• 1404 سه‌شنبه 14 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6243 -
  • 1404 سه‌شنبه 30 دي

گفت‌وگوهاي رسانه‌اي نياز فرهنگي امروز جامعه

شاهپور محمدي

يكي از خلأها و نيازهاي ضروري جامعه ما، همواره گفت‌وگوي دولتمردان و مسوولان كشورمان، با آحاد مختلف مردم، مخصوصا نسل جوان بوده است.  باتوجه به شرايط سياسي جامعه، هم‌اكنون نياز به اين گفت‌وگوها، بيش از هر زمان ديگري احساس مي‌شود.  مسووليت امروز نهاد رسانه ملي براي ايجاد گفتمان ملي، به مراتب حادتر و حساس‌تر است.  اگر گفت‌وگوي دولتمردان با مردم، خاصه جوانان كشور (با هر نوع سلايق و گرايش فكري) در مورد مسائل مختلف جامعه شكل نگيرد، قطع يقين آنها از واقعيت‌هاي جامعه دور خواهند بود.   اين موضوع از طريق آنتن ملي، به عنوان تنها تريبون گفتماني كشور، به روش‌هاي مختلف و نويني بايد طراحي و ديده شود. اگر هم مديريت و روش‌هاي فرهنگ گفتمان در گذشته با مشكلاتي در اين رسانه همراه بوده، بايد سريعا مورد آسيب‌شناسي قرار گرفته و تقويت شوند.  با شرايط سياسي ايجاد شده در كشور، گفتمان فرهنگي، رسانه‌اي را ‌بايد يك نياز ملي، همگاني و ضروري براي جامعه دانست.  اگر به هر دليلي در گذشته، حضور گرايش‌های مختلف فكري در رسانه ملي كشور كمرنگ بوده‌اند، هم‌اكنون شرايط سياسي و فرهنگي اين روزهاي كشور اقتضا مي‌كند كه از همه اين ظرفيت‌هاي فكري براي پيشرفت كشور دعوت شوند.  تلويزيون اين كشور متعلق به تك‌تك ملت ايران بوده و هر ايراني در اين فضاي رسانه‌اي سهمي براي اظهارنظر دارد، بنابراين وقت آن است تا همه نخبگان كشور با هر توان و تخصصي كه دارند براي حفظ امنيت و كيان كشور در همه عرصه‌ها حضور پيدا كنند.  اين وسط، رسانه ملي تنها مأمن و مكاني است كه مي‌تواند به دور از هرگونه جناح‌بندي‌ها و مرز‌بندي‌هاي رايج، اتحاد ملي را با دعوت از صاحب‌نظران حوزه‌هاي مختلف، تحكيم و قوام ببخشد.  هر فرد ايراني با هر نوع تفكر، نگرش و ديدگاه اجتماعي هم‌اكنون بايد فكر كند كه در كشور خود، رسانه‌اي براي انتقال ديدگاه‌ها و شنيدن صدا و حرف‌هاي او وجود دارد.  اگر اين شائبه، چه درست و چه غلط، در گذشته ايجاد شده است كه تريبون رسانه ملي صرفا در اختيار جناح خاصي با يك نوع نگرش و سليقه فكري بوده، هم‌اكنون وقت آن است كه به دليل شرايط خاص سياسي كشور، اين نهاد رسانه‌اي همه آحاد ملت را با هر نوع گرايش و افكار سياسي زير يك چتر واحد رسانه‌اي دور هم جمع كند و مصالح عمومي كشور را كه همانا حفظ وحدت و همبستگي ملي است، در اولويت كاري خود قرار دهد.  اعتماد‌سازي عمومي، پرهيز از اختلافات جناحي و جذب افراد با هر نوع انديشه‌ها و سلايق سياسي، در راستاي حفظ منافع ملي كشور، هم‌اكنون جزو وظايف و رسالت‌هاي اصلي نهاد صدا و سيماست.  اگر اين فاكتورها به درستي و در يك فضاي باز سياسي رعايت شوند، قطع يقين جوان ايراني نيز احساس غرور كرده و به سمت رسانه‌هاي بيگانه كه در كمين او نشسته‌اند، نخواهد رفت.  اما مشكل زماني آغاز مي‌شود كه جوان امروز احساس كند، تنهاست و اين ابزارهاي رسانه‌اي نيز متعلق به او نيست يا در اختيار طيف خاصي قرار دارد كه آن زمان، از پيام‌رسان‌هاي خارجي گرفته تا انواع شبكه‌ها و كانال‌هاي جذاب ماهواره‌اي او را به سمت خود جذب خواهند كرد.  