درنگي بر تئاتر چندرسانهاي
درهم تنيدگي و فرانگاري هنرهاي نمايشي
بنفشه اعرابي
تئاتر چندرسانهاي (Multimedia Theatre) به عنوان يكي از اشكال پيشرو و آوانگارد در عصر ديجيتال، مرزهاي سنتي ميان انواع هنرهاي نمايشي و رسانهها را در هم ميشكند. اين فرم تئاتري با درهم تنيدگي فناوريهاي ديجيتال و رسانههاي زنده، زبان نمايشي را غنيتر ساخته و امكان خلق بياني پيچيده و چندوجهي را فراهم ميكند. تئاتر چندرسانهاي را ميتوان به عنوان گونهاي از تئاتر تعريف كرد كه در آن از چند رسانه گوناگون (ويديومپينگ، صدا، تصاوير پروجكشن، رقص، متن بازيگري زنده و ...) به صورت همزمان و تعاملي استفاده ميشود تا يك كل يكپارچه و چندحسي خلق شود. تفاوت آن با تئاتر سنتي در اين است كه در اينجا، فناوري كه پيش از اين هم در تئاتر استفاده ميشده است، صرفا يك ابزار كمكي براي تقويت واقعگرايي (مانند طراحي نور يا صدا) يا پوشش كمبودهاي طراحي صحنه يا تغيير مكانهاي متعدد نمايش نيست؛ بلكه خود به مثابه يك «بازيگر» يا يك «عنصر دراماتيك» ظاهر ميشود كه با اجراگران زنده در تعامل است.
اين فرم، ذيل مفهوم بزرگتري با عنوان «اينترمديا» (Intermedia) قرار ميگيرد؛ جايي كه مرز بين رسانهها تقريبا ناپيداست و يك اثر هنري از آميختگي و گفتوگوي چندين رسانه متنوع متولد ميشود. اگرچه تغييرات شگفتانگيز تئاتر چندرسانهاي به اواخر قرن بيستم و ظهور فناوريهاي ديجيتال مرتبط ميشود، اما ريشههاي آن را ميتوان در جنبشهاي آوانگارد تاريخي جستوجو كرد.
اوايل قرن بيستم: هنرمندان باوهاوس، به ويژه اُسكار اشلمر و لازلو موهولي-ناگي، با آزمايشهايي در زمينه نورپردازي، سايهبازي، استفاده از اشكال هندسي و معماري در لباس و طراحي صحنه و ادغام فيلم با اجراي زنده، پايههاي اوليه اين تغييرات را بنا نهادند.
دهههاي۱۹۲۰ و۱۹۵۰: شايد بتوان گفت كه اروين پيسكاتور نخستين كارگرداني بود كه بهطور گسترده از فيلمهاي مستند، نورهاي سينمايي و تلاش براي ساخت نماهاي سينمايي مثل كلوزآپ در آثارش استفاده كرد و با توجه به شرايط سخت آن روزهاي شوروي تا اواخر دهه بيست به آن ادامه داد.پس از آن ژورف اسوبودا بود كه با نبوغ و پشتكار مثال زدنياش گامهاي بزرگي در تركيب تصاوير متحرك و بازيگران زنده برداشت.
٭ دهههاي ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰: گروههاي تجربي مانند ووستر گروپ (Wooster Group) در نيويورك و تئاتر تصوير (Theatre of Images) به رهبري رابرت ويلسون، بهطور گسترده از ويديو و پروجكشن در كارهاي خود استفاده كردند. در اين دوره، ويديو به عنوان يك رسانه انتقادي و شكلي از «تئاتر مستند» (Documentary Theatre) به كار گرفته شد.
٭ ديجيتال (از دهه ۱۹۹۰ به بعد): با پيشرفتهاي شگفتانگيز در فناوريهاي كامپيوتري، گرافيك، ويديو آرت ، پروجكشن، ويديو مپينگ و ... تئاتر چندرسانهاي به بلوغ كامل رسيد و كمپانيهاي مشهور نيز با تركيب موسيقي، روايت و تصاوير ديجيتال، تعريف جديدي از كليپهاي موسيقي و تبليغاتي ارايه دادند.
مولفههاي سازنده و فناوريها:
۱. اجراي زنده (Live Performance): هسته مركزي كه وجود فيزيكي بازيگر و حضور تماشاگر آن را شكل ميدهد.
۲. تصوير پروجكشن (Projected Imagery): اين ميتواند شامل ويديوي از پيش ضبط شده، انيميشن، گرافيك كامپيوتري يا تصاوير زنده از دوربينهايي باشد كه در حال فيلمبرداري از اجرا يا جزييات آن، تماشاگران يا محيط نمايش هستند و پس از سوييچ شدن بهطور همزمان بر پردههاي نمايش ديده ميشوند. تكنيك projection mapping نيز امكان پوشاندن سطوح غيرمتعارف (دكور، بدن بازيگر) را حتي در حال حركت فراهم ميكند.
۳. طراحي صدا (Sound Design): لايههاي پيچيدهاي از موسيقي، افكتهاي صوتي، متنهاي ضبط شده و پردازش real-time صداهاي زنده.
