تورم
همچنان متهم رديف اول
سارا عظيمي
مساله امروز ايران فقط سياست نيست، مساله زندگي است، زندگي مردمي كه در سرزميني با هزاران سال تمدن و ثروت و منابع زيستهاند، اما سهمشان از اين داشتهها هر روز كوچكتر شده است. مردمي نجيب كه در طول تاريخ بارها در فشار جنگ و تحريم و سوءمديريت قرار گرفتهاند و هر بار چون ققنوس از خاكستر برخاستهاند. اكنون ايران در عرصه جهاني با تحريمهاي گسترده مواجه است و در داخل گرفتار چرخه فرساينده از رانت، فساد، اختلاس و وامهاي بانكي بيبازگشت، منابعي كه از خزانه ملي خارج شد و به افول تدريجي اقتصاد انجاميد، است. مردمي كه سفرههايشان كوچكتر و آيندهشان نامطمئنتر شده است. با هر نوسان نرخ ارز قيمت كالاهاي اساسي و مايحتاج روزمره جهش ميكند و توان خريد بخش بزرگي از جامعه از ميان ميرود. در چنين شرايطي اعتراض كسبه بازار و شهروندان در شهرهاي مختلف واكنش طبيعي به فشار معيشتي فزاينده است، فريادي براي شنيده شدن. همزمان دولت با تغيير در مديريت بانك مركزي و طرحهايي چون حذف ارز ترجيحي و تك نرخيسازي ارز از جراحي اقتصادي سخن ميگويد، اما تجربه نشان داده است كه نرخ ارز به جاي آنكه لنگري براي مهار قيمتها باشد به متغيري همسو با بازار آزاد تبديل شده و نتيجه آن افزايشهاي روزانه و افسارگسيخته قيمتهاست. دولت از كنترل كسري بودجه مهار اضافه برداشت بانكها و معرفي ابزارهاي جديد براي حفظ ارزش دارايي مردم سخن ميگويد، اما جمع اين سيگنالها براي جامعه تنها مشاهده تورم است كه به عنوان مساله اصلي همچنان خودنمايي ميكند. كاهش ارزش پول ملي، افزايش تورم، بيكاري، فساد ساختاري، نابرابري اجتماعي و تضعيف حقوق مدني واقعيت امروز مردمي است كه نجيبند.