• 1404 شنبه 18 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6242 -
  • 1404 دوشنبه 29 دي

نگاهي به بلبل، سهره و هزاردستان در دنياي واقعي

خطاي قميشي

مهدي خاكي‌فيروز

سياوش قميشي، يكي از شناخته‌شده‌ترين صداهاي موسيقي ايران، در جايي گفته است: «از چند تخم بلبل، فقط يكي بلبل مي‌شود و بقيه سهره. بلبل آواز مي‌خواند ولي سهره نه. از هزاران فرزند بلبل هم يكي هزاردستان مي‌شود و هزاردستان ساعت‌ها آواز مي‌خواند بدون اينكه آهنگش تكراري شود. در حالي كه آوازهاي بلبل بعد از ده- دوازده دقيقه، به تكرار مي‌افتد.» شنيدن اين جمله‌ها كه اخيرا در شبكه‌هاي اجتماعي وايرال شده است، براي هر دوستدار پرنده و هنر، تصويري شاعرانه و زنده از كميابي و ارزش واقعي هنر و استعداد ايجاد مي‌كند؛ تصويري كه در ذهن شنونده مي‌ماند و پرنده‌ها را تبديل به نمادي از استعداد و تفاوت‌هاي طبيعي انسان‌ها مي‌كند .
اما اگر كمي از زيبايي استعاره فاصله بگيريم و به دنياي واقعي پرندگان نگاه كنيم، ماجرا كمي متفاوت است. سهره، بلبل و هزاردستان، هر كدام گونه‌اي مستقل و جداگانه از پرندگان آوازخوان هستند. آنها هيچ رابطه فرزندي با يكديگر ندارند و هيچ تخم بلبل، سهره يا هزاردستان توليد  نمي‌كند.
سهره پرنده‌اي كوچك، جمع‌گرا و دانه‌خوار است. رنگ پرهايش معمولا قهوه‌اي و زيتوني است و آوازش كوتاه، ريتميك و ساده است. آواز سهره براي ارتباط در جمع و جذب جفت كافي است، اما به زيبايي و تنوع آواز بلبل نمي‌رسد. سهره‌ها بيشتر در باغ‌ها، بوستان‌ها و اطراف انسان‌ها ديده مي‌شوند و زندگي جمعي آنها بر روي شاخه‌ها و بوته‌ها جريان دارد.
بلبل اما پرنده‌اي متوسط، عاشق مخفي شدن در بوته‌ها و آوازهاي طولاني و ملوديك است. صداي بلبل شهرت جهاني دارد و دليل آن پيچيدگي و تنوع نغمه‌هايش است. بلبل‌ها معمولا شب‌ها يا صبح زود مي‌خوانند و نغمه‌هايشان پر از تغييرات ظريف و ملودي‌هاي جذاب است. آنها از نظر ژنتيكي كاملا مستقل هستند و هيچ ارتباط فرزندي با سهره يا هزاردستان ندارند.هزاردستان اما داستان متفاوتي دارد. اين پرنده بيشتر روي زمين زندگي مي‌كند، دانه و حشره مي‌خورد و آوازش را معمولا هنگام پرواز اجرا مي‌كند. همانطور كه قميشي گفته است، آواز هزاردستان بلند، ريتميك و بي‌پايان است. اگر براي ساعت‌ها به آواز هزاردستان گوش دهيد، هر بار مي‌توانيد نغمه‌اي تازه و متفاوت بشنويد، بدون اينكه آهنگي تكراري شود. با اين حال، هيچ فرزندي از بلبل يا سهره به هزاردستان تبديل نمي‌شود و مسير تكاملي خودش را طي كرده است.
به زبان ساده، آنچه قميشي گفته، بيش از آنكه علمي باشد، نمادي از كميابي و ارزش ذاتي هنر و استعداد است. درست همانطور كه فقط معدودي از انسان‌ها داراي استعدادهاي شگرف موسيقي، هنر يا انديشه هستند، پرندگان آوازخوان نيز تفاوت‌هاي طبيعي و منحصر به فرد خود را دارند. بلبل، با آواز زينتي‌اش، نمونه‌اي از هنر طبيعي است. هزاردستان با نغمه‌هاي بي‌پايانش، نمونه‌اي از تنوع و خلاقيت بي‌وقفه و سهره، با صداي ساده و جمع‌گرايش، نشان‌دهنده زيبايي و نقش‌هاي كوچك اما ضروري در طبيعت است.اين گفته سياوش قميشي، هرچند از نظر زيست‌شناسي درست نيست، اما به ما يادآوري مي‌كند كه زيبايي و هنر در دنياي طبيعي و انساني، هميشه با كميابي و خاص بودن عجين است. هر پرنده، هر نغمه و هر استعداد، مسير و جايگاه ويژه خود را دارد و نمي‌توان آنها را به يكديگر تبديل كرد.
در واقع، تصوير قميشي از بلبل، سهره و هزاردستان، تركيبي از هنر و خيال است. شايد علمي نباشد، اما به ما يادآوري مي‌كند كه در زندگي و هنر، كميابي و تفاوت است كه ارزش واقعي را مي‌آفرينند و اين قضيه، در دنياي واقعي هم صادق است، چه براي پرندگان و چه براي انسان‌ها.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها