راهكارهايي براي تحقق دعوت رييسجمهور
بهمن اكبري
بيانات صريح و دلسوزانه رييسجمهور پزشكيان در خصوص لزوم ورود نخبگان و مردم فهيم به ميدان اجرا و اصلاح امور كشور، بيشك نشاندهنده اراده جدي براي عبور از وضعيت موجود است. تاكيد ايشان بر اينكه «اين گوي و اين ميدان» پاسخي به مطالبه ديرينه مردمي است كه خواهان تاثيرگذاري فارغ از بروكراسي فرسوده و مقاومتهاي دروني هستند. با اين حال، تجربه تاريخي و واقعيتهاي موجود در دولتهاي قبلي نشان داده است دعوتهاي بدون پشتوانه ساختاري، به دليل مقاومت بدنه ناكارآمد بروكراسي، حسادتهاي درون سازماني و نبود سازوكار شفاف براي ورود نخبگان، به سرعت به حاشيه رانده ميشود. از اين رو، جهت تحقق عملي شعار «اين گوي و اين ميدان» و جلوگيري از هدررفت سرمايه اجتماعي، پيشنهادهاي زير به رييسجمهور محترم و اعضاي كابينه ارايه ميشود:
۱. ايجاد دبيرخانه مردمي اصلاح امور در نهاد رياستجمهوري: به منظور شكستن انحصار بدنه اجرايي در تحليل، تصميمگيري و اجرا، پيشنهاد ميشود دبيرخانهاي مستقل و فرابخشي ذيل معاونت اول رياستجمهوري تشكيل شود. تركيب اعضاي اين دبيرخانه از ميان نخبگان غيردولتي ( استادان دانشگاه، مديران باتجربه خارج از دولت، نخبگان جوان و كارآفرينان موفق) انتخاب شود. وظايف اين دبيرخانه عبارت باشد از: دريافت مستقيم طرحهاي عملياتي از مردم و نخبگان، ارزيابي سريع و كارشناسي طرحها، ابلاغ رسمي طرحهاي مصوب به دستگاههاي اجرايي با ضربالاجل مشخص، انتشار عمومي گزارش عملكرد دستگاهها در قبال طرحهاي مردمي.
۲. راهاندازي سامانه ملي «پيشگام» براي تبديل ايده به عمل: طراحي و اجراي سامانهاي جامع با هدف شفافسازي مسير ورود نخبگان به ميدان اجرا. ويژگيهاي اين سامانه: ثبت رسمي ايدهها و طرحهاي حل مساله در حوزههاي اولويتدار كشور، داوري تخصصي توسط نخبگان همان حوزه، اعطاي بودجه، مجوز و اختيار اجرا به تيمهاي برگزيده، حتي اگر خارج از بدنه دولت باشند..
ايجاد پنجره واحد اداري براي جلوگيري از سرگرداني مجريان در بروكراسي.
۳. تشكيل قرارگاههاي عملياتي مسالهمحور با فرماندهي نخبگان بيروني: به دليل كندي، ريسكگريزي و ناكارآمدي بخشهايي از بدنه اجرايي، پيشنهاد ميشود براي مسائل راهبردي و زمينمانده (نظير انرژي، آب، حملونقل، اشتغال و مهارتآموزي)، قرارگاههايي با فرماندهي مديران غيردولتي تاسيس شود. اين قرارگاهها به صورت چابك و با تركيب نخبگان بيروني و مديران مياني دولتي فعاليت كرده و موظف به ارايه گزارش ماهانه پيشرفت به رياستجمهوري باشند.
۴. الزام دستگاهها به پاسخگويي عمومي در قبال ايدههاي مردمي: ايجاد بانك ايدههاي اجرايي و الزام معاونان و مديران كل دستگاهها به پاسخگويي مستدل در خصوص دلايل پذيرش يا رد ايدهها. انتشار عمومي اين پاسخها در سامانه مذكور، ضمن ايجاد شفافيت، زمينه را براي دفاع از طرحهاي برتر در افكار عمومي فراهم كرده و مانع از حذف خاموش ايدهها توسط مديران ناكارآمد يا حسود خواهد شد.
۵. تفويض اختيار به استانداران براي بهكارگيري نخبگان بومي: تمركزگرايي اداري يكي از موانع اصلي ورود نخبگان استاني به ميدان اصلاح امور است. پيشنهاد ميشود استانداران موظف شوند «هيات مشورتي نخبگان بومي» را تشكيل داده و اختيار تخصيص بخشي از بودجه استاني به طرحهاي پيشنهادي اين هيات را داشته باشند. اين اقدام ضمن توزيع عادلانه فرصتها، حس تعلق و مسووليت را در ميان نخبگان سراسر كشور تقويت خواهد كرد.
۶. طراحي نظام تقدير ملي از مشاركتكنندگان در اصلاح امور: براي نهادينهسازي فرهنگ مشاركت و خنثيسازي فضاي حسادت و انكار، «نشان خدمت داوطلبانه ملي» به مجريان موفق طرحهاي مردمي اعطا شود. اين افراد به عنوان الگوي كارآمدي در رسانه ملي معرفي شده و از ظرفيت ايشان در ساختارهاي مشورتي استفاده شود.
در نهايت اينكه دعوت رييسجمهور اگر با ايجاد «ساختار موازي توانمندساز، شفاف و پاسخگو» همراه نشود، در بروكراسي فرسوده موجود و مقاومتهاي دروني مستهلك خواهد شد. پيشنهادهاي فوق در حقيقت حلقه واسطي است بين اراده رييسجمهور محترم براي اصلاح و توان سرمايههاي انساني اين مرز و بوم.اميد است با تدبير و قاطعيت دولت چهاردهم و شخص رييسجمهور، شعار «اين گوي و اين ميدان» از يك عبارت انگيزشي به يك رويه عملياتي در نظام اجرايي كشور تبديل شود.