستهايي در كار است تا چنين وانمود كند كه همه چيز خوب است و اشكال از دولت است و مشكلات از آنجا ناشي ميشود. البته ميتوان به دولت دكتر پزشكيان نقد داشت كه چرا نسبت به وعدههاي اندكي كه دادهاند و مورد استقبال مردم قرار گرفته است پافشاري ندارد و چرا با وجود تفاهم موجود، ديگر مسوولان را قانع به پاسخگويي به مردم و لااقل حمايت عملي از تحقق وعدهها نميكند. يا اينكه آيا دستگاه مديريت اجرايي براي برنامهريزي و انجام ماموريتهاي خطير توانا هست يا خير؟! ولي همه بايد بدانيم و ميدانيم كه علاوه بر تحريم و فشارهاي بيروني آنچه وضع كنوني كشور را بد كرده است، بسياري از سياستها و رويكردهاي جاري و اشكالات نهادي و ساختاري است كه وجود دارد و نارضايتيها و اعتراضها را مزمن و فزاينده كرده است. همواره از مردم دم زده ميشود، ولي اهتمام به خواست مردم و حقوق آنان و تامين زندگي مناسب و امن براي آنان به گونهاي كه بايد و شايد وجود ندارد. اكنون ايران و ايرانيان عزيز نه تنها در تنگنا، بلكه در وضعيت بحراني و خطيري قرار گرفتهاند. بحراني در هم تنيده كه ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي، بينالمللي و امنيتي پيدا كرده است. امروز اعتماد و همبستگي مردم و حكومت و اميد به بهبود و اصلاح امور، با اصرار بر تداوم و بازسازي رويكردها و رويههاي غلط گذشته و از دست دادن فرصتهاي كمهزينه تغيير به سوي فرسايش و شكنندگي رفته است. بازگشت به جمهوريت فراموش شده و اسلاميتي كه جمهوريت را با همه ابعاد و لوازم آن ميپذيرد و توسعه توام با عدالت را محور و مدار سياست خارجي و داخلي ميداند و منافع ملي مردم و عزت آنان را رويكرد اساسي خود قرار ميدهد، كمهزينهترين و پرفايدهترين راه براي برونرفت از وضعيت نگرانكننده كنوني است و اين امر مستلزم تغييرات ساختاري، نهادي و رويكردي در نظام حكمراني و به رسميت شناختن حقوق اساسي ملت خواهد بود. در اين صورت است كه توطئه بدخواهان بيروني و دروني نقش بر آب خواهد شد، دردها و درماندگي مردم رو به درمان خواهد رفت و شاهد افزايش روز افزون رضايت و اعتماد و مشاركت مردم كه بنياد اقتدار و عزت و عظمت كشور است، خواهيم بود. در اين روزهاي تلخ همدرد و شريك غمها و نگرانيهاي همه مردم باشيم، خطاهاي معرفتي و سياسي در اداره كشور را به درستي بشناسيم و اصلاح كنيم. خشونت را از ذهنها و زبانها بزداييم و عميقا و عملا به آينده ايران يكپارچه و توانمند بينديشيم.
سيد محمد خاتمي. پنجشنبه ۲۵ دي ماه ۱۴۰۴.»