ارزيابي وضعيت خشكسالي در تهران
مهدي زارع
وضعيت آب و خشكسالي در استان تهران و جنوب البرز در بهمنماه ۱۴۰۴ بهرغم بارشهاي زمستانه، همچنان در بدترين شرايط نيم قرن اخير است. ذخاير سدهاي تأمينكننده آب اين منطقه بهشدت كاهش يافته و ميزان بارندگيها نيز كسري انباشته شده از سالهاي خشكسالي را جبران نكرده است. بر اساس آخرين دادههاي منتشر شده تا ۱۹ بهمنماه ۱۴۰۴، استان تهران همچنان ركورددار كمبارشي در كشور است. از ابتداي سال آبي جاري (مهر ۱۴۰۴) تا ۱۸ بهمن، تنها ۶۱ ميليمتر بارندگي در تهران ثبت شده است. اين ميزان بارش ۵۰ درصد كمتر از ميانگين بلندمدت ۵۷ ساله (حدود ۱۲۲.۷ ميليمتر) است. بارندگيها نسبت به مدت مشابه در سال آبي گذشته نيز ۱۴ درصد كاهش را نشان ميدهد. اگرچه ميانگين بارش كشور در اين تاريخ (۱۲۰.۳ ميليمتر) تقريبا با متوسط بلندمدت برابري ميكند، اما اين ميزان نتوانسته است خشكسالي انباشته و عميق سالهاي گذشته در منطقه تهران و البرز را جبران كند و همين موضوع نامتوازن بودن بارندگي در ايران را نشان ميدهد. شرايط ذخاير آبي در سدهاي پنجگانه تأمينكننده آب شرب تهران و استان البرز «بدترين وضعيت در ۴۶ سال گذشته» را توصيف ميكنند. طبق دادههاي مربوط به ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ از ذخاير، درصد پرشدگي و تغييرات نسبت به سال گذشته در سدهاي تامينكننده آب استانهاي تهران و البرز، سد اميركبير (كرج) با 6 ميليون متر مكعب ذخيره و 4 درصد پرشدگي، 77 درصد نسبت به پارسال كاهش دارد، سد لار با 10 ميليون متر مكعب و يك درصد پرشدگي، 24 درصد نسبت به پارسال كاهش دارد، سد طالقان با 85 ميليون متر مكعب ذخيره و 20 درصد پرشدگي، 60 درصد نسبت به پارسال كاهش دارد و سد لتيان و ماملو با 24 ميليون متر مكعب ذخيره و 7 درصد پرشدگي، 45 درصد نسبت به پارسال كاهش دارند. سدهاي اميركبير، لار و لتيان- ماملو عملا به حجم مرده خود رسيدهاند و سد طالقان نيز وضعيت مناسبي ندارد. در برخي مناطق پايتخت، به ويژه در ساعات شبانه، فشار آب بهشدت كاهش يافته كه به منزله يك اقدام پيشگيرانه براي مديريت مصرف و هشداري جدي براي كمبود آب تلقي ميشود. مديريت مصرف و استفاده از لوازم كاهنده، تنها راه فوري عبور از تنش آبي پيش رو، به ويژه در تابستان ۱۴۰۵ است. بيش از ۶۲ درصد مشتركان تهراني همچنان پرمصرف هستند. استانهاي تهران، البرز، قم و قزوين در نوار البرز، بدترين شرايط بارندگي و منابع آبي را در كشور دارند و براي تابستان پيش رو بايد سناريوهاي سختگيرانهاي در نظر گرفته شود.مجموع ذخاير سدها تا پايان بهمن 1404 حدود ۱۲۴ ميليون مترمكعب است، در حالي كه اين رقم در مدت مشابه سال گذشته ۳۰۰ ميليون و ميانگين بلندمدت آن ۵۰۰ ميليون مترمكعب بوده است. اين يعني حجم آب موجود تنها ۲۵ درصد شرايط نرمال است. در حال حاضر ورودي و خروجي برخي سدها مانند اميركبير و لتيان برابر است كه نشاندهنده مديريت دقيق و شكننده مخازن در شرايط كنوني است. پيشبيني بارش بهار در فروردين، ارديبهشت و خرداد ۱۴۰۵ در محدوده نرمال است. اين بازه زماني از آن جهت حياتي است كه ذوب برفهاي زمستاني و بارشهاي بهاري ميتوانند تا حدي به بهبود ذخاير سدها كمك كنند. البته رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي نيز پيشبيني بارندگيهاي آتي را در حد نرمال ارزيابي كرده، اما تأكيد دارد كه اين پيشبيني در مقياس كوچكي مانند حوزه آبريز تهران با قطعيت كمتري همراه است. همچنين دقت اين پيشبينيهاي بلندمدت در بهترين حالت حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد است. بايد توجه داشت كه كشور و به ويژه منطقه تهران، پنج سال متوالي خشكسالي را پشت سر گذاشته است. بارشهاي نرمال يك سال آبي نميتواند كسري انباشته شده در منابع آب زيرزميني و مخازن سدها را جبران كند.پاييز ۱۴۰۴ با كاهش بيسابقه بارش -حدود ۹۹ درصد در برخي ماهها- همراه بود كه عملا فرصت آبگيري سدها را از بين برد. به همين دليل، حتي با وجود بارشهاي زمستانه، ذخاير سدها رشد قابل توجهي نداشته است. بخش مهمي از آب سدها از ذوب تدريجي برف در بهار تأمين ميشود. اگرچه بارشهاي بهمن عمدتا به صورت برف بوده، اما ميزان آن براي جبران كمبودها كافي نبوده و بايد ديد در فروردين و ارديبهشت ۱۴۰۵ چه مقدار رواناب ناشي از ذوب برف وارد سدها خواهد شد . همزمان با بحران كم آبي، پيشبيني ميشود كه تابستان ۱۴۰۵ دمايي بالاتر از نرمال داشته باشد كه اين موضوع مصرف آب (به ويژه براي سرمايش) را افزايش داده و فشار بر منابع را چند برابر ميكند. استان تهران و جنوب البرز در وضعيت «خشكسالي» شديد و بيسابقهاي قرار دارند. در ايران، ما با طيفي از خشكساليها مواجه هستيم كه هر كدام ديگري را تشديد ميكند.
