زرد چشمكزن
كتاب «زرد چشمكزن» نوشته مريم كامكار منتشر شد. در خبر انتشار اين كتاب آمده است: «كتاب «زرد چشمكزن» كتاب كوچكي است، مجموعهاي از داستانهاي كوتاهي كه هر كدام روايتهايي از محدوديت هستند. هر داستان يك موضوع متفاوت با فضايي متفاوت دارد و تنها شباهتشان همان محدوديتهايي است كه موجب شكلگيري روايت شده است. محدوديتهاي پسربچه بلوچي كه چون پدرش شناسنامه ندارد، تمام زندگياش درگير نگراني و ترس براي خودش و خانوادهاش است، تا ماجراي دختري كه با مردي بسيار خرافاتي ازدواج ميكند و ناچار به طلاق ميشود.هر داستان اين مجموعه، پنجرهاي است به دنياي متفاوتِ مردم عادي كه ممكن است هر كدام ما هر روز در خيابان ببينيمشان، از كنارشان رد بشويم يا حتي متوجه حضورشان نشويم. جز اين هر داستان از زبان يك راوي تعريف ميشود و هر روايت خواننده را بر منظر راوي مينشاند تا جهان را از ديد دختركي حاضر جواب يا پسر نوجواني بدون شناسنامه يا زن جواني كه از ديدن فرزند نوزادش محروم است يا مادري كه درگير بيماري پسرش است، ببيند. نوع طراحي كتاب و عناوين داستانها هم در خدمت بيان مضمون آن است، محدوديت و البته نوعي هشدار، براي گرفتار اين محدوديتها نشدن يا حل مساله آن. نويسنده در مقدمه مينويسد: «براي پيدا كردن آدمهاي محدود لازم نبود راه دوري بروم. يقين داشتم هيچ كس نيست كه محدوديت را تجربه نكرده باشد. فقط بعضي از آنها طوري دست ميگذارند روي شانه آدم كه محدوديتهاي معمولي مثل عمر، عقل، سواد، توان و الباقي به چشمش نميآيند... قطعا سوژههاي بسياري در اين موضوع وجود دارد كه يا به ذهن من نرسيده يا به آنها دسترسي نداشتهام و در اين كتاب نيامده است، ولي سعي كردم هر چه نوشتهام تمام و كمال ماجراي يك محدوديت باشد».