۴. ارتباطهاي دوسويه يا اينتراكتيو (Interactivity): سيستمهاي سنسور، نرمافزارهاي تعاملي (مانند Isadora, TouchDesigner, Max/MSP) و motion capture به اجراكنندگان اين امكان را ميدهند كه به صورت real-time با تصاوير و صداها تعامل داشته باشند (مثلا حركت يك بازيگر باعث تغيير تصوير يا توليد صدا شود) مثال بارز آن نمايش توفان به كارگرداني ديويد سالتز است.
۵. فضا و دكور (Space and Scenography): در اين نوع نمايش فضاي اجرا سه بعدي و در واقع كل فضاي تئاتر به يك «رسانه» تبديل ميشود.
۴- زيباييشناسي و اهداف هنري
كاربرد چندرسانه در تئاتر صرفا يك تكنيك تزييني نيست، بلكه داراي اهداف زيباييشناختي عميق و يك نوع تفكر فلسفي است:
٭ تعدد معنا (Polyphony of Meaning): همزماني تصوير، صدا و متن، امكان ارايه چندين روايت يا ايده را همزمان و بهطور موازي فراهم ميكند كه گاهي همپوشاني و گاهي در تضاد با يكديگر هستند. اين امر مخاطب را به تفسير فعال و ساخت معنا واميدارد.
٭ تجزيه و بازسازي واقعيت (Deconstruction of Reality): استفاده از بازيگران و تصاوير زنده همراه تصاوير از پيش ضبط شده امكان ادراك، چندمعنايي، تعليق، تاكيد، ابهام و ايهام در فضا، زمان و مكان را ميدهد. مثلا نمايش همزمان يك حركت را از دو زاويه يا بزرگ نمايي يكي از جزييات كوچك نشان ميدهد.
٭ نقد رسانه (Media Criticism): بسياري از آثار، خودِ رسانه و نقش آن در ساخت واقعيتهاي اجتماعي را مورد پرسش و نقد قرار ميدهند. اين يك meta-theatricality مدرن است.
٭ خلق فضاهاي فراگير (Immersive Environments): با محاصره كردن مخاطب در ميان تصاوير و صداها، مرز بين صحنه و تماشاگر محو شده و تجربهاي كاملا حسي و شخصي خلق ميشود.
٭ چالش و درهم تنش بين امر زنده و امر مكانيكي (Liveness vs. Mediatization): يكي از جذابترين جنبههاي اين تئاتر، ايجاد تنش و ديالكتيك بين حضور بيواسطه بازيگر (liveness) و طبيعت مكانيكي و تكثيرپذير رسانه است. اين تنش، پرسشهاي فلسفي عميقي را درباره اصالت، حضور و هستيشناسي اجرا مطرح ميكند.
۵. چالشها و ملاحظات
٭ تكنيك در خدمت مفهوم: بزرگترين خطر، تسليم شدن در برابر «زرق و برق تكنولوژي» است. استفاده از رسانه بايد از دل دراماتورژي اثر بيرون آمده و در خدمت ايده اصلي باشد، نه اينكه خود به هدف نهايي تبديل شود.
٭ پيچيدگي فني و هزينه: توليد اين آثار بسيار پرهزينه و مستلزم همكاري نزديك بين هنرمندان، كارگردانان، نويسندگان، برنامهنويسان و مهندسان است.
٭ آموزش: نياز به تربيت نسل جديدي از هنرمندان دارد كه هم بر اصول تئاتر تسلطي كامل و هم درك مناسبي از امكانات و فناوريهاي ديجيتال داشته باشند.
تئاتر چندرسانهاي صرفا يك «گرايش» گذرا نيست، بلكه پاسخي اجتنابناپذير به عصر ديجيتال و فرهنگ تصويري حاكم بر جهان معاصر است. اين فرم، با بازتعريف رابطه بين بدن، فضا، زمان و فناوري، ظرفيت بياني تئاتر را گسترش داده و آن را به هنري تبديل كرده كه بيش از پيش با زبان و تجربه زيسته انسان مدرن همسو است. تئاتر چندرسانهاي آزمايشگاهي است براي كاوش در پرسشهاي بنيادين درباره واقعيت، ادراك و ارتباط در هزاره سوم.
منابع:
٭Chapple, Freda, and Kattenbelt, Chiel (eds.) . Intermediality in Theatre and Performance. Rodopi, 2006.
٭ Dixon, Steve. Digital Performance: A History of New Media in Theater, Dance, Performance Art, and Installation. MIT Press, 2007.
٭Giesekam, Greg. Staging the Screen: The Use of Film and Video in Theatre. Palgrave Macmillan, 2007.
٭Saltz, David Z. “Live Media: Interactive Technology and Theatre. “ Theatre Topics, vol. 11, no. 2, 2001, pp. 107-130.
٭اعرابي، بنفشه، تئاتر مالي مديا، بازتاب نگار، تهران، ۱۴۰۳
٭اعرابي، بنفشه، پيشينههاي تئاتر مالتي مديا، مجله نمايش، شماره ۹۲، ۱۳۹۲