درنگي بر يك پرسش آشنا
چرا «شعر فجر» به اندازه فيلم و موسيقي جدي نميشود؟
ابونصر قديمي
قلم بايد جسارت داشته باشد. براي تاريخ قلم جسور به مراتب بهتر از قلم مصالحهكار و بيخطر است. جشنوارههاي شعر فجر در سالهاي مختلف و از آن جمله جشنواره امسال هرگز به اندازه ساير رويدادهاي اين دهه، نظير جشنوارههاي فيلم و موسيقي، اهميت نداشته و جدي گرفته نشده، چنانكه حتي از حاشيه، طعنه و كنايه منتقدان و معترضان هم در امان بوده است. جشنوارهاي كه داورانِ خود را عمدتا از يك جريان فكري خاص ميآورند، برگزيدگاني انتخاب ميشوند تا سال بعد. چند نفر از برگزيدگان اين جشنواره در سالهاي بعد، كتاب باكيفيت و فراگيري منتشر كرده است؟! كتابي كه مورد استقبال خوانندگان قرار گيرد و به قفسه كتابخانههاي ايرانيها راه پيدا كند. در شرايط بسيار بد نشر كتاب شاعران جوان مستقل كه اغلب ناشران از شاعر مبلغي حدود ۱۰ تا ۲۰ ميليون ميگيرند و در شناسنامه كتاب مينويسند «تيراژ: ۳۰۰» -كه معمولا بيشتر از ۱۰۰ نسخه هم چاپ نميشود و آن ۱۰۰ نسخه را هم به خود شاعر ميدهند تا در خانه انبار كند و نسخههاي كتابش را به ناچار به فاميل و دوست و آشنا هديه بدهد، تنها راه ديده شدن شاعر، جشنوارههاست. معدود علاقهمندان باقيمانده شعر معاصر فارسي اگر بخواهند بدانند كدام شاعران برجسته در كشور دارند شعر مينويسند كه آثارشان خواندني است تا پول كتابي كه ميدهند هدر نرود، لابد به همين برگزيدگان جشنواره فجر رجوع ميكنند؛ جشنوارهاي كه چون جايزه بيشتري ميدهد، معروفتر از ديگر جشنوارههاست. حال اين جشنواره هم به دليل مشي رسمي و دولتياش، در تمام اين سالها با عدم اقبال شاعران مستقل روبهرو ميشود. جداي از شاعراني كه مشي رسمي و دولتي جشنواره را نميپسندند، كساني هم هستند كه شايد حاضر باشند در چنين رويدادي شركت كنند و وارد رقابت شوند اما تجربه حضور در چنين جشنوارههايي و شيوه بررسي و داوري آثار، حساب كار دستشان آمده و عطاي جشنواره شعر فجر را به لقاي آن بخشيدهاند. به عبارتي تنها راه شاعر براي اعلام تولد، زنده بودن و نمايش اثرش، همين جشنوارههاست؛ اما بسياري بر اين باورند كه حضور نامهايي خاص به عنوان تصميمگيران و حلقه روي كارآورندگان، در ادوار مختلف، سبب معرفي هيات علمي و داوران و برگزيدگاني خاص هم شده است؛ نامهايي كه در فضاي حقيقي و مجازي، كمتر به چشم و گوش خوانندگان شعر خورده است و بعد از پايان جشنواره هم معمولا رد و اثري از آنها در سالهاي بعد يافت نميشود؛ چراكه اين رويداد نتوانسته توجه مردم و منتقدان جدي را برانگيزد. جشنواره شعر فجر يا رويدادهايي از اين دست، به خاطر همان نگاه رسمي و متكلف دولتي به ادبيات و شعر، تاثيري در گسترش شعر معاصر فارسي نداشته و فعاليتش براساس تقويم رويدادهاي دولتي، به همان روزهاي برگزاري و اهداي لوح و جوايز ختم ميشود. لوح و جوايزي كه معمولا به شاعراني با ويژگيهايي خاص - چنانكه افتد و داني- اهدا ميشود! چنين شرايطي در مورد ساير رويدادهاي مشابه شعر نيز صادق است. همين چند ماه پيش بود كه جايزه غزل حسين منزوي در زنجان برگزار شد و ديديم كه اكثر غزلسرايان زنجاني هم به دلايلي مشابه آنچه در مورد شعر فجر هم وجود دارد، استقبال نكردند. ضمن اينكه اعتراضهاي شديدي هم شد كه شرح آنها در اين مجال نميگنجد. كوتاه سخن اينكه رونق و پويايي هنر در گرو ملاحظاتي است كه مهمترينشان رهايي است؛ رهايي از تمركز و كنترل سياسي و فرهنگي. طبعا بخش مهمي از افول و ركود شعر معاصر فارسي را بايد در اين موضوع جستوجو كرد.