بازداشت يك خبرنگار براي پوتين و لوكاشنكو چه تبعاتي دارد؟
مسكو بر سر دوراهي
آرمين منتظري
تبعات اقدام بلاروس در فرود اجباري يك هواپيماي تجاري در خاك خود همچنان ادامه دارد. اين اتفاق روز يكشنبه رخ داد. مقامات بلاروس تصميم گرفتند براي بازداشت يكي از خبرنگاران منتقد خود هواپيماي خطوط هوايي راياناير را كه به مقصد ليتواني در حال پرواز بود، وادار كنند در مينسك فرود بيايد. بهانه اين فرود اجباري ادعاي وجود يك بمب در هواپيما عنوان شده بود. به محض اينكه هواپيما در فرودگاه مينسك فرود آمد، مقامات امنيتي بلاروس، رومن پروتاسنويچ، خبرنگار منتقد و بنيانگذار كانال خبري نكستا در نرمافزار تلگرام را بازداشت كردند. نكستا همان كانال خبري بود كه اخبار مربوط به اعتراضات گسترده عليه الكساندر لوكاشنكو، رييسجمهوري بلاروس را پوشش داده بود. گفته ميشود دستور بازداشت پروتاسنويچ را شخص لوكاشنكو صادر كرده است. البته هنوز جزييات بيشتر درباره اين بازداشت منتشر نشده است اما آنچه در حال حاضر اهميت دارد، تبعات اين اقدام و تاثيرش در كيفيت روابط اتحاديه اروپا با بلاروسي است كه از متحدان اصلي روسيه محسوب ميشود. درباره اينكه دقيقا چه اتفاقي رخ داده، تئوريهايي چند مطرح شده است اما در نبود يك تحقيق جامع درباره اين رخداد، ميتوان دو توضيح ممكن را ارايه داد؛ نخست اينكه احتمالا لوكاشنكو قصد داشته با بازداشت اين خبرنگار فشار بر اپوزيسيون را افزايش دهد چه اينكه اپوزيسيون روسيه از حمايت طيفهاي گسترده مردم بلاروس و قدرتهاي خارجي برخوردار بود. اگر انگيزه لوكاشنكو از اين اقدام چنين باشد، درنتيجه ميتوان گفت كه لوكاشنكو بر اين عقيده است موقعيت خود و دولتش بعد از اعتراضات گسترده ماه آگوست گذشته ضعيفتر شده است. احتمالا تهديدي كه لوكاشنكو از جانب پروستانويچ احساس ميكرده آنقدر زياد بود كه تصميم گرفته يك هواپيماي تجاري را صرفا براي دستگيري پروستانويچ فرود بياورد و روابط كشورش را با اروپا به خطر بيندازد. البته برخي معتقدند كه اين توضيح چندان كامل و قانعكننده نيست، چراكه تهديدهاي حاصل از اعتراضات ماه آگوست گذشته آنقدري مهار شده بود كه نياز نباشد لوكاشنكو دست به چنين اقدام قمارگونهاي بزند. در هر حال بعد از آن اعتراضات لوكاشنكو همچنان در قدرت باقي ماند و اعتراضات اخير كوچك و كوچكتر شدند. علاوه بر اين محدوديتهاي رسانهاي جديد اعمال شد و بسياري از چهرههاي اپوزيسيون يا كشور را ترك كردند يا به زندان افتادند. احتمال دوم اين است كه مينسك واقعا باور داشت بمبي در هواپيما كار گذاشته شده است. رييس بخش فرودگاهي و هوانوردي وزارت حمل و نقل بلاروس ادعا كرده برخي افراد ناشناس كه خودشان را سربازان حماس ناميدهاند، يك روز قبل تهديد كردند كه هواپيما را منهدم خواهند كرد. آنها بعد از اين تهديد گفتند تنها در صورتي اسراييل به خشونتها عليه غزه پايان دهد از عملي كردن اقدام خود صرفنظر خواهند كرد. مديرعامل خطوط هوايي راياناير گفته بعد از فرود آمدن هواپيما همه ساكهاي مسافران بازرسي شده است. البته يكي از مسافران در گفتوگو با رسانهها گفته كه مقامات بلاروسي هيچ زحمتي به خودشان ندادند كه مسافران را از هواپيما پياده كنند يا اينكه ساكهايشان را جستوجو كنند. گويي هيچ نگراني نداشتند كه ممكن است انفجاري در هواپيما رخ دهد. در هر صورت اتفاقي كه رخ داده موجب شد مينسك تحت فشارهاي شديد قرار بگيرد و حالا حتي ممكن است اعتراضات جديدي در بلاروس آغاز شود و معترضان خروج لوكاشنكو از قدرت را خواستار شوند. همه اين احتمالات ممكن است به منزوي شدن هر چه بيشتر لوكاشنكو بينجامد. بسياري از كشورهاي اروپايي اقدام لوكاشنكو در بازداشت خبرنگار معترض و فرود اجباري هواپيما را محكوم كردهاند. انگليس همه پروازهاي خطوط هوايي بلاروس را تحريم كرده و ليتواني نيز مانع فرود هواپيماهاي بلاروسي در فرودگاههاي خود شده است. اعضاي اتحاديه اروپا در جريان نشست روز دوشنبه هفته گذشته اعلام كردند هواپيماهاي خطوط هوايي بلاروس حق ندارند به كشورهاي عضو اين اتحاديه پرواز كنند و خطوط هوايي كشورهاي اروپايي نيز نبايد از آسمان بلاروس براي پروازهايشان استفاده كنند. شركتهاي هواپيمايي لوفتهانزا آلمان، ايربالتيك لاتويا، ويزاير روماني، ال او تي لهستان، كي الام هلند و اساي اس سوئد اعلام كردهاند كه هواپيماهايشان از آسمان بلاروس عبور نخواهند كرد. اين اقدامات تنبيهي، بهخصوص در دوران همهگيري كرونا، ميتواند تبعات زيادي به همراه داشته باشد و صنعت هواپيمايي را تحت فشار و محدوديتهاي زيادي قرار دهد. حالا كه تمهيدات قرنطينه آرام آرام در حال برداشته شدن است، محدود كردن پروازهاي بلاروس به اروپا و همچنين ممنوعيت پرواز از اروپا به بلاروس ميتواند به خطوط هواپيماي بلاروس و اقتصاد اين كشور ضربه سنگيني وارد كند. همين حالا شركت هواپيمايي بلاويا، در بلاروس اعلام كرده قصد دارد 50 درصد كاركنانش را تعديل كند.
تا به اينجاي كار مسكو اعلام كرده قصد ندارد در موضوعي كه به بلاروس و اتحاديه اروپا مربوط است دخالت كند اما به نظر ميرسد هدف اصلي مسكو اين است كه صبر كند و ببيند روند اتفاقات به چه سمت و سويي پيش خواهد رفت. مسكو پيشتر هم از استراتژي صبوري استفاده كرده بود؛ سال گذشته هنگامي كه اعتراضات عليه لوكاشنكو آغاز شد، مسكو در ابتدا تنها نظارهگر بود و تنها زماني وارد عمل شد كه كار به جاي باريك كشيد.
هفته گذشته شايعاتي درباره ديدار احتمالي لوكاشنكو و پوتين مطرح شد. در صورت صحت اين خبر، ممكن است طرفين درباره تاثير رخدادهاي مربوط به راياناير بر حمل و نقل ميان دو كشور گفتوگو كنند، چراكه بلاروس يك كريدور هوايي بسيار مهم براي سفر از روسيه به اروپا و برعكس است. در واقع لوكاشنكو با اين اقدام خود به روسيه هم ضربه وارد آورده است. شايد روسيه تصميم بگيرد به عنوان كريدور هوايي بين بلاروس و اروپا عمل كند، خصوصا اينكه فصل سفرهاي توريستي نيز در پيش است. تا بدينجاي كار البته خطوط هوايي روسيه هيچ تغييري در پروازهايشان صورت نداده اما اگر تصميم بگيرند به دليل گريز از تحريمهاي اروپا، پروازهايشان بر فراز بلاروس را متوقف كنند، ميتوانند راههاي جايگزين پيدا كنند. در واقع خطوط هوايي روسيه در سال 2014 و پس از سقوط هواپيما در دانباس ناامن بودند و آسمان آن منطقه، تجربهاي مشابه داشتند. علاوه بر اين مسكو اخيرا يك مسير هوايي معين كرده كه هفت ساعته به مينسك ميرسد و قيمت مضحكي در حدود 20 تا 30 دلار دارد! البته كاملا واضح است كه كرملين نگران است در صورتي كه به كمك بلاروس بشتابد، با اقدامات تلافيجويانه اروپا مواجه شود. پيش از اين شوراي اروپا تحريمهايي را عليه برخي مقامات بلاروسي، شركتها و بخشهاي اقتصادي اين كشور اعمال كرده است. تنها اميد مسكو ميتواند اين باشد كه اتحاديه اروپا همين ميزان از تحريمها را كافي بداند و تصميم نگيرد به واسطه برخورد با لوكاشنكو تحريمهايي را نيز متوجه مسكو كند. در اين ميان البته انگليس موضعي سرسختانه عليه مسكو در پيش گرفته است. اين كشور علاوه بر اينكه اخيرا اعلام كرده روسيه را دشمن شماره يك و تهديد نخست خود به حساب ميآورد، قصد دارد تحريمهايي را عليه خطوط لوله نورد استريم 2 و يامال-اروپا به اجرا بگذارد. روسيه از طريق اين دو خط لوله انرژي خود را به اروپا صادر و نكته جالب اينكه خط لوله يامال-اروپا از خاك بلاروس عبور ميكند. ميتوان گفت مسكو بر سر يك دوراهي قرار گرفته است؛ دوراهي كه به دلايل اقتصادي، بسيار تمايل دارد از آن اجتناب كند، مسكو از يكسو مجبور است بلاروس را از وضعيتي كه گرفتار آن است نجات دهد و از سوي ديگر به هيچوجه تمايل ندارد به خاطر انجام اين كار بيشتر از گذشته با اروپا دچار تنش شود. مساله اصلي و سوال اساسي در اينجا اين است كه واكنش اروپا چگونه ميتواند بر روسيه و همچنين دولت و مخالفان بلاروس تاثير بگذارد؟ مسكو هرگونه تهديد عليه بلاروس را تهديدي عليه خود ميداند. بلاروس آخرين متحد باقيمانده مسكو در مرزهاي غربي روسيه است و اين واقعيت تبيينكننده اين نكته است كه چرا مسكو براي حفظ لوكاشنكو در قدرت و وفادار نگه داشتن او به كرملين بسيار تلاش ميكند. اما به نظر ميرسد هر چه روند تحولات جلوتر ميرود، انجام اين كار براي روسيه دشوارتر ميشود.