تأملي انتقادي به رويداد دولتي شعر فارسي
ملاك «فجر» شعر است يا شاعر؟
محمد رادمان
اختتاميه بيستمين جشنواره بينالمللي شعر فجر با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، جمعي از مسوولان فرهنگي، تعدادي از اعضاي هيات داوران و خبرنگاران رسانههاي مختلف، در تالار قلم كتابخانه ملي ايران برگزار شد. در اين مراسم، برگزيدگان بخشهاي مختلف معرفي و از آنان تقدير به عمل آمد. با اين حال، برخي مسائل مرتبط با شيوه برگزاري، داوري و اطلاعرساني جشنواره، مورد توجه و پرسش فعالان حوزه شعر قرار گرفت. اين جشنواره با مشاركت طيفي متنوع از شاعران شناخته شده تا كمتر شناخته شده و گمنام برگزار شد. اين تنوع، بالقوه ميتوانست يكي از نقاط قوت جشنواره باشد اما شيوه برگزاري، داوري و اطلاعرساني، پرسشها و ابهامهايي را به همراه داشت كه نميتوان از كنار آنها به سادگي عبور كرد. يكي از مهمترين مسائل، نبود شفافيت در فرآيند داوري است. به عنوان مثال دبيرخانه جشنواره در بخشهايي از مسابقه درخواست كرده بود شركتكنندگان چهار جلد از كتاب شعر خود را به دبيرخانه ارسال كنند؛ خواستهاي كه به طور طبيعي اين انتظار را ايجاد ميكند كه آثار ارسالي با دقت و براساس معيارهايي مشخص بررسي شوند. با اين حال، نه پيش از جشنواره و نه در مراسم اختتاميه، توضيح روشني درباره معيارهاي ارزيابي، نحوه امتيازدهي يا مراحل داوري ارايه نشد. حتي اطلاعاتي مانند تعداد كل شركتكنندگان نيز -به جز در يك بخش- اعلام نگرديد. ابهام در اين زمينه زماني پررنگتر شد كه در پايان مراسم، آقاي مجري كه اتفاقا يكي از داوران جشنواره هم بود، در پاسخ به پرسشي درباره معيار انتخاب آثار در حضور چند نفر از شركتكنندگان، اظهار كرد: «من وقتي كتاب شعري را باز ميكنم با ديدن حتي يك بيت از آن ميتوانم بگويم اثر خوب است يا بد!» اين نوع نگاه، اگرچه ممكن است بيانگر اتكاي فردي به ذوق و تجربه باشد اما براي داوري رسمي يك جشنواره ملي، محل ترديد جدي است. ارزش يك كتاب شعر، حاصل مجموع ساختار، زبان، تخيل، انسجام و سير كلي اثر است و تقليل آن به يك بيت، با منطق نقد ادبي حرفهاي همخواني ندارد. تاريخ ادبيات فارسي نيز گواه همين پيچيدگي است. بسياري از شاعران بزرگ، ازجمله حافظ، آثاري با كيفيتهاي متفاوت در كارنامه خود دارند؛ همانگونه كه گاه يك بيت درخشان از شاعري گمنام ميتواند جايگاهي ماندگار پيدا كند. اين واقعيت نشان ميدهد داوري شعر، نيازمند تأمل، زمان و معيارهاي دقيق است نه قضاوتهاي شتابزده. جالب آنكه در همين مراسم به نقل از مرحوم قيصر امينپور اشاره شد كه او هرگز داوري جشنوارههاي شعر را نميپذيرفت و معتقد بود «ذوق را نميشود داوري كرد و تاريخ بايد قضاوت كند.» طرح چنين ديدگاهي، اين پرسش را پررنگتر ميكند كه جشنواره شعر فجر تا چه اندازه توانسته است ميان ذوق فردي و معيارهاي حرفهاي داوري تعادل برقرار كند. در پايان، ضمن تبريك به برگزيدگان جشنواره، لازم است بر اهميت شفافيت در تبيين فرآيند داوري تاكيد شود. ارايه توضيح روشن درباره معيارها و مراحل ارزيابي آثار، ميتواند به تقويت اعتماد شاعران و مخاطبان نسبت به نتايج جشنواره كمك كند و از بروز برداشتهاي متفاوت جلوگيري نمايد. جشنواره شعر فجر، به عنوان مهمترين رويداد رسمي شعر كشور، براي حفظ اعتبار و اثرگذاري خود، ناگزير است در دورههاي آينده، اطلاعرساني دقيقتر، ارايه آمار روشن و تبيين صريح معيارهاي داوري را در اولويت قرار دهد؛ امري كه به نفع جشنواره، شاعران و فضاي شعر معاصر خواهد بود. برخي اطلاعات درخواستي در فراخوان جشنواره، ازجمله توضيح شركتكننده درباره دليل شايستگي اثر، معرفي تاييدكنندگان ادبي و اشاره به سابقه حضور كتاب در ديگر جشنوارهها، در صورت استفاده صرفا اجرايي يا آرشيوي ميتواند قابل توجيه باشد. با اين حال، براي حفظ داوري حرفهاي و عادلانه، ضروري است نقش و وزن اين دادهها در فرآيند ارزيابي به طور شفاف مشخص شود. در داوري آثار ادبي، اصل بر آن است كه متن اثر مستقل از نام، سابقه يا شبكه ارتباطي شاعر بررسي شود؛ امري كه تبيين دقيق آن ميتواند به تقويت اعتماد عمومي نسبت به نتايج جشنواره كمك كند. از ياد نبريم كه «در داوري شعر، اثر بايد پيش از شاعر ديده شود، نه شاعر پيش از اثر.»