• 1404 پنج‌شنبه 18 دي
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 4939 -
  • 1400 شنبه 8 خرداد

چه دير ...

آلبرت كوچويي

اسكار بهترين بازيگر مرد داشت ‌مي‌رفت براي «چادويك بازمن» بازيگري كه او را از فيلم «پلنگ سياه» به ياد داريم. بازيگر، نمايشنامه‌نويس سياه كه در دانشگاه هاروارد كارگرداني خواند. در دنياي نمايش، نوشت و بازي كرد و كارگرداني هم. بسياري از كارهايش براي جايزه‌هاي معتبر رفت. از ۲۰۱۰ به سينما آمد و نقش‌هاي اثرگذار داشت. نخستين آنها بازي در نقش «جكي رابينسون» بازيكن بيس‌بال بود و بازي در نقش شخصيت‌هاي شناخته تاريخي در يك مجموعه پي‌درپي تلويزيوني. بازيگري متفكر بود كه سرطان، سرانجام پس از سال‌ها او را از پا درآورد. باري «بازمن» نامزد دريافت اسكار بهترين بازيگر مرد بود كه رقيب قدري آمد.
آنتوني هاپكينز آمد و اسكار را برد. احساس‌ها و عاطفه‌ها براي تسكين بازماندگانش نتوانستند آكادمي‌ها را به لرزه درآورند و اسكار رفت براي آنتوني هاپكينز هشتاد و چند ساله. مردي كه جايزه‌هاي اسكار و بافتا و امي و... را برد. برد و قفسه خانه‌اش براي اين اسكار آخر جا نبود. او هم بازيگر و كارگردان است و جز آن، موسيقيدان و نقاش هم. بازي او چنان بود كه با همه شك‌ها و ترديد‌ها ميان او و «بازمن» رفت براي او در فيلم «پدر» كه به گفته همه منتقدان در اجراي نقش سنگ تمام گذاشت. احساس و عاطفه‌ها در برابر منطق، جايي براي صاحب شدن آن نداشتند.
همه اين مقدمه و حاشيه را گفتم تا اين را بگويم كه وقتي هاپكينز داشت نقاشي مي‌كرد و خبر را شنيد، بلند شد و رقصي جانانه كرد.- شادمانه- . البته در اين ميان يادش بود كه از «بازمن» هم ستايش كند. اما البته يادش بود كه اسكار را به بازماندگانش ندهد. در همان سن و سال‌هاي آنتوني هاپكينز، سال‌ها پيش چنين اتفاقي براي «دوريس لسينگ» نويسنده قدر جهاني افتاد و نوبل براي ادبيات را در سال‌هاي 80 زندگي برد. با سبد خريد به در خانه رسيد، موج عكاسان و فيلمبرداران را ديد. دانست كه نوبل را برده است. نشست روي پله‌هاي در خانه‌اش تا سوال‌ها را پاسخ بگويد.
همه مي‌خواستند بدانند حالا «دوريس لسينگ» براي بردن پراعتبار‌ترين جايزه دنياي ادبيات چه حالي دارد؟ و او خسته و بي‌تفاوت بي‌شور رقص آنتوني هاپكينز مي‌گويد: چه دير... به راستي دنياي ادبيات براي «دوريس لسينگ» دير كرده بود؟ در قياس با چه‌ها كه دنياي نمايش براي آنتوني هاپكينز كرده بود. اين جايزه‌ها، چه پيام‌ها كه ندارند كه بسياري در خود نهان‌اند. بسياري نگفته‌ها به صدها جايزه‌هاي داده و نداده، به جايزه پس داده‌ها از سوي آدم‌ها، نگاه كنيد. دنيايي پيام در خود دارند. اتفاقي شبيه به آن براي «ژان پل سارتر» فيلسوف شناخته مي‌افتد، آن جايزه را نمي‌گيرد. خشم هم مي‌كند.
همه قصد من از اين نوشته اين بود كه بگويم، جاي شادي‌هاي ما در برابر اين حادثه‌ها كجاست؟ جايي اصلا براي آنها هست؟ رقص هاپكينز را مي‌طلبد، آن هم در سال‌هاي 80 زندگي يا افسوس و آه لسينگ را براي اين دير آمدن‌ها و باز آن هم در همان سن و سال‌هاي زندگي هاپكينز يا خشم سارتر را براي اعتراض؟

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون