فدراسیون پروژه به محاق بردن فوتبال زنان را پيش ميبرد
فراموششدگان فوتبال ايران
گروه ورزش
درحالي كه روز 11 اسفند تيم ملي فوتبال زنان ايران بايد در جام ملتهاي آسيا در كشور استراليا به مصاف كرهجنوبي برود، اين تيم كاملا به امان خدا رها شده و هيچ برنامه آمادهسازي مشخص و امكاناتي براي دختران فوتبال ايران تدارك ديده نشده است. برخي رسانهها از اين شرايط با عنوان «روزگار سياه فوتبال زنان» نام بردهاند.
به گزارش «اعتماد»، تابستان امسال تيم ملي زنان ايران با هدايت مرضيه جعفري براي دومينبار جواز حضور در جام ملتهاي آسيا را به دست آورد. در قرعهكشي اين مسابقات كه بدون هيچ نمايندهاي از تيم ملي زنان برگزار شد، ايران در گروه مرگ مسابقات با كرهجنوبي، استراليا و فيليپين همگروه شد، اما درحالي كه انتظار ميرفت بيتوجهي فدراسيون به فوتبال زنان با اين صعود تغيير كند، عملا دست فرمان رییس فدراسیون در مواجهه با فوتبال زنان همان است كه بود؛ يعني نگاه فدراسيون همچنان به دختران مليپوش يك نگاه تبعيضآميز است. اين تيم هيچ بازي دوستانهاي پيش رو ندارد، خبري از لباس متحدالشكل نيست و پرواز اختصاصي هم براي اين تيم درنظر گرفته نشده است. شرايط سخت فوتبال زنان كه نشان ميدهد تيم ايران در بين 12 تيم، از حيث برگزاري اردوي آمادهسازي و البته بازي تداركاتي ضعيفترين عملكرد را داشته نه بابت كمبود منابع و مسائل غيرفوتبالي كه دقيقا حاصل نگاه فدراسيون فوتبال است. براي اثبات چنين موضوعي كافي است به دور قبل مديريت مهدي تاج بين سالهاي 96 تا 99 در فدراسيون فوتبال نگاه و آن را با دوره پس از او مقايسه كنيم و دوباره در دوره جديد كارنامه او را بسنجيم.
تيم ملي فوتبال زنان ايران در سال پاياني رياست مهدي تاج بر فدراسيون فوتبال به دليل تشكيل نشدن و انجام ندادن حتي يك بازي تداركاتي و نه بازي رسمي از رنكينگ فيفا خارج شد! يعني زماني كه تاج به دليل آنچه خودش مشكل قبلي عنوان كرد و ناظران آن را «پرونده ويلموتسگيت» شنيدند از فدراسيون رفت، چيزي به اسم تيم ملي زنان ايران در فيفا وجود نداشت. فيفا دليل اين تصميم را ۱۸ ماه برگزار نكردن بازي خوانده بود. براساس قوانين فيفا، تيمهايي كه بيشتر از ۱۸ ماه با تيمهاي رسمي بازي نكرده باشند، از رنكينگ خارج ميشوند، اما درست پس از روي كار آمدن فدراسيون بعدي فوتبال زنان به گواه كارشناسان و اعضاي تيم ملي زنان بهترين دوره خودش را آغاز كرد، آنهم درحاليكه نه در شرايط كشور از لحاظ گشايش اقتصادي تغييري به وجود آمده بود نه كرونا به پايان رسيده بود، تنها تفاوتي كه وجود داشت اين بود كه فدراسيون شهابالدین عزيزيخادم متعهد به توسعه فوتبال زنان بود و مجموعه فوتبال ديگر به دختران به چشم اولويتهاي دسته چندم نگاه نميكرد. در آن زمان تيم ملي زنان ايران براي نخستينبار صاحب زمين تمرين درست، لباس متحدالشكل و مرتب، پرواز اختصاصي، پاداش و امكاناتي همتراز با فوتبال مردان شد. همان نگاه باعث شد تيم ملي زنان ايران با هدايت مريم ايراندوست براي نخستينبار بتواند در همان سال جواز حضور در جام ملتهاي آسيا را به دست بیاورد؛ اتفاقي كه نشان داد دختران ايراني در صورت داشتن امكانات درست و دريافت احترام و توجه به سرعت پيشرفت كنند. اغلب دختران تيم ملي از آن دوران با عنوان دوراني كه شأن و كرامت آنها به عنوان مليپوش ايراني حفظ شد، ياد ميكنند، مخصوصا تعدادي از آنها كه با كمك فدراسيون موفق شدند در جايي مشغول به كار شوند تا از لحاظ مالي كمكي به آنها بشود. درباره عدم رعايت شأن دختران فوتبال كافي است همين بخش از مهسا كمالي، مليپوش فوتسال كشورمان در فروردين ۱۴۰۲ را مرور كنيم. كمالي به ايرنا گفته: «پس از آنكه در بهمن سال گذشته از تورنمنت كافا ازبكستان بازگشتيم، فدراسيون فوتبال تمامي لباسها، چمدان و كولهپشتي كل اعضاي تيم ملي فوتسال بانوان را پس گرفت. نميدانم لباسها اجارهاي است يا خير، اما اين حركت زشت بود. فدراسيون فوتبال حتي پس از ديدار با روسيه در بازيهاي بينالمللي نوروزگاه نيز از بازيكنان خواست تا لباس تيم ملي را به آنها بازگردانند.» يا بخشي از مصاحبه غزال خلج، بازيكن سابق تيم ملي كه بعدها به رشته كبدي رفت. غزال خلج در يك گفتوگوي تصويري به «اعتمادآنلاين» گفته بود كه «در تيمهاي پايه ملي فوتبال توي كانكس كنار زمين ميخوابيديم!»
اما درست زماني كه فوتبال زنان بالاخره صاحب سر و شكل درست و حسابي شده بود دوباره با بازگشت مهدي تاج و همفكران او كه اغلب جزو يك طيف سياسي خاص در كشور هستند، فوتبال زنان به تنظيمات كارخانه برگشت. همان گروهي كه در سال 1400 در مجلس با سفر تيم ملي زنان به بلژيك براي برگزاري اردو مخالفت كردند و وزير وقت ورزش را تحت فشار گذاشتند كه اين برنامه لغو شود. در آن سال با توجه به حضور يك فرد ايرانيالاصل در راس فدراسيون بلژيك -مهدي بيات- برنامهريزيهايي براي حضور دختران ايراني در اين كشور و برگزاري ديدارهاي دوستانه صورت پذيرفته بود اما نمايندگان پايداريچي مجلس وزير ورزش را مجاب كردند كه اين اردو لغو شود. دليل؟ اينكه بيات، نوه مرتضي قلي بيات، نخستوزير دوران رضاشاه است!
حتي اتفاقات پاييز و زمستان 1401 و مطرح شدن بحث حقوق زنان هم ولو به ظاهر تغييري در نگاه مدیران فعلی فوتبال به وجود نياورد. تيم ملي زنان دوباره به فراموشي سپرده شد، سقوط آزاد در رنكينگ فيفا استارت خورد و تيم در 20 ماه و در 10 بازي دوستانه و رسمي حتي يك برد به دست نياورد. اگر نبود فشارهاي رسانهها براي تغيير سرمربي تيم ملي از مريم آزمون -گزينه نزديك به مهدي تاج- به مرضيه جعفري، سرمربي موفق فوتبال زنان ايران كه امسال عنوان برترين سرمربي آسيا را به دست آورد اين تيم نميتوانست در مسير قبلا باز شده رسيدن به جام ملتهاي آسيا دوباره قدم بزند.
