مگاپروژه تنورِ اغتشاشِ روشن
محمدرضا طوراني
در كلان پروژه دشمن براي تداوم ناامني در ايران، بر قرمز كردن شرايط امنيتي براي تحريك قشر خاكستري جهت حضور در خيابان و آشوبسازي به صورت ويژهاي سرمايهگذاري شده است. در اين برنامه، از (مدل رژي دبره) براي روشن نگه داشتن تنور اغتشاش استفاده شده است. اين نظريه ميگويد كه موتور كوچك اقدامات مسلحانه و تروريستي ميتواند موتور بزرگ حركت توده را به حركت درآورده و نيروي محركهاي براي آن باشد. در اين سناريو كه در مركز مطالعات تروريسم و امنيت بينالملل در دانشگاه جورج تاون طراحي شده است، اگر عامل تروريستي يا تهديد به خشونت، موجود نباشد، فردي كه پيگير تغيير سياسي است، ممكن است همچنان نظرهاي راديكال داشته باشد اما يك تروريست به حساب نميآيد. از طرفي اگر انگيزه سياسي در ميان نباشد، يك حمله ميتواند بيشتر به شكلهاي سنتي جرم و جنايت يا نهايتا خشونت سازمان يافته نزديك شود. به عبارت ديگر استفاده از نيروي تروريستي سنتي در يك كشور ميتواند نيروهاي بالقوه معترض را به ماشين ترور بالفعل تبديل كند. تمركز اين مدل تروريستي بر نكات زير است:
۱) هدف درجه يك در عمليات: پرسنل نظامي.
۲) در حالي كه در ساير كشورها آدمدزدي، گروگانگيري و بمبگذاري شيوه مرسوم است اما در اين مدل استفاده از اسلحه رواج بيشتري دارد.
۳) در فرآيند راديكاليزه كردن به ميزان زيادي از اينترنت، رسانههاي افراطي و اماكن غيرنظامي استفاده ميشود.
۴) عامل تروريستي عامل تهي است (ايدئولوژي ندارد) و كمتر عامل گروه سازمان يافته است.
استاد دانشگاه
فوق دكتراي رسانههاي اجتماعي