روزبه دلاور
شكست سنگين و ناباورانه سه بر يك پرسپوليس مقابل گلگهر سيرجان اردوگاه سرخپوشان پايتخت را در بحراني كم سابقه فرو برد. اين نتيجه تلخ كه چهارمين باخت خارج از خانه شاگردان اوسمار در فصل جاري محسوب ميشود به وضوح نشاندهنده بنبست تاكتيكي و فروپاشي رواني تيمي است كه سوداي قهرماني را در سر داشت. نمايش متزلزل در ساختار دفاعي و بيبرنامگي مفرط در فاز تهاجم باعث شده تا موج انتقادات پيشكسوتان و هواداران از عملكرد كادر فني به اوج خود برسد. حالا با ثبت اين آمار ضعيف زمزمههاي تغيير در راس كادر رهبري و بركناري سرمربي بيش از هر زمان ديگري در راهروهاي باشگاه شنيده ميشود. مديريت باشگاه تحت فشار شديد افكار عمومي در دوراهي سختي براي ادامه همكاري يا ايجاد شوك فني قرار گرفته است. در شرايطي كه فاصله با صدر جدول روز به روز بيشتر ميشود شكست در سيرجان ممكن است پايان زودهنگام پروژهاي باشد كه ديگر توان اقناع هواداران را ندارد. به همين بهانه با محمدرضا مهدوي يكي از پيشكسوتان پرسپوليس گفتوگويي ترتيب داديم كه ماحصل آن را در ادامه ميخوانيد.
پرسپوليس در سيرجان با نتيجه سنگين ۳ بر ۱ مقابل گلگهر شكست خورد. اين چهارمين باخت خارج از خانه فصل بود. به عنوان كسي كه سالها در خط دفاعي اين تيم و تيم ملي بازي كرديد اين نمايش را چطور تحليل ميكنيد؟
واقعيت اين است كه من هم مثل همه هواداران از ديدن اين بازي شوكه شدم. چيزي كه ما در سيرجان ديديم اصلا شبيه به پرسپوليس هميشگي نبود. تيمي كه ادعاي قهرماني دارد نبايد به اين راحتي در بازيهاي خارج از خانه امتياز از دست دهد چه برسد به اينكه با اختلاف دو گل بازنده شود. مشكل پرسپوليس در اين بازي فقط بحث فني نبود من حس ميكنم تيم از نظر ذهني و رواني هم فروپاشيده است.
به بحث رواني اشاره كرديد. اما از نظر فني چرا ساختار دفاعي پرسپوليس كه هميشه نقطه قوتش بود اينقدر راحت مقابل شاگردان تارتار تسليم شد؟ سه گل در يك بازي براي تيمي كه مدعي است آمار فاجعهباري است.
دقيقا همينطور است. ببينيد در فوتبال مدرن دفاع از خط حمله شروع ميشود، اما در پرسپوليس فعلي ما شاهد يك گسست بزرگ بين خطوط هستيم. فاصله بين مدافعان مياني و هافبكهاي دفاعي در بازي با گلگهر فضا را براي مهاجمان حريف بهشت كرده بود. گلگهر به خوبي ميدانست كه پرسپوليس در انتقال از حمله به دفاع كند عمل ميكند. اشتباهات فردي هم كه ديگر جاي خود دارد. وقتي تمركز نباشد مدافع باتجربه هم اشتباه بچگانه ميكند. چهار شكست خارج از خانه نشان ميدهد كه تيم در تطبيق با شرايط استاديومهاي رقيبان شايد به مشكل خورده آن هم در شرايطي كه تماشاگران در ورزشگاه حضور ندارند.
