نسل بعد و بدهيهاي نسل قبل
سيد مهرداد بني هاشمي كهنگي
نسل جوان در مواجهه با ميراث گذشته - نسل امروز ايران با تمام استعدادها و انرژي خود، در شرايطي زندگي ميكند كه بدهيهاي تاريخي نسل گذشته بر دوش او سنگيني ميكند. اين بدهيها تنها مالي نيستند؛ بلكه شامل تصميمات اقتصادي، محدوديتهاي اجتماعي، سياستهاي ناكارآمد و شكافهاي حقوقياند كه فرصتهاي رشد و توسعه را محدود كردهاند. تورم فزاينده، بيكاري، افزايش هزينههاي مسكن و نابرابري گسترده، بخش قابل توجهي از فشارهاي روزمره جوانان را شكل ميدهد و حس بيعدالتي و سرخوردگي ايجاد ميكند.
بار حقوقي و محدوديتهاي قانوني- در عرصه حقوقي، نسل جوان ايران با مشكلات متعددي روبرو است: قراردادهاي سفيدامضا، فقدان بيمه و حمايتهاي شغلي كافي، دسترسي محدود به عدالت اقتصادي و اجتماعي و ناپايداري قوانين كار و خدمات اجتماعي، همگي به شكلي نگرانكننده ادامه دارد. نبود سازوكارهاي حمايت قانوني براي جوانان باعث شده است كه فشار اقتصادي و اجتماعي آنها افزايش يابد و اعتماد به نهادهاي حقوقي كاهش يابد.
پيوند اجتماعي و سياسي با اعتراضات- اين فشارها تنها اقتصادي نيستند. احساس ناديده گرفته شدن، كمبود فرصت براي مشاركت واقعي در تصميمگيريهاي كلان و عدم پاسخگويي نهادها، شكاف ميان نسل جوان و حكومت را افزايش داده است. در نتيجه، اعتراضات اجتماعي، تجمعات صنفي و حركتهاي جمعي شكل ميگيرند. اين اعتراضها اگرچه بيانگر حقايق جامعه هستند، اما بدون سازوكارهاي موثر براي شنيده شدن و حل مسالمتآميز، به تنش، سرخوردگي و گسست اجتماعي ميانجامند.
تجربه جهاني: درسهايي براي ايران- در كشورهاي توسعهيافته، براي كاهش بار تصميمات گذشته بر نسل جديد، از سياستهاي مياننسلي استفاده ميشود. ايجاد صندوقهاي حمايتي، فرصتهاي آموزشي و شغلي و نهادهاي مشاركت سياسي جوانان، باعث شده است كه نسل جديد بتواند با انگيزه و اعتماد، نقش فعال خود در توسعه جامعه ايفا كند. اين تجربه نشان ميدهد كه حل مشكلات نسل امروز نيازمند تركيبي از اصلاح قوانين، ايجاد فرصتها و بازسازي اعتماد اجتماعي است.
راهكارهاي عملي براي ايران
براي كاهش اثر بدهيهاي تاريخي و تقويت نقش نسل جوان، اقدامهاي زير ضروري است:
1- اصلاح قوانين حمايتي و اقتصادي: تضمين امنيت شغلي، بيمه، دسترسي به منابع و فرصتهاي اقتصادي براي جوانان.
2- ايجاد فرصتهاي مشاركت سياسي و اجتماعي واقعي: جوانان بايد بتوانند صداي خود را در تصميمگيريهاي محلي و ملي بشنوند.
3- فرهنگسازي و اطلاعرساني: توضيح اثرات تاريخي تصميمات گذشته و نقش نسل جديد در بازسازي جامعه.
4- تقويت آموزش و مهارتآموزي: آمادهسازي نسل جوان براي مواجهه با چالشهاي اقتصادي و اجتماعي و افزايش توانمنديهاي فردي و جمعي.
جمعبندي: اميد به آيندهاي عادلانهتر
نسل امروز ايران با تمام تواناييهاي خود، هنوز در سايه بدهيهاي گذشته زندگي ميكند. بدون اصلاح قوانين، ايجاد فرصتهاي واقعي و بازسازي اعتماد اجتماعي، اين بدهيها نه تنها ادامه پيدا ميكنند، بلكه شكاف ميان نسلها و اعتماد به نظام سياسي و اجتماعي را افزايش ميدهند. نسل جوان نيازمند فضايي است كه بتواند انرژي، خلاقيت و انگيزه خود را به سازندگي جامعه و مشاركت واقعي تبديل كند و نه صرفا ميراثدار بحرانهاي گذشته باشد.