خشكسالي هواشناسي Meteorological) Drought) : سادهترين نوع خشكسالي است كه به كاهش بارندگي نسبت به ميانگين بلندمدت اشاره دارد. استان تهران تا ۱۹ بهمن ۱۴۰۴، ۵۰ درصد كمتر از ميانگين بلندمدت بارندگي دريافت كرده كه يك خشكسالي هواشناسي آشكار را نشان ميدهد.
خشكسالي هيدرولوژيكي (Hydrological Drought): زماني رخ ميدهد كه كاهش بارندگي باعث افت سطح آب در رودخانهها، درياچهها و مخازن سدها شود. وضعيت بحراني سدهاي پنجگانه تهران (مانند سد اميركبير با تنها ۴ درصد پرشدگي) دقيقا مصداق اين نوع خشكسالي است .
خشكسالي كشاورزي (Agricultural Drought): زماني كه رطوبت خاك به قدري كاهش مييابد كه نيازهاي كشاورزي را تأمين نميكند. در منطقه تهران اين نوع خشكسالي با برداشت بيرويه از منابع آب زيرزميني تشديد شده است.
خشكسالي اجتماعي- اقتصادي (Socio-Economic Drought): زماني رخ ميدهد كه كمبود آب بهطور مستقيم بر زندگي مردم، اقتصاد و امنيت اجتماعي تأثير بگذارد. افزايش قيمت مواد غذايي به دليل كاهش توليدات كشاورزي، مهاجرت كشاورزان به شهرها و قطعي و افت فشار آب در تهران، همه نشانههاي اين مرحله از خشكسالي است.
خشكسالي اكولوژيك (Ecological Drought): در بخشهايي از استان تهران و پيرامون آن، نشانههاي خشكسالي اكولوژيك مشاهده ميشود. در اين نوع خشكسالي كه خطرناكترين و پيشرفتهترين مرحله خشكسالي محسوب ميشود، كمبود آب منجر به آسيبهاي پايدار و گاه غيرقابل بازگشت به ساختار و كاركرد اكوسيستمها ميشود. شاخصترين نشانه خشكسالي اكولوژيك در استان تهران، وضعيت بحراني آبهاي زيرزميني است. برداشت بيرويه (بيش از ۷۰ درصد از آب شرب تهران در ۶ ماه اول سال از چاهها تأمين ميشود) و كاهش شديد تغذيه سفرهها، باعث افت سطح آب زيرزميني در برخي مناطق تا ۳۰ متر شده است. نتيجه اين روند، پديده فرونشست زمين است. نرخ فرونشست در مناطقي از جنوب تهران (مانند منطقه ۱۸) به ۱۸ تا ۳۵ سانتيمتر در سال رسيده است. اين پديده به منزله «مرگ تدريجي آبخوان» و از بين رفتن دائمي ظرفيت ذخيرهسازي آب در اين لايههاي زيرزميني است. كارشناسان تأكيد ميكنند كه اين آسيب اغلب غيرقابل بازگشت است .
بسياري از كارشناسان، بحران كنوني را حاصل «مديريت نادرست و سوءمديريت» منابع آب ميدانند. ساخت سدهاي بيمورد و بدون مطالعه كافي، برداشت بيرويه از آبهاي زيرزميني (كه منجر به فرونشست زمين در ۳.۵ درصد از مساحت كشور شده) و تداوم كشت محصولات پرآبخواه در مناطق خشك، از جمله اين عوامل هستند.
تغييرات اقليمي و گرمايش جهاني، خشكسالي را در ايران ۱۰ برابر محتملتر كرده است. پيشبينيهاي اقليمي نشان ميدهد كه در سناريوهاي مختلف، دما تا ۳.۴۵ درجه سانتيگراد افزايش يافته و بارندگيها تا ۲۲ درصد كاهش خواهند يافت كه اين به معني خشكساليهاي شديدتر و طولانيتر در آينده است.