ادامه از صفحه اول
نظمِ موقتي
وقتي همه چيز در وضعيت اضطرار تعريف ميشود، تصميمگيري عادي به تعويق ميافتد و استثنا به قاعده تبديل ميشود.
در اين فضا، سياستگذار دايما در حال واكنش است، نه طراحي. انرژي نظام تصميمگيري صرف مهار پيامدها ميشود، نه پيشگيري از علل. اين الگو، بهتدريج توان نهادي را تحليل ميبرد و ظرفيت برنامهريزي بلندمدت را از بين ميبرد.
جامعه در حالت انتظار دايمي- يكي از پيامدهاي اجتماعي تصميمهاي كوتاهمدت، شكلگيري نوعي «انتظار مزمن» در جامعه است. شهروندان، فعالان اقتصادي و حتي نهادهاي اجرايي، همواره منتظر تصميم بعدياند؛ تصميمي كه ممكن است همه معادلات را تغيير دهد. اين وضعيت، حس ناامني رواني و حقوقي ايجاد ميكند. برنامهريزي شخصي، سرمايهگذاري، تشكيل خانواده يا حتي پيگيري حقوقي، همگي تحتتاثير اين عدم قطعيت قرار ميگيرند. جامعهاي كه آيندهاش مبهم است، به سختي ميتواند مسير توسعه پايدار را طي كند.
غيبت آيندهنگري در سياستگذاري- تصميم كوتاهمدت، اغلب محصول فقدان آيندهنگري نهادي است. نبود دادههاي دقيق، ضعف نظام ارزيابي و غلبه ملاحظات فوري، سياستگذاري را از افق بلندمدت تهي كرده است. در نتيجه، سياستها بيشتر براي «كنترل شرايط» طراحي ميشوند تا «هدايت مسير». در حالي كه در بسياري از كشورها، آيندهپژوهي و ارزيابي اثرات بلندمدت بخش جداييناپذير تصميمگيري است، در اينجا آينده اغلب به فردا تقليل مييابد.
جمعبندي؛ ثبات پايدار با تصميم موقتي ممكن نيست
نظمِ موقتي شايد در كوتاهمدت از بروز بحرانهاي حاد جلوگيري كند، اما در بلندمدت، خود به منبع بيثباتي تبديل ميشود. كشوري كه با تصميمهاي كوتاهمدت اداره ميشود، نميتواند انتظار توسعه پايدار، اعتماد عمومي و حكمراني كارآمد داشته باشد. عبور از اين وضعيت، نيازمند تغيير در منطق تصميمگيري است؛ حركت از واكنش به برنامه، از موقتسازي به نهادسازي و از مديريت روزمره به آيندهنگري. بدون اين تغيير، نظم موجود هر چند ادامه يابد، اما همچنان موقتي خواهد ماند.
ديپلماسي امام خميني(ره) نامه به رهبران (۹)
۳. اعلام حكومت نظامي شاه در ۱۲ شهر ايران.
۴. بيان گوشهاي ديگر از جنايات شاه و تحويل نفت براي سركوبي مسلمانان به اسراييل.
۵. تاكيد بر حمايت از قضيه فلسطين و همصدايي ملت ايران با ملت مظلوم فلسطين و درخواست انعكاس صداي ملت مظلوم ايران به عالم.
۶. تصريح به هماهنگي نظام سلطه (چين، شوروي، انگليس و امريكا) در تقابل با انقلاب اسلامي مردم ايران و حمايت از رژيم دست نشانده پهلوي و در عين حال تاكيد بر يقين به پيروزي حتمي ملت آگاه ايران.