• 1404 شنبه 18 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6242 -
  • 1404 دوشنبه 29 دي

آينده موسيقي كلاسيك ايراني در دست نسل زد

عرشيا ملتجي

در دو يادداشت پيشين به بررسي موضوع موسيقي كلاسيك ايراني و ارتباط ظريف و پيچيده‌اش با نسل زد پرداختم و اين موضوع، با توجه به اهميت و گستردگي‌اش، همچنان ادامه خواهد داشت و به ابعاد جديدي از آن خواهم پرداخت. شكاف فرهنگي محسوس و قابل توجه بين نسل زد و موسيقي كلاسيك، نه فقط يك مساله محدود به ايران، بلكه يك چالش جهاني و قابل بررسي در دنياي پرشتاب، پيچيده و در حال تغييرات مداوم امروز است.  از منظر جامعه‌شناختي دقيق و تخصصي، سبك زندگي و الگوهاي رفتاري هر جامعه‌اي رابطه‌اي مستقيم و انكارناپذير با ميزان آشنايي و درك آن جامعه از هنر، به‌ ويژه شنيدن و تجربه موسيقي دارد، چراكه موسيقي در تمام لحظات زندگي ما، از لحظات شادي و سرور گرفته تا لحظات غم و اندوه، نقش پررنگي ايفا كرده و به عنوان يك زبان جهاني، احساسات و عواطف ما را بيان مي‌كند. اين شكاف موجود را مي‌توان با هدف شناساندن و آگاهي‌بخشي گسترده به جوانان و نوجوانان امروز كه نسل آينده‌ساز كشور هستند و همچنين آگاه كردن جامعه كلي از تفاوت بنيادين بين موسيقي مصرفي و سطحي كه اغلب به عنوان «فست‌فودي» شناخته مي‌شود و موسيقي جدي و عميق كه موجب تعالي روح، تفكر عميق و ارتقاي سطح آگاهي انسان مي‌شود، به‌طور موثر برطرف كرد. هدف از اين تلاش‌ها، ناديده گرفتن يك نوع موسيقي و رد كردن انواع ديگر نيست، بلكه دغدغه اصلي و اساسي، شناخت دقيق و عميق جايگاه و ارزش هر نوع موسيقي در جامعه و در زندگي افراد است. با شنيده‌تر شدن و بيشتر به نمايش گذاشته شدن موسيقي كلاسيك ايراني، با استفاده از روش‌هاي نوين، اين شناخت در جامعه نسل زد شكل خواهد گرفت و به عنوان يك گنجينه ارزشمند فرهنگي، مورد توجه و احترام قرار خواهد گرفت. مي‌دانيم كه فعاليت در اين حوزه كه نيازمند تلاش و پشتكار فراوان است، به رسانه‌اي گسترده‌تر از شبكه‌هاي اجتماعي و همچنين پشتوانه‌هاي مالي قوي و پايدار احتياج دارد كه امروزه دغدغه اصلي نسل جوان به شمار مي‌رود. در شرايطي كه اين نيازها به‌طور كامل برآورده نمي‌شوند، جوانان ممكن است دلسرد شده و از فضاي جدي و تخصصي موسيقي فاصله بگيرند و به سمت موسيقي‌هاي ساده‌تر و كم‌عمق گرايش پيدا كنند. مساله موسيقي ايراني امروز، نه به كمبود علاقه يا توانايي هنرجويان و نوازندگان جوان، بلكه به شيوه انتقال دانش و فرهنگ موسيقي مربوط مي‌شود كه براي زندگي امروز به‌روزرساني نشده است و نياز به تغيير و تحول دارد. اگر از اين زاويه و با ديدي باز و انتقادي به اين موضوع نگاه نكنيم، جوانان نسل زد با وجود اراده قوي، خلاقيت بي‌نظير و اشتياق فراوان، در مسير يادگيري، شناخت و استفاده از موسيقي كلاسيك ايراني با موانعي روبه‌رو مي‌شوند كه مانع از شكوفايي كامل ظرفيت‌ها و خلاقيت‌هاي دروني‌شان مي‌شود و آنها را از رسيدن به پتانسيل واقعي‌شان باز مي‌دارد.
