انتظار از جبهه اصلاحات
جعفر گلابي
دولت به خلباني ميماند كه در شرايط آب و هوايي توفاني سكان هواپيمايي را در دست گرفته است، غير از انواع خطرها ازجمله نقصهاي فني در اين پرنده هوايي بيم شليك تبهكاران از زمين و هوا وجود دارد. وضعيت سوخت اطمينانبخش نيست، تكانهاي شديد مسافران را نگران كرده، بعضي بيقراري ميكنند. زمان به سختي ميگذرد و... با اين همه چند مسافر كه صداي بلندي دارند بيوقفه خلبان را امر و نهي ميكنند! چند تن ديگر مرتبا در گوش مسافران پچپچكنان در حال ازدياد نگراني هستند. از بيرون هواپيما تماسهايي برقرار شده تا سقوط را حتمي جلوه دهند. مطابق اين الگو هيچ چيز جز آرامش و صبر و ملاحظه و مسووليتشناسي ايجاد فضاي تسلط بر امور به اوضاع عمومي كمك نميكند و هيچ چيز به اندازه ايجاد جدال و تنش از هر سو و با هر هدف خسارت محض و تهديدكننده نيست. معلوم نيست كساني كه امكان انتقال ديدگاههاي خود به مسوولان كشور را دارند چرا براي هر مسالهاي عازم فضاي رسانهاي ميشوند و گاهي با تندترين الفاظ فضا را از اينكه هست، غبارآلودتر ميكنند؟ ظاهرا برخي احساس ميكنند در مسابقه نوشتن و گفتن هر چه تندتر بتازند و از خطوط مختلف عبور بيشتري داشته باشند، پيروزترند! براي نمونه بايد پرسيد، آن همه جنجال و تبادل آتش ميان اقتدارطلبان با آقاي روحاني چه ضرورتي داشت؟ آيا واقعا مردم مقصر فعال شدن مكانيسم ماشه ازسوي تروييكاي اروپايي را با اين جدال يافتند يا اگر به قضاوت رسيدند كل سيستم را زير سوال ميبرند؟ نكته مهم كه حتما سياسيون بهتر از ديگران ميدانند اين است كه با هر درگيري لفظي اگر جناحي خسارت ميبيند يك ضربه هم به مصالح ملي ميخورد. بر اثر كثرت و شدت مخالفخوانيها اگر كسي از جزييات و پيچيدگيها و منفعتطلبيها خبر نداشته باشد اين سوال برايش پيش ميآيد كه شما چگونه زندهايد و چرا شيرازه امور كاملا از هم نگسسته است؟ براي روشن شدن صورتمساله پرداختن به ماجراي بسيار مهم قيمت بنزين مغتنم است. همه ميدانند كه قيمت حاملهاي انرژي در اوج فسادزايي و قاچاقخيزي چنان پايين است كه تقريبا با هيچ كالايي قابل مقايسه نيست.
دولت مجبور است در شرايطي كه براي به دست آوردن چند دلار نفسهايش به شماره ميافتد ۶ ميليارد دلار صرف واردات بنزين كند و خدا ميداند كه چه ميزان از آن قاچاق ميشود؟ ولي آيا ديدهايد حزبي، شخصيتي، جبههاي در ميان انواع بيانيه دادنها و راه انداختن كارزارهاي مختلف در اين مورد هم فداكارانه وارد شود و با مردم سخن بگويد و براي حل مشكل، حمايت قاطع خود را از دولت اعلام كند؟ چرا در جراحيهاي ضروري و هزينهساز همه ساكتند و هيچ كس حاضر نيست در خسارتي مثل قيمت حاملهاي انرژي كه همه روزه و جامعالابعاد است از اعتبار و آبروي خود مايه بگذارد؟ آيا در همين مسائل مهم نيست كه ميزان تعهد افراد و شخصيتها و احزاب به منافع ملي آشكار ميشود؟ آيا اين معنا خود يك معيار دقيق و شفاف براي سنجش انگيزهها از ديگر انتقادها نيست؟ فيلترينگ كه سياستي غلط و ناعادلانه و شكستخورده است و بايد لغو شود چون اكراه شديد كاربران دنياي مجازي را در بر دارد همواره در صدر انتقادها و مطالبه احزاب و گروههاست ولي بعيد است كه خساراتش به اندازه ناترازيهاي بنيانكن باشد. به قول آقاي خاتمي، ۸۰درصد مردم ايران به يك معني سياسي نيستند و فقط ميخواهند زندگي كنند. با چنين اوصافي چرا برخي سياسيون بدون توجه به دغدغههاي اصلي مردم و انواع تهديدهاي دروني و بيروني به جاي سياستورزي متعهدانه سياستبازي ميكنند؟ در اين ميان انتظار بيشتري از جبهه اصلاحات وجود دارد. آقاي دكتر پزشكيان با حمايت آقاي خاتمي و قاطبه اصلاحطلبان راي اكثريت مردم را به دست آورد و اين حمايت همچنان ضروري است و نبايد با خطشكني كسي مخدوش شود. مسلما انتقادهاي دلسوزانه كه ضرورياند از مچگيري و تضعيف قابل تفكيك هستند و ميهندوستان به شدت مواظبت ميكنند كه سقفي براي عيبيابيها و اعلام آنها قائل شوند. در همين وجيزه ملاحظه بسيار صورت گرفته تا از خطوط احترام و ادب و انسجام تخطي نشود و اميد است كه موثر واقع شود و اساسا نيت اثرگذاري و اصلاح امور در نوع و ادبيات گفتوگو دخالت مطلق دارد. تصور كنيم كه اگر از ابتداي انقلاب به جاي هزاران مرده باد و زنده باد كه از هر سو فضا را آكنده از كينه و نفرت كرد و خسارتهاي تاريخي به بار آورد ادبيات نرم با هدف تاثير در مخاطب رايج بود اكنون ما در چه نقطهاي بوديم و آثار عظيم آن تا چه حد مبارك و مثبت ميشد؟ متاسفانه هنوز هستند كساني كه بر سر هر موضوعي خيال زير و رو كردن جامعه را در سر ميپرورانند و به توفاني شدن مطالبات و گسستن شيرازه امور اشتياق نشان ميدهند! اگر بپذيريم كه با كوچكترين تشنجها اين مردم هستند كه در ابعاد مختلف آسيب ميبينند و موقعيت كشور تضعيف ميشود و ايرانستيزان بالاترين استفاده را ميبرند و از همه بدتر اميال مداخلهجويانه اسراييل و امريكا بيشتر ميشود نام مستقبلان از تنش كاملا مشخص خواهد شد. مسلما هيچ مشكلي در كشور از طريق تعميق و عملي شدن تضادها برطرف نميشود، هر چند كساني با نام آزادي و مردمگرايي و حتي صيانت از ارزشها و عناوين پرطمطراق نارضايتيها و دوگانگيها را شعلهور كنند. هيچ دولتي بيعيب نيست ولي فعلا حمايت همهجانبه از قوه مجريه به همراه انتقادهاي مشفقانه و محترمانه حياتي است. تضعيف دولت با قهر و درشتي و عهدشكني و ناديدن خدماتش نه تنها سياستورزانه نيست كه اخلاقي و متعهدانه هم نيست. با حمايت هوشمندانه ميتوان نقاط ضعف دولت را كمتر كرد همانگونه كه سياستمدار آيندهنگر ما جناب آقاي خاتمي چنين ميكند.