آقاي سناريست از دور و نزديك
حسن لطفي
چند روز ديگر، كركره چهل و چهارمين جشنواره فيلم فجر بالا ميرود و چراغ سينماهاي مختص جشنواره روشنتر ميشود، اما هنوز خيلي از چيزهاي مرتبط با آن مشخص نيست . ميدانم شرايط مثل بسياري از دورههاي جشنواره نيست . ميدانم فقط حال دستاندركاران سينما بد نيست كه انگار حال افراد زيادي در ايران بد است . ميدانم كه .....اما انگار ابهام و عدم اعلام خيلي از برنامهها ربطي به حال بد اين روزهاي ايران و ايراني ندارد . به چيز ديگري برميگردد كه مثل خيلي از سوالهايي كه توي ذهن افراد غمگين اين روزها است، پاسخش زمانبر است . با همه اينها وقتي چند روز پيش كتاب ارزشمند آقاي سناريست را خواندم براي يك لحظه با خودم فكر كردم، رندي عدد چهل و چهار و نقش تاثيرگذار سعيد مطلبي و نامراديهايي كه بيدليل با او و امثال او شده از يك طرف و دانايي، مهرباني و صبوري او از طرف ديگر بهانه خوبي براي آشتي با فيلمسازان سينماي بدنه ايران بود . چرا كه كارنامه پر و پيمان و فيلمهاي مردمپسند سعيد مطلبي (به عنوان سناريست و كارگردان) نشان ميدهد او زندهترين زندگان نسلي است كه سالهاي زيادي به مردم مهر، معرفت و جوانمردي فروختند و بعد كه تقي به توقيف خورد بيمهري ديدند و ناگزير شدند همچون شخصيت فيلم بدل مارتين ريت (با بازي وودي آلن) فيلمنامه بنويسند و نام ديگري روي سناريوي آنها نوشته شود . فيلمنامههاشان توسط داوراني كه آنها را ازسينما حذف كردهاند مورد تصويب و تاييد قرار گيرد و جايزه بگيرند و... اما نامشان اخ باشد و.... عجالتا كه خبري از تقدير و بزرگداشت او نيست . گمانم براي خودش هم چندان مهم نباشد . شايد هم باشد . مگر ميشود سالها با مهر و گذشت دوش به دوش باشي و از قدر ديدن بدت بيايد . نه به خاطر خودت . به خاطر ارزش قدرشناسي ! به خاطر حرمتي كه براي معرفت و جبران گذشته در فيلمهاش قائل بوده! مگر ميشود فيلمنامه فيلمهاي بت، برادركشي، پشت و خنجر و.... را نوشته باشي و با برگشت و تجديد نظر كساني كه كژ و خطا ميانديشند آشنا نباشيم و بالا رفتن دست كسي كه خوب بوده و تلاش كرده از برادركشي، بتسازي خلافكاران، لغزش پدران جلوگيري كند خوشحال نباشيم . كسي كه با فيلمنامه برادركشي نشان داد، در روياش نشان داد روزگار خشم و كينه سر ميآيد و آنها كه در اطاقهاي در بسته، بهدور از نور و روشنايي نفرت ترويج ميكنند، در ميآيند روز با چاقو، برادركشي سر ميآيد و... (توصيه ميكنم اگر آثار سعيد مطلبي را نديدهايد برادركشي، پشت و خنجر، بت و... را تماشا كنيد . تعريف بخشهاي از فيلم او نميتواند از حس و حال موجود در آثارش بگويد . كتاب آقاي سناريست كه مصاحبه سعيد مطلبي با حميد رضا حاجيحسيني هست را هم بخوانيد . آنوقت فقط با سعيد مطلبي آشنا نميشويد از روزگاري خبر ميگيريد كه عدهاي گمان ميكردند حذف برخي از افراد از سينما و جامعه با فرمان دادن و حكم صادر كردن و رفتار خشن امكانپذير است . نبود و نيست . خوشبختانه سعيد مطلبي هنوز با قدرت و عشق از مهرباني و عشق مينويسد . عمرش دراز باد .