جنايت نونازيها در زولينگن
مرتضي ميرحسيني
پدر خانواده اولين كسي بود كه از دل آتش بيرون زد. از پنجره بيرون پريد و فريادزنان از همسايگانش كمك خواست. همسايهها آمدند اما كاري از كسي ساخته نبود و شعلهها همه آن خانه را به كام خود كشيده بودند. نيروهاي آتشنشاني هم 5 دقيقه بعد از راه رسيدند اما دير شده و كار از كار گذشته بود. مولود50 ساله آن شب 2 دختر، 2 نوه دختري و يكي از خواهرزادههايش را از دست داد. به جز يكي از آنها كه همراه با دختر 4 سالهاش به پايين پريد و با فدا كردن خود، جان دخترش را نجات داد ديگران همگي زندهزنده در آتش سوختند. ساير اعضاي خانواده مولود هم كه گويا 14 نفر ميشدند كمتر يا بيشتر آسيب ديدند. ماجرا به اواخر ماه مه سال 1993، به شهر زولينگن (واقع در ايالت نورد راين وستفالن) آلمان برميگشت. شب 29ام مه از نيمه گذشته بود كه 4 جوان آلماني با گرايشهاي نونازي، گويا در نقشهاي از پيش طراحيشده خانه يكي از اهالي تركتبار شهر را به آتش كشيدند و به اين شكل انصافا وحشيانه، به قوانين جديد پذيرش مهاجران در كشورشان اعتراض كردند.
آن زمان، يعني اوايل دهه 1990 ميلادي مدت زيادي از اتحاد دوباره كشور آلمان نميگذشت. هرچند آلمان شرقي و غربي - بعد از حدود نيم قرن - يكي شده بودند، هنوز مردم دو سوي ديوار برلين به زندگي در شرايط جديد عادت نداشتند. آلمان غربي و شرقي اگر نه در سالهاي اوليه پس از جنگ دوم جهاني، اما رفتهرفته به دو كشور مجزا و دو جامعه متفاوت تبديل شده بودند. از اينرو در شرايط جديد، مسائل و مشكلات هم فراوان بود و افزايش فعاليت نونازيها هم اين مشكلات را بيشتر ميكرد. جنايت زولينگن كه 4 جوان 16 تا 23 ساله انجامش دادند نه اولين جنايت اينچنيني بود و نه آخرينشان. معمولا هم شهروندان تركتبار قرباني ميشدند، هرچند اقليتهاي ديگر مثل ويتناميها هم از گزند اين حملات در امان نبودند. نونازيها كه خودشان را وارث نازيها ميدانستند مثل پيشينيانشان نژادپرست و بيگانهستيز بودند و خودشان را نمايندگان واقعي و اصيل كشور آلمان ميديدند (به قول رابرت پالمر: «اكثرا گفتهاند كه مباهي بودن به نژاد آخرين مايه دلخوشي از براي كساني است كه نميتوانند به چيز ديگري فخر كنند»). اما نظر اكثريت آلمانيها مثل نونازيها نبود. بيشترشان دغدغهاي جز زندگي در صلح و رفاه نداشتند و اقليتهاي مهاجر را هم دشمن و تهديدي براي خودشان نميديدند. از اينرو نونازيها را طرد و كنشهاي خشن آنان را محكوم ميكردند. چند بار با تظاهرات گسترده به خشونتطلبيها اعتراض كردند و با تصميم دولت آلمان براي نوسازي جامعه و پذيرش پناهندگان و مهاجران در جامعه جديد آلمان همراهي نشان دادند. حتي از قانون ممنوعيت فعاليت احزاب نونازي هم پشتيباني كردند. اما هر 4 مهاجمي كه خانه مولود را به آتش كشيده بودند دستگير و دادگاهي شدند. 2 نفرشان فقط 16 سال داشتند و مشمول قوانين بزرگسالان نميشدند. دادگاه اين دو را به حداكثر مجازات، يعني 10 سال حبس قطعي محكوم كرد. آن 2 نفر ديگر، كه يكي 19 ساله و ديگري 23 ساله بودند نيز به تحمل 15 سال زندان محكوم شدند. دولت آلمان به مولود غرامت هنگفتي پرداخت و مستمري ماهانه و مادامالعمري هم براي همه بازماندگان جنايت تعيين كرد.