روايتي از زندگي اميد و بيپناهي
عدنان شاهطلايي
«زير درخت لور» ساخته «معين كريمالديني» و به تهيهكنندگي «مهدي قربانپور»، زندگي يك خانواده بحرانزده عربتبار را در جزيره كيش به تصوير ميكشد. فيلم روايتي ساده و بيپيرايه دارد و بدون آنكه از واقعيت فاصله بگيرد يا اغراق كند به مخاطب امكان ميدهد، به تجربه زيستي شخصيتهاي فيلم نزديك شود و دنياي دروني و بيروني آنها را درك كند. صحنههاي زندگي روزمره خانواده و بازگويي شرايط معيشتي و زيستي آنها و ديالوگهاي مرد خانواده در آغاز فيلم، پيشدرآمدي قابل استناد را رقم ميزند كه باعث ميشود مخاطب در همان ابتداي فيلم با شخصيتها همراه و همدل شود.
اندكي بعدتر، در سكانس گفتوگوي «آتنا» دختر خانواده، شرايطي رازآلود و مبهم براي مخاطب ايجاد ميشود. وقتي دختر از تروماهاي كودكياش ميگويد، درست است كه براي حرفهايش شهودي نيست، اما فيلم به شكلي تاويلي به مخاطبش ياد آوري ميكند، شايد در پشت پرده رازي نهفته باشد. فيلمساز در اين فيلم معضل درماندگي عاطفي و اقتصادي يك خانواده را به شكلي نمادين به تصوير ميكشد، اما در واقع در حال تعريف كردن داستاني درباره قشري بزرگ از جامعه امروز ايران است. فيلم روايتي ديالكتيكي دارد كه در محيط جزيره كيش شكل ميگيرد. جغرافيايي كه در ذهن مخاطب لوكس و پر زرق و برق است، اما فيلم لايههايي ديگر از آن را هويدا ميكند. خانوادهاي كه اميد به زندگي بهتر دارد، در شرايطي زندگي ميكند كه امكانات جزيره كمك چنداني به آنها نميكند و محدوديتها همچنان باقي است. اين تضاد، روايت را از سطح فردي فراتر برده و به تحليل جامعهشناسانه و فرهنگي تبديل ميكند كه مشكلات بيخانماني و فقر را در متن جامعهاي مدرن نشانمان ميدهد. هنگامي كه پدر خانواده با نوميدي از متصدي املاك ميشنود جزيره كيش را فراموش كند، زيرا ملك اجاره مناسب او وجود ندارد؛ اين موضوع همين واقعيت را تاييد ميكند. وقتي دوربين از پشت سر مرد نماهايي از فضاي بكر شهري را ثبت ميكند، در واقع فقط مرد در حال جستوجوي خانه را ثبت نميكند، بلكه جمعيت عظيمي از مستاجران واقعي و جويندگان سرپناه حقيقي در اين مرز و بوم را به تصوير ميكشد.
حس حضور و واقعيت ملموس بخشي از جامعه امروز ايران در مستند «زير درخت لور» در تكتك سكانسهاي اين فيلم به دفعات احساس ميشود .
تكنيك فيلمبرداري باعث شده ما تنها شاهد نباشيم، بلكه همزمان با شخصيتهاي اثر، احساسات و روابط انساني و اجتماعي را كشف كنيم. خانواده عربتبار با گفتوگوهايشان، تنوع لهجهها و زبانهاي گوناگون ايران را نمايندگي ميكنند و به روايت اين مستند عمق فرهنگي ميبخشند. بحث و جدلهاي درون خانوادگي شخصيتهاي اثر با ريتم طبيعي و گفتوگوهاي واقعي منحصربهفرد باعث ميشود مخاطب تنش و تضاد دروني خانواده را با همه وجودش درك كرده و تلاش براي بقاي آنان را تا پايان فيلم دنبال كند.
نگاه پدر به افق دريا كه در خلوت و سكوت غروب همراه ميشود، تمثيلي از تقلاي ذهني براي يافتن آرامش و رهايي از فشار و يافتن شغلي براي امرار معاش است. تلاش خاموش او، نه در هياهوي ظواهر جزيره، بلكه در بطن زندگي واقعي جريان دارد؛ جايي كه اضطراب، اميد و فرسودگي به هم گره خوردهاند. نگاه خيره مرد مستاصل به افق دريا، لحظهاي مكث در برابر وسعتي بيپاسخ است؛ گويي امواج، بازتاب افكاري هستند كه راه خروجي برايشان نمييابد. اين صحنهها يادآور آن است كه انسان در مواجهه با محدوديتها و تنهايي از مسير پيوند خانواده ميتواند دوام بياورد؛ پيوندي كه شايد تنها پناه امن در برابر فرسايش تدريجي زندگي باشد. «زير درخت لور» زبان بصري سادهاي دارد و از سبك فيلمبرداري بسيار خلاقانهاي بهره ميبرد كه با موقعيتها همريتم است و با به تصوير كشيدن جزييات انساني تصويري جامعهشناسانه از زندگي دشوار بخشي از مردم اين دوران ارايه ميدهد. فيلم صرفا گزارشي از واقعيت نيست، بلكه بازتاب دغدغهاي ذهني درباره فرهنگ، هويت و بيپناهي است كه مخاطب را با پرسشهايي درباره تعلق و تجربه عميق از تعامل انسان، خانواده و جامعه روبهرو ميكند.