سايت فوتبال 360 در انتقاد به شرايط تيم ملي زنان در آستانه جام ملتها نوشت: «مهدي تاج و مسوولان فدراسيون زير بار تخصيص پرواز چارتري نرفتهاند و برخلاف دوره قبلي كه تيم زنان ايران با پرواز اختصاصي از تهران به دهلينو رفت، حالا قرار است در يك سفر چند مرحلهاي شاگردان مرضيه جعفري خود را از تهران به گلدكوست برسانند كه گفته ميشود احتمالا اين سفر بيش از 20 ساعت به طول خواهد انجاميد تا پس از سفر جنجالي به شيلونگ كه حدود 30 ساعت به درازا كشيد، يك سفر جنجالي و البته خستهكننده ديگر در انتظار تيم زنان ايران باشد.
كادر فني تيم ملي زنان حتي در مسير چينش ليست نهايي خود هم با محدوديت مواجه است؛ به طوري كه برحسب آخرين خبرهاي واصله، قرار است تيم زنان ايران با ليستي 23 نفره به استراليا برود و امكان استفاده حداكثري از ظرفيت 26 نفره نخواهد بود تا به نوعي براي فدراسيون صرفهجويي مالي انجام شود! در كنار اين مشكلات بايد اشاره داشت كه خبري از طراحي كيت اختصاصي براي اين تورنمنت هم نيست و زنان ايران قرار است با همان البسه دور انتخابي در مرحله نهايي جام ملتها شركت كنند! اتفاق عجيب ديگر آنكه در دوره قبلي كه تيم زنان ايران براي اولينبار به جام ملتها رفت، لباس فرمي متحدالشكل براي مليپوشان درنظر گرفته شد اما حالا برحسب آخرين خبرها، حتي خبري از لباس فرم هم براي مليپوشان زنان ايران نيست تا مشخصا فدراسيون فوتبال در مسيري تضاد خواستههاي تيم زنان كارش را پيش ببرد و به نوعي جنگ خود با اين تيم را علني كند.»
اما دليل آنچه جنگ فدراسیون فعلی با فوتبال زنان ناميده ميشود، چيست؟ چرا يك فدراسيون ميتواند به فوتبال زنان نگاه برابر داشته باشد و براي آنها هزينه كند و يك فدراسيون نه؟ آيا فدراسيون فوتبال واقعا متوجه نيست كه فوتبال زنان كنار فوتبال مردان يكي از دو بال پيشرفت اين ورزش در كشور است؟ آيا نميداند زنان نيمي از جامعه ايران را تشكيل ميدهند و دوران تبعيض و نگاه كليشهاي گذشته است؟ بسيار بعيد است كه چنين باشد. به نظر ميرسد اتفاقا رییسفدراسیون كه با فشار همان گروههاي سياسي به فدراسيون بازگشته با آگاهي كامل پروژه به محاق بردن فوتبال زنان را پيش ميبرد. او هيچ اعتقادي به فوتبال زنان ندارد وگرنه چه دليلي دارد حاضر نباشد براي اين تيم كه نام «ملي ايران» را يدك ميكشد هزينه كند؟ آنهم در شرايطي كه كف هزينههاي تيم ملي زنان به اندازه يك اردوي تيم ملي مردان نيست؟ مرضيه جعفري اخيرا در مصاحبهاي اختصاصي با روزنامه اعتماد اظهار داشت كه «اردويهاي ما كم بود و برنامهريزي نداشتيم.» او در بخش ديگري از اظهاراتش به صراحت گفت: «من نتوانستم اردوي درستي بگذارم و در فيفادي اصلا بازي نداريم در حالي كه رقباي آسيايي ما چندين بازي گذاشتند. نبايد اين انتظار باشد كه در اين تورنمنت بخواهم شقالقمر كنم. امكانپذير نيست، چون با سه تيمي بازي داريم كه هميشه با نتايج سنگين به آنها باختهايم.»