با اين باخت فشارها روي كادر فني به اوج خودش رسيده. زمزمههاي تغيير سرمربي شنيده ميشود، شما موافق تغيير در اين مقطع هستيد؟
اين سختترين سوال ممكن است. من هميشه معتقدم ثبات باعث موفقيت ميشود، اما ثبات به چه قيمتي؟ اگر قرار باشد اين روند ادامه پيدا كند پرسپوليس نه تنها قهرماني، بلكه سهميه آسيايي را هم از دست ميدهد. وقتي تيمي چهار بار در خارج از خانه ميبازد يعني يك جاي كار در متد تمريني يا انتخاب ارنج ايراد دارد. مديريت باشگاه بايد جلسه اضطراري تشكيل بدهد. اگر سرمربي نتواند ثابت كند كه برنامهاي براي خروج از اين بنبست دارد، تغيير اجتنابناپذير است. پرسپوليس فرصت آزمون و خطا ندارد، با اين حال اين تصميمات با مديريت است.
برخي معتقدند بازيكنان هم آن انگيزه هميشگي را ندارند. آيا ممكن است مشكلات روحي و رواني در كيفيت فني بازيكنان در زمين تاثير گذاشته باشد؟
مشكلات هميشه در فوتبال ايران بوده و هست، اما پيراهن پرسپوليس آنقدر سنگين است كه بازيكن وقتي آن را ميپوشد بايد همه چيز را فراموش كند. من در اين بازي تعصب هميشگي را در ساق پاهاي برخي بازيكنان نديدم. انگار باختن برايشان عادي شده است. اين خطرناكترين اتفاق براي يك تيم بزرگ است. وقتي قبح باختن بريزد جمع كردن تيم كار هر كسي نيست. بازيكن بايد بداند در چه تيمي بازي ميكند. اينجا پرسپوليس است تيمي كه ميليونها نفر با بردش خوشحال و با باختش زندگيشان تلخ ميشود.
اگر قرار به تغيير سرمربي باشد، گزينه داخلي را ترجيح ميدهيد يا دوباره به دنبال مربي خارجي بروند؟
در اين مقطع از فصل آوردن مربي خارجي جديد ريسك بزرگي است. مربي خارجي تا بخواهد با اتمسفر فوتبال ما و ليست بازيكنان آشنا شود، فصل تمام شده. اگر قرار به تغيير باشد بايد كسي بيايد كه روي تيم شناخت داشته باشد و بتواند شوك رواني سريع وارد كند. البته اين را هم بگويم كه مديريت بايد مراقب باشد در چاه تصميمات احساسي نيفتد. ما نياز به يك بزرگتر روي نيمكت داريم، كسي كه كاريزماي مديريت ستارهها را داشته باشد.
عملكرد گلگهر را چطور ديديد؟ آنها كاملا مسلط بازي كردند.
بايد به مجتبي تارتار تبريك گفت. او به خوبي حفرههاي پرسپوليس را شناسايي كرده بود. آنها در نبردهاي ميانه ميدان پيروز بودند و از جناحين به راحتي نفوذ ميكردند. گلگهر تيمي است كه اگر به آنها فضا بدهيد تنبيهتان ميكنند. پرسپوليس در اين بازي عملا بيدفاع بود. هر توپي كه پشت محوطه جريمه ميآمد بوي گل ميداد. اين براي تيمي كه ميخواهد قهرمان شود يك زنگ خطر بزرگ است.
سوال آخر؛ پيشبيني شما از آينده چيست؟ آيا اين بحران فروكش ميكند يا پرسپوليس وارد يك دوره افول طولاني ميشود؟
پرسپوليس هميشه از خاكستر خودش بلند شده است. اين بار هم ميتواند، رقيبان هم اين فصل امتيازات زيادي از دست ميدهند و امتيازات به راحتي جبران ميشوند. البته اگر همين امروز جراحي لازم در تيم انجام نشود چه در بحث كادر فني و چه در بحث انضباطي بازيكنان روزهاي بدتري در انتظار ماست. اميدوارم مديريت باشگاه بهترين تصميم را بگيرد، چون هواداران ديگر تحمل اين نتايج را ندارند. ۳ بر ۱ باختن به گلگهر آن هم با اين كيفيت بازي توجيهي ندارد.