بحران بهداشت جهاني با قطع كمكهاي امريكا
مرجان يشايايي
جهان امروز زنجيرهاي به هم پيوسته است و كاستيها يا قصور در ياريرساني به زنجيره توسعه جهاني، در بسياري مواقع فاجعهبار بوده. نمونه اخير آن شيوع كرونا و كمي قبلتر ايدز و سل و مالاريا كه جز با اجماع جهاني به سامان نرسيدند و نميرسند. حالا بيماريها در مدتي كوتاه از مرزهاي كشورها رد ميشوند و هيچ كشوري مصون نخواهد ماند.
ايالات متحده طي چندين دهه همواره از بزرگترين كمككنندگان به برنامههاي جهاني توسعه بوده و طي سالها بسياري از برنامههاي سلامت و بهداشت در جهان بر مبناي كمكهاي امريكا شكل ميگرفته، اما سال قبل با آمدن دونالد ترامپ و طرح شعار «اول امريكا» ناگهان همهچيز دگرگون شد. به گزارش نشريه معتبر لنست، با آمدن ترامپ امريكا بدون اعلان قبلي كمكهاي رسمي ايالات متحده براي توسعه (اودياي) را متوقف كرد. كلنجارهاي مقامهاي قضايي هم نتوانست كمك زيادي بكند و در آخر دولت ترامپ موفق شد كمكهاي رسمي براي توسعه از جمله بودجه سلامت از طريق برنامههاي اظطراري رييسجمهور ايالات متحده براي درمان ايدز را بهشدت كاهش دهد. روز 25 ژانويه سال 2025، حدود يك سال قبل، مردم كشورهاي در حال توسعه كه به خودي خود گرفتار بحرانهاي شديد سلامت و بهداشت هستند، از خواب بيدار شدند و ديدند ديگر خبري از كمكهايي كه اميدي را در دلشان زنده نگه داشته بود نيست. اين كمكها طيف وسيعي را در بر ميگرفت. هم به برنامههاي تنظيم خانواده و بهداشت باروري و كاهش مرگ و مير نوزادان و مادران كمك ميكرد و هم كمكهاي كارشناسي و دارو و انواع واكسنها را شامل ميشد. ايلان ماسك، سرمايهدار متحد ترامپ كه در اوايل به قدرت رسيدن او ادارهاي را به نام «اداره كارايي دولت» راه انداخته بود و خودش هم رييسش شده بود، طي چند روز بودجه كمكهاي رسمي ايالات متحده براي توسعه را قطع كرد و چند روز بعد در شبكه اجتماعياش توييت زد كه «ما آخر هفته را صرف خرد كردن چوبهاي كمكهاي رسمي ايالات متحده براي توسعه كرديم.» نقل به مضمون يعني فرستاديم پي كارش!
اينكه كمك دهندهاي سمت و سو و اولويتهاي كمكهاي خود براي توسعه را به هر دليل تغيير دهد، امر نامعمولي نيست، اما معمولا اين كار به تدريج يا با اطلاع قبلي كمك گيرنده صورت ميگيرد. قطع ناگهاني كمكهاي امريكا كشورهاي كمك گيرنده را در وضعيتي رها كرد كه نه امكان پرداخت دستمزد كادر درمان را دارند و نه پولي براي فراهم كردن خدمات باليني و درماني و نه امكاني براي پناهجويان و بيجاشدگان. نتيجه، زمينگير شدن برنامههاي غذا و حمايتهاي تغذيهاي، بارداري ايمن، تنظيم خانواده و واكسيناسيون كودكان و تاثيري مرگبار بر بيماريهايي مثل ايدز و سل و مالاريا است كه ميتواند در زماني كوتاه مرزها را پشت سر بگذارد و به مشكلي جهاني بدل شود. به گزارش لنست، تخمين زده ميشود قطع كمكهاي امريكا ميتواند تا سال 2030 منجر به بيش از 14ميليون مرگ در سراسر جهان شود.
حالا نهادهاي جهاني تلاش دارند تا قطع كمكهاي امريكا را نه فقط از دريچه سلامت و بهداشت، بلكه به عنوان نقض حقوق بشر مطرح كنند. اما آيا واقعا چارچوبي حقوقي براي طرح نقض حقوق بشر توسط طرف بينالمللي كه تعهدات خود را ناگهان قطع ميكند وجود دارد؟ براي آنكه حقوق بشر بتواند وارد چنين موضوعي شود، در بسياري از حوزههاي حقوقي، از جمله در حقوق بينالملل حقوق بشر، استفاده از «دكترين انتظار مشروع» مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس اين دكترين، در يك رابطه قراردادي، به عنوان مثال، طرفين انتظار مشروعي دارند كه همه بازيگران با حسن نيت عمل كنند. اين در مورد روابط با مقامات دولتي هم صدق ميكند. در كشورهاي مشتركالمنافع اين اصل به خوبي تثبيت شده است كه «انتظار مشروع وضعيتي است كه در آن يك مقام دولتي كه وعدهاي داده يا طبق يك رويه معمول در مورد اداره امور عمومي عمل كرده است، به وعده يا رويه خود پايبند است و تنها در صورتي ميتواند از وعده خود عدول كند يا از رويه خود منحرف شود كه به ذينفع وعده يا رويه، اطلاع قبلي داده باشد.»
هنوز زود است كه قضاوت شود اصل اخلاقي انتظار مشروع تا چه حد ميتواند ماهيت حقوقي به خود بگيرد و اين ماهيت حقوقي تا چه حد ميتواند موثر واقع شود. تاريخ نشان داده از انتظارات اخلاقي تا منافع دولتها فاصلهاي بعيد وجود دارد كه در بسياري مواقع طي نميشود.