در گذشته‌اي نه چندان دور، گسستي عميق و قابل توجه به دليل نگاه سطحي به غرب و تاثيرپذيري افراطي و غيرمنطقي از فرهنگ‌هاي ديگر، باعث كاهش چشمگير تمايل مردم به موسيقي كلاسيك ايراني و افزايش توجه به موسيقي‌هايي شد كه ارتباط چنداني با فرهنگ بومي، اصالت و هويت ما نداشتند و تنها جنبه سرگرمي و تفريح را برآورده مي‌كردند. در آن زمان بود كه چهره‌هاي برجسته و تاثيرگذار همچون محمدرضا لطفي، حسين عليزاده و...  وارد عرصه سياستگذاري فرهنگي و هنري شدند و با حمايت رسانه‌ها، مديران فرهنگي و نهادهاي هنري، نقش بسيار مهم و تعيين‌كننده‌اي در احياي ارتباط بين مردم و موسيقي كلاسيك ايراني ايفا و تلاش كردند تا اين گنجينه ارزشمند فرهنگي را به نسل‌هاي جديد معرفي كنند. اين تلاش‌ها و اقدامات ارزشمند منجر شد تا نسل جوان آن زمان، آگاهي بيشتري نسبت به موسيقي كلاسيك ايراني پيدا كند و به اهميت و ارزش آن پي ببرد. عبور از اين شكاف و رسيدن به تعادل مناسب و هماهنگ بين سنت و زبان نسل زد، نيازمند رويكردي همسو با سياست‌هاي فرهنگي، آموزشي و هنري كشور است و بايد با برنامه‌ريزي دقيق و هدفمند، اين مهم را محقق كرد. حفظ اصالت و هويت موسيقي كلاسيك ايراني ضروري است، اما حفظ اصالت به معناي ايستايي، جمود و عدم تحرك نيست، بلكه به معناي حفظ پيوستگي تاريخي و فرهنگي است كه در زبان و بيان امروز معنا پيدا كند و براي نسل‌هاي آينده قابل درك و فهم باشد. تفاوت بين وفاداري به سنت و انجماد آن كاملا واضح و مبرهن است. وفاداري به سنت، رابطه‌اي پويا، سازنده و مبتني بر احترام با گذشته دارد؛ جوان امروز ارزش‌ها، اصول و ساختارهاي تاريخي را مي‌شناسد، درك مي‌كند و با آنها زندگي مي‌كند، اما آنها را در قالب زمان حال معنا و به نسل خود منتقل مي‌كند. اين وفاداري به ما اجازه مي‌دهد از تجربيات ارزشمند نسل‌هاي پيشين براي نسل امروز بهره ببريم و از اشتباهات گذشته درس بگيريم. اما انجماد سنت به سكون، بي‌حالي، عدم نوآوري و از دست رفتن فرصت‌هاي جديد مي‌انجامد. براي جلوگيري از اين انجماد، بايد فرصتي براي بازنگري در روش‌هاي انتقال و انتشار موسيقي فراهم كرد تا زمينه براي شكوفايي خلاقيت، نوآوري و توليد آثار جديد در جامعه جوان‌مان فراهم شود و نسل جديد بتواند با تلفيق سنت و مدرنيته، آثار ماندگاري خلق كند. در نهايت مي‌توان گفت كه نسل جوان به دنبال فضايي براي بروز خلاقيت، نوآوري و بيان احساسات خود در بستري آزاد، امن و حمايت‌كننده است و بايد تمام تلاش را براي فراهم كردن  اين فضا  به كار بست.
عضو كميته فرهنگ و هنر 
شوراي مشاوران نسل زد 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها