• 1404 پنج‌شنبه 9 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6247 -
  • 1404 يکشنبه 5 بهمن

گرينلند نوك كوه يخ جدال بزرگ

علي ودايع

«آنارشي سخت» روابط بين‌الملل از ساختارهاي كلان به ساختار خرد و روابط درون خانوادگي «فراآتلانتيك» در بلوك غرب سرايت كرده است. شايد بتوان گفت كه «دونالد ترامپ» موتور محركه «بي‌نظمي بزرگ» است اما اين گزاره هم درست است و هم غلط! رييس‌جمهوري امريكا با جاه‌طلبي خاص «مرد ديوانه» مي‌گويد كه «گرينلند» بايد زير پرچم ايالات‌متحده باشد. ترامپ ظرف حداقل يك سال گذشته آنچنان اروپايي‌ها را تحقير كرده كه «استعمارگران سنتي» غرب در بدترين كابوس‌هايشان هم متصور نبودند. رييس‌جمهوري امريكا چه در كلام و چه در رفتار رهبران اروپايي را «تحقير» مي‌كند. روابط فراآتلانتيكي چارچوبي است كه مشخصا پس از جنگ جهاني دوم روابط آتلانتيك را تنظيم مي‌كرد اما حالا اين اتحاد با چالش‌هاي ملتهب و تعارض هويتي مواجه شده است. 
ماجراي گرينلند - بدون تعارف شاهد نقض حاكميت دانمارك توسط شخص رييس‌جمهوري امريكا هستيم؛ اتفاقي بي‌سابقه در روابط بلوك غرب كه يك «وضعيت ويژه» محسوب مي‌شود. گرينلند بخشي از پادشاهي دانمارك است. امريكا از يك طرف مي‌گويد كه خريدار گرينلند است و از طرف ديگر تهديد به حمله نظامي مي‌كند. در اين ميان «بازي تعرفه‌اي» ترامپ هم اعصاب اروپا را به‌هم ريخته است. آنها كه تازه نفسي تازه كرده بودند با تهديدهاي اقتصادي واشنگتن مواجه هستند. منابع و قدرت اقتصادي اروپا با وضعيت مطلوب آنها فاصله زيادي پيدا كرده است. حالا در اين محاسبات ناخوشايند درگيري چشم آبي‌ها در جنگ اوكراين را هم به عنوان «مخمصه بدون بازگشت» نمي‌توان ناديده گرفت.  شايد اگر اندكي از ماجراي گرينلند فاصله بگيريم سنگيني سايه تقابل با روسيه براي اروپا و حتي امريكا را بيشتر لمس كنيم. واقعيت اين است كه ماجراي گرينلند خيلي پيچيده‌تر از رفتارهاي غيرقابل پيش‌بيني ترامپ در لايه‌هاي پنهان روابط بين‌الملل و «وزن‌كشي‌هاي ژئوپليتيكي» مورد توجه قرار مي‌گيرد.  آنچه در رفتار رييس‌جمهوري امريكا مي‌بينيم در ظاهر جاه‌طلبي شخصي ترامپ است اما در واقعيت ايالات‌متحده در چارچوب بازگشت دكترين «جيمز مونرو» گرينلند را خط مقدم نيمكره غربي مي‌بيند. تعارض منافع درون خانوادگي فراآتلانتيكي اينجاست كه اروپا معتقد است منطقه حيثيتي دانمارك لنگرگاه ژئوپليتيكي آنها براي تقابل بزرگ در «نيوهارتلند» شمالي است اما واشنگتن مي‌خواهد همچنان دست برتر را داشته باشد.  ساختار پيمان آتلانتيك شمالي «ناتو» به عنوان شالوده نظامي بلوك غرب تلاش مي‌كند نقش «ميانجي خردمند» را ايفا كند  اما ناتو در عمق نگاه ترامپ متهم به «ناسپاسي» و «گستاخي» در مقابل «سخاوتمندي» امريكا است. ترامپ وعده داده كه «احتمالا» از مجازات تعرفه‌اي و اعمال زور خودداري خواهد كرد؛ «اگر» خواسته‌هاي او تامين شود.  ظاهرا ناتو دنبال حفظ حاكميت دانمارك بر گرينلند است اما در عين حال تلاش مي‌كند  حضور  نظامي امريكا  به  شكل مستقل از توافقنامه 1951 را دنبال كند. گفته شده كه ممكن است حاكميت ايالات‌متحده را بر مناطق محدودي از گرينلند براي ساخت و بهره‌برداري از پايگاه‌هاي نظامي كسب خواهد  كرد.  براساس  گزارش روزنامه تلگراف، ايالات‌متحده  مي‌تواند  براساس  مدل  بريتانيا در  قبرس، بدون  تاييد  دانمارك ، عمليات نظامي، فعاليت‌هاي اطلاعاتي و تمرينات نظامي انجام دهد، در عين حال به  مناطق غني از مواد معدني دسترسي يافته و  استقرارهاي راهبردي  خود را   گسترش دهد. با   اين حال، اين توافق به الحاق كامل منجر نخواهد شد؛ «فعلا» طرفين  در  قلب  اردوگاه غرب براي يكديگر شاخ و شانه مي‌كشند.  كپنهاگ به‌ طور مداوم هرگونه امكان فروش يا انتقال اين جزيره را رد و تاكيد مي‌كند كه هر اقدامي درباره وضعيت آن نياز به رضايت دانمارك دارد.
ضعف سخت اروپا - روياهاي از دست رفته چشم‌آبي‌ها يك واقعيت تلخ براي اتحاديه اروپايي است. وابستگي شديد اروپا به امريكا در كش مكش ژئوپليتيكي گرينلند به نقطه ضعف آنها در مقابل ترامپ تبديل شده است. برگرديم به نقطه شروع جنگ اوكراين، اروپا براي فرار از «هژموني انرژي» روسيه ناچار به تحمل هزينه‌هاي سنگين شد. اروپا اين مشكل را با مبادله يك وابستگي با وابستگي ديگر حل كرد. طبق گزارش شركت تحليلي كپلر، واردات گاز طبيعي مايع ال‌ان‌جي امريكا از ۱۸ ميليون تن در سال ۲۰۲۱، به ۶۵ ميليون تن در سال گذشته افزايش يافته است كه ۵۷درصد از كل واردات گاز طبيعي مايع اتحاديه اروپا و انگليس در سال ۲۰۲۵ را تشكيل مي‌دهد. جمع و تفريق ساده از حوزه انرژي اروپا نشان مي‌دهد كه حداقل يك‌چهارم واردات گاز چشم‌آبي‌ها به امريكا وابسته شده است. 

حالا اروپا بايد حساب كند كه از رقم پرداختي 75 ميليارد دلار بايد به 250 ميليارد دلار پرداختي به امريكا برسد.  فراتر از داستان انرژي، اروپا درگير هزينه‌هاي سنگين جنگ اوكراين است. ماشين جنگي «ارتش سرخ» بي‌مهابا و با استراتژي‌هاي آخرالزماني همچنان در حال پيشروي است. وضعيت زمستاني امكان پيشروي‌هاي بزرگ در بهار را براي روسيه متصور كرده است. سر اروپا در ماجراي «معامله بزرگ» بي‌كلاه مانده است. ترامپ در گسل ژئوپليتيكي اوكراين به اروپا فشار وارد مي‌كند تا با «ولاديمير پوتين» به يك معامله مطلوب دست پيدا كند.  در بين برخي رهبران «سرسخت» اروپايي اين تفسير وجود دارد كه ترامپ دير يا زود خواهد رفت. رييس‌جمهوري فرانسه يا حتي نخست‌وزير بريتانيا (كه سابقا موضعي ميانه داشت) معتقدند كه ترامپ در بخش بزرگي از خواسته‌هايش به نتيجه نرسيده است. در عين حال نخست‌وزير اسپانيا و صدراعظم آلمان به شكل علني خواهان حركت سريع به سمت ارتش اروپايي شده‌اند. ايده ادغام نيروهاي نظامي ملي در قالب يك ارتش فراملي اروپايي نخستين‌بار در سال ۱۹۵۱ براي مقابله با اتحاد جماهير شوروي و اطمينان از اينكه تسليح مجدد آلمان تهديدي براي همسايگانش نباشد، مطرح شده بود. برگرديم به ماجراي مناقشه درون خانوادگي بلوك غرب، فهم ارتباط محاسبات ذهني ترامپ با جنگ اوكراين و مناقشه گرينلند خيلي سخت نيست؛ ترامپ با ضعف اروپا بازي مي‌كند تا «دژ شمالي» در نيمكره غربي را به چنگ بياورد. آيا اروپا سرانجام تسليم مي‌شود يا رييس‌جمهوري امريكا را اسير بازي زمان مي‌كند؟
اصل داستاندر لابه‌لاي حرف‌هاي ترامپ و «مارك روته» دبيركل ناتو حرف‌هايي درباره «هفت متحد قطب شمال» مطرح شده است. هدف فوري وزارت جنگ امريكا درباره گرينلند استقرار سامانه پدافندي «گنبد طلايي» است. تصور زبانه‌هاي آتش تنش‌هاي ژئوپليتيكي در قطب شمال براي ژنرال‌هاي ناتو يك «اتفاق» بديهي است؛ «تغييرات اقليمي» در حال ترسيم ژئوپليتيك سختي شده كه قابل دسترس نبود.  روسيه حوالي سال 2008 توسط يك زيردريايي اتمي زير لايه‌هاي قطور يخ‌هاي شمالگان پرچم تيتانيومي روسيه را بر كف اقيانوس منجمد شمالي كوبيد تا سرحدات شمالي را براي غرب ترسيم كرده باشد. در آن زمان بازنويسي دكترين «جنگ سرد» جدي گرفته نمي‌شد اما معادلات روابط بين‌الملل امكان بازگشت به تقابل شرق با غرب را قابل تصور كرده بود. شايد حتي بتوان گفت كه جنگ اوكراين مقدمه تقابل در شمال بود.  در سال 2001 روسيه مدارك مالكيت اين منطقه غني از ذخاير انرژي را به سازمان ملل متحد ارايه داد كه مورد قبول قرار نگرفت. روسيه سال‌هاست كه با صبر و حوصله ساخت كشتي‌هاي يخ‌شكن اتمي را در دستور كار داشته است. ناوگان ارتش سرخ در قطب شمال سلطنت مي‌كنند و اين يك چالش بزرگ براي امريكا است.  روسيه در كنار امريكا، كانادا، دانمارك، نروژ و سوئد كشورهاي همجوار قطب شمال را تشكيل مي‌دهد و بر 25درصد منابع طبيعي اين منطقه يخي ادعاي مالكيت دارد. مسكو سال‌هاست كه مالكيت خود را نسبت به رشته كوه «لومونوسوف» واقع در بستر اقيانوس منجمد شمالي به وسعت يك ميليون و 200 هزار كيلومتر مربع اعلام كرده است؛ البته آنها در سال‌هاي اخير وسعت خواسته‌هاي سرزميني كرملين در شمالگان را افزايش داده‌اند.  گفته شده كه سرحدات روسيه در 300 مايلي خاك امريكا در آلاسكا ترسيم شده است. براساس برآورد كارشناسان، منطقه قطب شمال با داشتن دست‌كم 100 ميليارد بشكه نفت و در حدود هزار تريليون و 550 ميليارد مترمكعب گاز، يك‌سوم كل ذخاير نفت و گاز جهان را در خود جاي داده است. روس‌ها در حداقلي‌ترين استفاده از سرزمين‌هاي شمالي معتقدند باز شدن مسير دريايي شمال مي‌تواند به مسكو براي انتقال منابع استخراج ‌شده از اين ناحيه كمك كند. كرملين بنابر دلايل تاريخي و جغرافيايي، سيبري را منطقه‌اي براي توسعه كشورشان مي‌داند.   در كنار حساب و كتاب‌هاي اقتصادي، روسيه اقدام به استقرار سامانه‌هاي موشكي قاره‌پيما كرده است. توانايي و سرعت هدف قرار‌گيري «عمق خاك متخاصم» به لحاظ بعد زماني و مكاني يك وضعيت ويژه است. يخ‌شكن‌هاي اتمي ارتش سرخ در ميان يخ‌هاي شمالي رفت و آمد مي‌كنند، اما امريكا «هنوز» حرفي براي گفتن ندارد. ماجراي گرينلند نوك كوه يخي تقابل بزرگ است اما «فعلا» همه نگاه‌ها به بازي ترامپ با اروپا در شكاف عميق فراآتلانتيك محدود شده است. 

كارشناس مسائل بين‌الملل

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون