اپستين؛ رسوايي يك فرد يا آينه بحران اخلاق نخبگان؟
روحالله قاسمي
پرونده جفري اپستين را ميتوان يك جنايت تكاندهنده دانست؛ اما تقليل آن به «انحراف يك فرد» سادهسازي خطرناك ماجراست. آنچه اين پرونده را به يك زلزله اخلاقي بدل كرد، نه فقط ماهيت جرايم، بلكه شبكهاي از روابط سياسي، مالي و علمي در اطراف او بود؛ شبكهاي فراملي كه نشان داد قدرت اگر مهار نشود، چگونه ميتواند اخلاق را به حاشيه براند. در سالهايي كه رفتوآمد با اپستين براي برخي چهرههاي بانفوذ عادي بود، پرسش اساسي كمتر مطرح شد: مسووليت اخلاقي نخبگان چيست؟ آيا صرف نداشتن محكوميت قضايي براي قطع رابطه كافي نيست؟ آيا نزديكي به قدرت و ثروت، حساسيت اخلاقي را تضعيف ميكند؟
سكوتي كه بيطرف نيست- در فلسفه اخلاق، سكوت در برابر ظلم بيطرفي محسوب نميشود. از نگاه وظيفهگرايانه، انسان هرگز نبايد ابزار قرار گيرد. وقتي شبكهاي از افراد بانفوذ -حتي بدون مشاركت مستقيم در جرم- در برابر نشانههاي هشداردهنده بيتفاوت ميمانند، در واقع به تداوم ساختار فساد كمك ميكنند. از منظر پيامدگرايي نيز هزينه اين بيتفاوتي فقط متوجه قربانيان نيست؛ اعتماد عمومي به نهادهاي سياسي، علمي و دانشگاهي آسيب ميبيند. هر بار كه شهروندان احساس ميكنند قدرت ميتواند پاسخگويي را دور بزند، سرمايه اجتماعي فرو ميريزد.
مساله فقط قانون نيست، منش است- اخلاق فضيلت يادآوري ميكند كه بحرانهاي بزرگ، ريشه در ضعف منش دارند. جامعهاي كه موفقيت را مهمتر از فضيلت بداند، دير يا زود با چنين رسواييهايي روبهرو ميشود. نزديكي به افراد بانفوذ، شركت در محافل پرزرقوبرق يا بهرهمندي از حمايت مالي، اگر جاي معيارهاي اخلاقي را بگيرد، انحراف را عادي ميكند. پرونده اپستين نشان داد كه هوش بالا، تحصيلات ممتاز و موقعيت اجتماعي، الزاما به معناي بلوغ اخلاقي نيست. اين همان نقطهاي است كه بايد به نظامهاي آموزشي بازگرديم.
مدارس چه چيزي را پرورش ميدهند؟ در بسياري از كشورها، مدارس و دانشگاهها بر رقابت، رتبه، مهارت فني و موفقيت اقتصادي تمركز دارند. اما «هوش اخلاقي»-توانايي تشخيص درست از نادرست، همدلي، شجاعت اخلاقي و ايستادن در برابر فشار جمع-چقدر جدي گرفته ميشود؟ اگر دانشآموزان و دانشجويان بياموزند كه برنده شدن مهمتر از درست بودن است، اگر منزلت اجتماعي بر مسووليتپذيري پيشي بگيرد، نتيجه چيزي جز بازتوليد نخبگاني نخواهد بود كه در بزنگاههاي اخلاقي سكوت ميكنند.
قدرت بدون فضيلت، خطرناك است- پرونده اپستين هشداري جهاني است: شبكههاي قدرت مرز نميشناسند، اما پاسخگويي اغلب در مرزها متوقف ميشود. بدون شفافيت نهادي، رسانههاي مستقل و فرهنگ پاسخگويي، فساد ميتواند سالها در سايه بماند. مساله امروز فقط يك پرونده بسته شده نيست؛ پرسش اين است كه آيا ما از آن درس ميگيريم يا نه. تمدني كه رشد تكنولوژيكش از رشد اخلاقياش جلوتر باشد، دير يا زود با بحران مشروعيت روبهرو ميشود. اگر نخبگان، دانشگاهها و نظامهاي آموزشي در بازتعريف مسووليت اخلاقي جدي نباشند، رسوايي بعدي فقط مساله زمان خواهد بود.
اپستين شايد يك نام باشد؛ اما آنچه آشكار شد، يك شكاف عميق در وجدان عمومي عصر ماست.