اگر امروزه برخي جوانان ما به‌رغم پيشرفت‌هاي صورت گرفته در كشورمان، احساس غرور نمي‌كنند، به دليل اين است كه احيانا در گذشته با برخي بي‌مهري‌هاي ناخواسته باعث رنجش خاطر او شده‌ايم.  با زبان مخصوص به خود جوان، با او صحبت نكرده‌ و  او را بيگانه فرض كرده‌ايم.  با او گفت‌وگويي نداشته‌ايم. او را به جمع‌هاي خود دعوت نكرده‌ايم.  وقتي چنين اتفاقي بيفتد، بديهي است كه او جذب افراد و جاهايي شود كه خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري را داشته باشد.  متاسفانه وقتي پاي صحبت برخي جوانان عزيز كشورمان مي‌نشينيم، مي‌بينيم كه آنها اغلب به فكر مهاجرت و كوچ از كشورند. آنها بدون هيچ‌گونه اطلاعات اوليه‌اي، غرب و اروپا را آرمانشهري براي زندگي و پيشرفت خود اعلام مي‌كنند.  دليل آن چيست؟  اولين و شايد بزرگ‌ترين دليل آن، اين است كه با او گفت‌وگوي صميمي در مورد مسائل كشورمان صورت نگرفته است.  اگر كشور داراي مشكلاتي بوده، براي او دلايل آن تبيين و تشريح نشده و همين امر باعث شده او همواره كشور خود را سياه ببيند.  با شرايط سياسي ايجاد شده، ضرورت دارد نهاد راديو و تلويزيون كشور، باب گفت‌وگو را با مردم و جوانان با يك سري ابتكار عمل‌ها و روش‌هاي نويني باز كند. موضوع با يك سري پژوهش‌ها و بررسي ساده قابل اجراست، به شرطي كه يك عزمي براي اين حركت ملي هر چه سريع‌تر آغاز و از برخي محافظه‌كاري‌ها در اين زمينه نيز پرهيز شود.  اين همه مراكز پژوهشي از نوع دولتي و با بودجه‌هايي كلان در اين كشور داريم ولي متاسفانه كمتر ديده مي‌شود كه سراغ تحقيق و بررسي در مورد اين نوع از آسيب‌ها در جامعه بروند.  اينكه جوان امروز از طريق پيام‌رسان‌هايي مثل اينستاگرام و... دچار گرفتاري مي‌شود، عمدتا به اين دليل است كه در مورد مشكلات يا پيشرفت‌هاي كشورمان با او يا خانواده‌ها به‌طور اساسي روشنگري نشده و گفت‌وگويي نيز صورت نگرفته است و همين موضوع به ظاهر ساده باعث شده بعضا خانواده‌ها پيشرفت فرزندان خود را در آن سوي مرزها بدانند.  اگر گرفتاري‌هايي هست، اگر پيشرفت‌هايي در اين كشور حاصل شده، مگر نه اينكه جوان امروزي و خانواده‌ها بايد از كم و كيف آن اطلاع حاصل كنند؟  همه اينها نيز با فرهنگ گفت‌وگو و اطلاع‌رساني ميسر مي‌شوند.  نسل امروز شايد هنوز به خوبي نمي‌داند كه در گذشته، جوانان اين مرز و بوم چگونه توانسته‌اند در شرايط خاص جنگي با دستان خالي از كشور خود دفاع كنند، بعد از جنگ نيز همان جوانان توانسته‌اند زيرساخت‌هاي نظامي كشور را تقويت كنند تا در شرايط مقتضي، مثل جنگ 12 روزه اخير و امثالهم، كشور را در مقابل شرارت‌ها و آسيب‌ها، مصون نگه دارند.  وقتي با نسل امروز، صحبتي در اين زمينه‌ها صورت نگيرد و عمق مسائل و اتفاقات گذشته و پيشرفت‌هاي بعدي كشور با او در ميان گذاشته نشود، طبيعي است كه از نبود اين ارتباطات و خلأهاي موجود، رسانه‌هاي بيگانه به نفع خود بهره‌برداري كرده و به راحتي بتوانند جوانان كشور را با انواع و اقسام تبليغات مسموم و رنگارنگ، جذب خود كنند.  در وقايع اخير كشور، اين‌گونه خلأها به وضوح ديده ‌شد.  جواناني كه فريب نفوذي‌هاي غرب را از طريق برخي پيام‌رسان‌ها خورده بودند، به راحتي دعوت افراد خاصي را پذيرفته و وارد كارزار خياباني آنها شدند.  همه اينها به اين دليل بوده است كه كسي با آنها حرفي نزده و ذهن جوان كشور را نسبت به واقعيت‌هاي مثبت يا منفي موجود در جامعه خود آگاه نساخته بود.  وقتي آموزش و آگاهي نباشد، طبيعي است كه آنها به راحتي با هر گروه و فرقه‌اي ارتباط برقرار كنند و حتي سر از درگيري‌هاي خياباني و غيره نيز دربياورند.  در حالي كه خيلي از اين اتفاقات با يك سري رفتارها و ابتكار عمل‌هاي فرهنگي و ارتباطاتي قابل پيشگيري بودند.  مديران و مراكز آموزشي، فرهنگي و رسانه‌اي قطعا در اين ماجراها كم كار بوده‌اند.  هم‌اكنون نهاد رسانه ملي وظيفه دارد اين خلأها را جبران كند و با ساخت انواع برنامه‌هاي مستند و گفت‌وگومحور، نسبت به نحوه استفاده صحيح از پيام‌رسان‌هاي خارجي و حتي كانال‌هاي خبري و ماهواره‌اي به روشنگري بپردازد.  در كنار توليد اين‌گونه برنامه‌ها ‌بايد هشدارهاي روزانه لازم از طريق متوليان فرهنگ و رسانه به مردم و خاصه خانواده‌ها داده شود تا آنها بتوانند با مهارت‌آموزي، مراقبت بيشتري از فرزندان خود داشته باشند. مديران حوزه‌هاي مختلف فرهنگي و رسانه‌اي كشور متاسفانه صحبت با مردم را در صرفا حضور مديران و تحليلگران سياسي و اقتصادي در برنامه‌هاي گفت‌وگومحور خبري خلاصه مي‌كنند، در حالي كه اين روش‌ها كافي نيست.  خانواده و جوانان نيازمند هشدارهاي رو در رو از طريق صفحه تلويزيون هستند.  كارايي اين‌گونه هشدارها بيشتر از برنامه‌هاي خبري و تحليلي گفت‌وگومحور است.  بايد با شيوه‌هاي نوين رسانه‌اي باب گفت‌وگو را با خانواده‌ها و جوانان باز كرد و آموزش و مهارت را به خانه‌ها برد. متاسفانه گاه مشاهده مي‌شود كه رسانه ملي به جاي پيشگيري از معضلات اجتماعي و دادن آگاهي بيشتر براي مردم و ايجاد فضاي گفت‌وگو و ارايه هشدارهاي سازنده به‌طور مداوم از طريق روش‌ها و برنامه‌هاي مختلف رسانه‌اي، همواره منتظر مانده تا اتفاقي بيفتد و بعد از آن در كلانتري‌ها و مراكز انتظامي پيگير موضوع باشد و از آنها گزارش خبري تهيه كند.  در حالي كه يك گفت و شنود و هشدار ساده به‌طور متوالي مي‌تواند به راحتي جوان را از انواع و اقسام معضلات موجود در جامعه، خاصه پيام‌رسان‌هاي خارجي كه به دنبال طعمه قرار دادن آنها و تخريب خانواده‌ها هستند، مصون بسازد.  اينكه رسانه بخواهد صرفا در بحران‌هاي كشور سراغ يك سري انديشه‌ها و سلايق مختلف سياسي جامعه برود، نگاه منطقي نيست. اينكه اخيرا چهره‌هايي مثل دكتر عطاالله مهاجراني يا شمس‌الواعظين يا سيد حسن خميني از رسانه ملي ديده شدند، حركت بسيار مثبت و ارزنده‌اي است كه اميدواريم اين‌گونه حركت‌ها تداوم داشته باشد و اين‌گونه نيز نباشد كه بعد از فروكش كردن التهاب جامعه، نام و تصوير اين افراد در رسانه ديده نشود.   وقتي صحبت از اتحاد و يكپارچگي در جامعه مي‌شود به معناي اين است كه همه افراد و گرايش‌های فكري ‌بايد زير يك چتر واحدي كنار هم قرار گيرند. مستندساز و منتقد 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها